<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=King+Robert</id>
	<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=King+Robert"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/King_Robert"/>
	<updated>2026-04-03T19:15:03Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.2</generator>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13140</id>
		<title>ورمیتور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13140"/>
		<updated>2014-07-26T12:07:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* تاریخچه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = ورمیتور&lt;br /&gt;
| تصویر          = &lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = &lt;br /&gt;
| القاب          =خشم برنزی&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| تابع     =[[جیهیریس تارگرین اول]]&amp;lt;br /&amp;gt;[[هیو همر]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =[[اژدها]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =&lt;br /&gt;
| همسر         =[[سیلور وینگ]]&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|35}}&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =[[تامبلتون]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  ={{تاریخ|130}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[پرنسس و ملکه]]&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =&lt;br /&gt;
| سریال      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''ورمیتور (Vermithor)''' معروف به '''خشم برنزی (the Bronze Fury)''' یک [[اژدها]]ی نر کاملا بالغ بود. او روزگاری مرکب [[شاه پیر]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور یک نر بزرگ پیر و قدرتمند بود. در بین تمامی اژدهایان [[وستروس]] در طی رخداد های رقص اژدهایان تنها [[ویگار]] (Vhagar) از ورمیتور مسن تر و بزرگ تر بود. ورمیتور سه برابر ماده اژدهای پرنس [[دیرون تارگرین (پسر ویسریس اول)|دیرون تارگرین]] (Daeron Targaryen)، [[تزاریون]] (Tessarion) بود. ورمیتور برنزی رنگ بود و بال هایی بزرگ خاکی رنگ داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در زمان رقص اژدهایان حدوداً یکصد ساله بود. با توجه به جثه اش در هوا به چابکی برخی اژدهایان جوان تر و کوچک تر نبود. در اوج بلوغش شعله اش فولاد و سنگ را ذوب می کرد. او برخلاف برادران وحشی اش به انسان ها خو کرده بود و حضورشان را تاب می آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور را [[شاه جیهیریس تارگرین اول]] (Jaehaerys I Targaryen) می راند. بعد از مرگ شاه پیر او بی سوار شد و در یکی از غار های آکنده از دود [[دراگون مونت]] (Dragonmont) منزل گزید و برای چند دهه آن جا ماند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]]، وقتی پرنس [[جیسریس ولاریون]] (Jacaerys Velaryon) به این نتیجه رسید که سیاه ها به اژدهاسواران بیشتری نیاز دارند، مردان بسیاری پا پیش گذاشتند تا به فراخوان پرنس جواب دهند. با این وجود رام کردن ورمیتور بسیار خطرناک بود. لرد [[گورمون مسی]] (Gormon Massey) تا به حد مرگ سوخت. با این وجود اژدها در برابر [[حرام زاده]] یک آهنگر گردن به نام [[هیو همر]] (Hugh Hammer) کمر خم کرد و او ورمیتور را در طی جنگ راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در نبرد تنگه شرکت داشت. او به همراه [[سیلور وینگ]] (Silverwing)، [[ورماکس]] (Vermax)، [[شیپ استیلر]] (Sheepstealer) و [[سی اسموک]] (Seasmoke) بر نود رزمناوی که تحت پرچم [[سه خواهران]] می جنگیدند حمله بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ ورمیتور به همراه [[سیلور وینگ]]، [[کاراکسس]] (Caraxes) و شیپ استیلر در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) منزل کردند. در [[تامبلتون]] (Tumbleton) ورمیتور را در خارج شهر و در زمین های جنوب تامبلتون بدون قید رها کرده بودند. این اژدها اغلب به دور هم چنبره می زدند. در طی خیانت [[تامبلتون]] دو خیانتکار از ورمیتور و سیلور وینگ برای تنبیه کردن شهر با تازیانه هایی از آتش استفاده کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد دوم [[تامبلتون]] ورمیتور بی سوار مورد هجوم تنها اژدهای سوار دار میدان نبرد، [[سی اسموک]] قرار گرفت. ورمیتور بیش از بیست فوت از زمین بالاتر نبود که سی اسموک از بالا بر سرش نازل شد و او را نعره کشان به گل و لای زمین زیر پا پرت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تزاریون|ملکه ی آبی]] بی سوار نیز کمی بعد به معرکه اضافه شد و این سه در روی زمین و در میان گل و خون و دود تا پای مرگ با هم جنگیدند. ورمیتور دندانش را دور گردن سی اسموک چفت کرد و سرش را از تن درید. او خواست که با غنیمتش به آسمان پرواز کند ولی بال های پاره اش تاب وزنش را نداشتند و کمی بعد سقوط کرد و مرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می شود با تاریک شدن هوا سیلور وینگ به زمین و به نزد پسر عمو های مرده اش فرود آمد. بعد ها ترانه سرایان ذکر می کردند که چگونه او سه با با پوزه اش بال ورمیتور را بلند کرد انگار که از می خواهد دوباره به پرواز درآید، اما طبق نظر استاد بزرگ [[گیلداین]] (Gyldayn) این احتمالا شایعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی ورمیتور==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شاه جیهیریس تارگرین اول]]&lt;br /&gt;
* [[هیو همر]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{اژدها}}&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;br /&gt;
[[en:Vermithor]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13135</id>
		<title>ورمیتور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13135"/>
		<updated>2014-07-25T21:22:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''ورمیتور (Vermithor)''' معروف به '''خشم برنزی (the Bronze Fury)''' یک [[اژدها]]ی نر کاملا بالغ بود. او روزگاری مرکب [[شاه پیر]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور یک نر بزرگ پیر و قدرتمند بود. در بین تمامی اژدهایان [[وستروس]] در طی رخداد های رقص اژدهایان تنها [[ویگار]] (Vhagar) از ورمیتور مسن تر و بزرگ تر بود. ورمیتور سه برابر ماده اژدهای پرنس [[دیرون تارگرین (پسر ویسریس اول)|دیرون تارگرین]] (Daeron Targaryen)، [[تزاریون]] (Tessarion) بود. ورمیتور برنزی رنگ بود و بال هایی بزرگ خاکی رنگ داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در زمان رقص اژدهایان حدوداً یکصد ساله بود. با توجه به جثه اش در هوا به چابکی برخی اژدهایان جوان تر و کوچک تر نبود. در اوج بلوغش شعله اش فولاد و سنگ را ذوب می کرد. او برخلاف برادران وحشی اش به انسان ها خو کرده بود و حضورشان را تاب می آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور را [[شاه جیهیریس تارگرین اول]] (Jaehaerys I Targaryen) می راند. بعد از مرگ شاه پیر او بی سوار شد و در یکی از غار های آکنده از دود [[دراگون مونت]] (Dragonmont) منزل گزید و برای چند دهه آن جا ماند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]]، وقتی پرنس [[جیسریس ولاریون]] (Jacaerys Velaryon) به این نتیجه رسید که سیاه ها به اژدهاسواران بیشتری نیاز دارند، مردان بسیاری پا پیش گذاشتند تا به فراخوان پرنس جواب دهند. با این وجود رام کردن ورمیتور بسیار خطرناک بود. لرد [[گورمون مسی]] (Gormon Massey) تا به حد مرگ سوخت. با این وجود اژدها در برابر [[حرام زاده]] یک آهنگر گردن به نام [[هیو همر]] (Hugh Hammer) کمر خم کرد و او ورمیتور را در طی جنگ راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در نبرد تنگه شرکت داشت. او به همراه [[سیلوروینگ]] (Silverwing)، [[ورماکس]] (Vermax)، [[شیپ استیلر]] (Sheepstealer) و [[سی اسموک]] (Seasmoke) بر نود رزمناوی که تحت پرچم [[سه خواهران]] می جنگیدند حمله بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ ورمیتور به همراه [[سیلوروینگ]]، [[کاراکسس]] (Caraxes) و شیپ استیلر در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) منزل کردند. در [[تامبلتون]] (Tumbleton) ورمیتور را در خارج شهر و در زمین های جنوب تامبلتون بدون قید رها کرده بودند. این اژدها اغلب به دور هم چنبره می زدند. در طی خیانت [[تامبلتون]] دو خیانتکار از ورمیتور و سیلوروینگ برای تنبیه کردن شهر با تازیانه هایی از آتش استفاده کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد دوم [[تامبلتون]] ورمیتور بی سوار مورد هجوم تنها اژدهای سوار دار میدان نبرد، [[سی اسموک]] قرار گرفت. ورمیتور بیش از بیست فوت از زمین بالاتر نبود که سی اسموک از بالا بر سرش نازل شد و او را نعره کشان به گل و لای زمین زیر پا پرت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تزاریون|ملکه ی آبی]] بی سوار نیز کمی بعد به معرکه اضافه شد و این سه در روی زمین و در میان گل و خون و دود تا پای مرگ با هم جنگیدند. ورمیتور دندانش را دور گردن سی اسموک چفت کرد و سرش را از تن درید. او خواست که با غنیمتش به آسمان پرواز کند ولی بال های پاره اش تاب وزنش را نداشتند و کمی بعد سقوط کرد و مرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می شود با تاریک شدن هوا سیلوروینگ به زمین و به نزد پسر عمو های مرده اش فرود آمد. بعد ها ترانه سرایان ذکر می کردند که چگونه او سه با با پوزه اش بال ورمیتور را بلند کرد انگار که از می خواهد دوباره به پرواز درآید، اما طبق نظر استاد بزرگ [[گیلداین]] (Gyldayn) این احتمالا شایعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی ورمیتور==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شاه جیهیریس تارگرین اول]]&lt;br /&gt;
* [[هیو همر]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{اژدها}}&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;br /&gt;
[[en:Vermithor]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13133</id>
		<title>ورمیتور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1&amp;diff=13133"/>
		<updated>2014-07-25T19:19:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «'''ورمیتور (Vermithor)''' معروف به '''خشم برنزی (the Bronze Fury)''' یک اژدهای نر کاملا بالغ ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''ورمیتور (Vermithor)''' معروف به '''خشم برنزی (the Bronze Fury)''' یک [[اژدها]]ی نر کاملا بالغ بود. او روزگاری مرکب [[شاه پیر]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور یک نر بزرگ پیر و قدرتمند بود. در بین تمامی اژدهایان [[وستروس]] در طی رخداد های رقص اژدهایان تنها [[ویگار]] (Vhagar) از ورمیتور مسن تر و بزرگ تر بود. ورمیتور سه برابر ماده اژدهای پرنس [[دیرون تارگرین (پسر ویسریس اول)|دیرون تارگرین]] (Daeron Targaryen)، [[تزاریون]] (Tessarion) بود. ورمیتور برنزی رنگ بود و بال هایی بزرگ خاکی رنگ داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در زمان رقص اژدهایان حدوداً یکصد ساله بود. با توجه به جثه اش در هوا به چابکی برخی اژدهایان جوان تر و کوچک تر نبود. در اوج بلوغش شعله اش فولاد و سنگ را ذوب می کرد. او برخلاف برادران وحشی اش به انسان ها خو کرده بود و حضورشان را تاب می آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور را [[شاه جیهیریس تارگرین اول]] (Jaehaerys I Targaryen) می راند. بعد از مرگ شاه پیر او بی سوار شد و در یکی از غار های آکنده از دود [[دراگون مونت]] (Dragonmont) منزل گزید و برای چند دهه آن جا ماند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]]، وقتی پرنس [[جیسریس ولاریون]] (Jacaerys Velaryon) به این نتیجه رسید که سیاه ها به اژدهاسواران بیشتری نیاز دارند، مردان بسیاری پا پیش گذاشتند تا به فراخوان پرنس جواب دهند. با این وجود رام کردن ورمیتور بسیار خطرناک بود. لرد [[گورمون مسی]] (Gormon Massey) تا به حد مرگ سوخت. با این وجود اژدها در برابر [[حرام زاده]] یک آهنگر گردن به نام [[هیو همر]] (Hugh Hammer) کمر خم کرد و او ورمیتور را در طی جنگ راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورمیتور در نبرد تنگه شرکت داشت. او به همراه [[سیلوروینگ]] (Silverwing)، [[ورماکس]] (Vermax)، [[شیپ استیلر]] (Sheepstealer) و [[سی اسموک]] (Seasmoke) بر نود رزمناوی که تحت پرچم [[سه خواهران]] می جنگیدند حمله بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ ورمیتور به همراه [[سیلوروینگ]]، [[کاراکسس]] (Caraxes) و شیپ استیلر در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) منزل کردند. در [[تامبلتون]] (Tumbleton) ورمیتور را در خارج شهر و در زمین های جنوب تامبلتون بدون قید رها کرده بودند. این اژدها اغلب به دور هم چنبره می زدند. در طی خیانت [[تامبلتون]] دو خیانتکار از ورمیتور و سیلوروینگ برای تنبیه کردن شهر با تازیانه هایی از آتش استفاده کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد دوم [[تامبلتون]] ورمیتور بی سوار مورد هجوم تنها اژدهای سوار دار میدان نبرد، [[سی اسموک]] قرار گرفت. ورمیتور بیش از بیست فوت از زمین بالاتر نبود که سی اسموک از بالا بر سرش نازل شد و او را نعره کشان به گل و لای زمین زیر پا پرت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تزاریون|ملکه ی آبی]] بی سوار نیز کمی بعد به معرکه اضافه شد و این سه در روی زمین و در میان گل و خون و دود تا پای مرگ با هم جنگیدند. ورمیتور دندانش را دور گردن سی اسموک چفت کرد و سرش را از تن درید. او خواست که با غنیمتش به آسمان پرواز کند ولی بال های پاره اش تاب وزنش را نداشتند و کمی بعد سقوط کرد و مرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می شود با تاریک شدن هوا سیلوروینگ به زمین و به نزد پسر عمو های مرده اش فرود آمد. بعد ها ترانه سرایان ذکر می کردند که چگونه او سه با با پوزه اش بال ورمیتور را بلند کرد انگار که از می خواهد دوباره به پرواز درآید، اما طبق نظر استاد بزرگ [[گیلداین]] (Gyldayn) این احتمالا شایعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی ورمیتور==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شاه جیهیریس تارگرین اول&lt;br /&gt;
* هیو همر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{اژدها}}&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84&amp;diff=13118</id>
		<title>کانیبال</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84&amp;diff=13118"/>
		<updated>2014-07-25T10:35:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کانیبال''' (Cannibal) یا هم جنس خوار اژدهایی وحشی بود که در طی [[رقص اژدهایان]] در [[دراگون استون]] (Dragonstone) می زیست. او از لاشه ی اژدهایان دیگر، تخم و نوزاد اژدها تغذیه می کرد و به همین دلیل مردم عادی دراگون استون این نام را به او دادند.{{رف|شوم}} او به همراه [[گری گوست]] (Grey Ghost) و [[شیپ استیلر]] (Sheepstealer) یکی از سه اژدهای کاملا وحشی بود که در برهه ی رقص اژدهایان در دراگون استون منزل داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کانیبال به سیاهی زغال بود. او بین سه اژدهای وحشی بزرگ ترین و مسن ترین بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشهور بود که کانیبال به اژدهایان دیگر حمله می کند. او در سوی دیگر دراگون مونت لانه داشت. قبل از رقص بسیاری از افرادی که می خواستند اژدها سوار شوند سعی کردند او را رام کنند و آشیانه اش آکنده از باقی مانده ی استخوان های آن ها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی جیسریس ولاریون (Jacaerys Velaryon) برای پیدا کردن اژدها سواران بیشتر فراخوان داد، هیچ کدام از [[بذر اژدهایان]] (dragonseeds) آن قدر احمق نبودند که مزاحم کانیبال شوند - اگر هم کسی تا این حد احمق بود برنگشت تا داستانش را تعریف کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[سیلور دنیس]] (Silver Denys)، مردی که ادعا می کرد از نسل [[میگور بی رحم]] (Maegor the Cruel) است خواست سوار شیپ استیلر شود اژدها بازویش را درید. زمانی که پسرانش خواستند به پدر زخمیشان کمک کنند کانیبال به آن ها حمله کرد، شیپ استیلر را فراری داد، و سیلور دنیس و پسرانش را کشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که جنازه ی گری گوست در دامنه ی دراگون مونت پیدا شد، [[رابرت کوینس]] (Robert Quince) به سرعت کانیبال را قاتل نامید، گرچه قاتل واقعی سان فایر (Sunfyre) بود. مردم عادی ابراز نگرانی کردند و از سر رابرت خواستند کانیبال را فراری دهد، ولی او نپذیرفت و ادعا کرد که اگر اژدها را تنها بگذارند مزاحمشان نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول ها در مورد کانیبال==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ کدام از بذر اژدهایان آن قدر احمق نبودند که مزاحم کانیبال شوند.{{رف|شوم}}|استاد بزرگ [[گیلداین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر مزاحمش نشویم، کانیبال مزاحممان نخواهد شد.{{رف|شوم}}|[[رابرت کوینس]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{اژدها}}&lt;br /&gt;
[[en:Cannibal]]&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Black-book.jpg&amp;diff=12070</id>
		<title>پرونده:Black-book.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Black-book.jpg&amp;diff=12070"/>
		<updated>2014-07-05T15:58:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کاریس ون هوتن در فیلم Black book&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Black-book.jpg&amp;diff=12067</id>
		<title>پرونده:Black-book.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Black-book.jpg&amp;diff=12067"/>
		<updated>2014-07-05T15:48:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: کاریس ون هوتن در فیلک Black book
رده:تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کاریس ون هوتن در فیلک Black book&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kvh_url.jpg&amp;diff=12065</id>
		<title>پرونده:Kvh url.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kvh_url.jpg&amp;diff=12065"/>
		<updated>2014-07-05T15:39:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: کارلیس ون هوتن در نقش نینا فان استافن برگ در فیلم Valkyrie 
رده:تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کارلیس ون هوتن در نقش نینا فان استافن برگ در فیلم Valkyrie &lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urlintruderscvh.jpg&amp;diff=12064</id>
		<title>پرونده:Urlintruderscvh.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urlintruderscvh.jpg&amp;diff=12064"/>
		<updated>2014-07-05T15:36:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: کارلیس ون هوتن در نقش سوسانا در فیلم Intruders&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کارلیس ون هوتن در نقش سوسانا در فیلم Intruders&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Cvh.jpg&amp;diff=12063</id>
		<title>پرونده:Cvh.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Cvh.jpg&amp;diff=12063"/>
		<updated>2014-07-05T15:35:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: کاریس ون هوتن در نقش  Birgitta Jónsdóttir در فیلم The Fifth Estate 
رده:تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کاریس ون هوتن در نقش  Birgitta Jónsdóttir در فیلم The Fifth Estate &lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Eyes_actresses_redheads_faces_carice_van_houten_1920x1080_22333.jpg&amp;diff=12062</id>
		<title>پرونده:Eyes actresses redheads faces carice van houten 1920x1080 22333.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Eyes_actresses_redheads_faces_carice_van_houten_1920x1080_22333.jpg&amp;diff=12062"/>
		<updated>2014-07-05T15:30:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Eyes_actresses_hats_faces_carice_van_houten_1366x768_67863.jpg&amp;diff=12061</id>
		<title>پرونده:Eyes actresses hats faces carice van houten 1366x768 67863.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Eyes_actresses_hats_faces_carice_van_houten_1366x768_67863.jpg&amp;diff=12061"/>
		<updated>2014-07-05T15:30:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice_van_Houten_2013-2_v%C3%A1gott.jpeg&amp;diff=12060</id>
		<title>پرونده:Carice van Houten 2013-2 vágott.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice_van_Houten_2013-2_v%C3%A1gott.jpeg&amp;diff=12060"/>
		<updated>2014-07-05T15:29:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%D9%88%D9%86_%D9%87%D9%88%D8%AA%D9%86&amp;diff=12059</id>
		<title>رده:تصاویر کاریس ون هوتن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%D9%88%D9%86_%D9%87%D9%88%D8%AA%D9%86&amp;diff=12059"/>
		<updated>2014-07-05T15:29:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «رده:تصاویر بازیگران سریال» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر بازیگران سریال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice-van-houten-photo-helen-sloanhbo-in-game-of-thrones-1788215930.jpg&amp;diff=12058</id>
		<title>پرونده:Carice-van-houten-photo-helen-sloanhbo-in-game-of-thrones-1788215930.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice-van-houten-photo-helen-sloanhbo-in-game-of-thrones-1788215930.jpg&amp;diff=12058"/>
		<updated>2014-07-05T15:28:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کاریس ون هوتن
رده:تصاویر ملیساندر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کاریس ون هوتن]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر ملیساندر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice_van_Houten_2013-2_v%C3%A1gott.jpeg&amp;diff=12057</id>
		<title>پرونده:Carice van Houten 2013-2 vágott.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Carice_van_Houten_2013-2_v%C3%A1gott.jpeg&amp;diff=12057"/>
		<updated>2014-07-05T15:28:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تصاویر کاریس ون هوتن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit-har.jpg&amp;diff=11293</id>
		<title>پرونده:Kit-har.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit-har.jpg&amp;diff=11293"/>
		<updated>2014-06-17T14:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=11217</id>
		<title>رده:تصاویر کیت هارینگتون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%DB%8C%D8%AA_%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=11217"/>
		<updated>2014-06-16T09:56:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «رده:تصاویر بازیگران سریال» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر بازیگران سریال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lkit-jon2.jpg&amp;diff=11216</id>
		<title>پرونده:Lkit-jon2.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Lkit-jon2.jpg&amp;diff=11216"/>
		<updated>2014-06-16T09:53:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کیت هارینگتون
رده:تصاویر جان اسنو&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جان اسنو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Url.png&amp;diff=11215</id>
		<title>پرونده:Url.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Url.png&amp;diff=11215"/>
		<updated>2014-06-16T09:53:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کیت هارینگتون&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit-har.jpg&amp;diff=11214</id>
		<title>پرونده:Kit-har.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit-har.jpg&amp;diff=11214"/>
		<updated>2014-06-16T09:52:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Seventh-son31.jpg&amp;diff=11213</id>
		<title>پرونده:Seventh-son31.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Seventh-son31.jpg&amp;diff=11213"/>
		<updated>2014-06-16T09:51:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کیت هارینگتون&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pompeii-Kit-Harington--cover.jpg&amp;diff=11212</id>
		<title>پرونده:Pompeii-Kit-Harington--cover.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pompeii-Kit-Harington--cover.jpg&amp;diff=11212"/>
		<updated>2014-06-16T09:50:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کیت هارینگتون&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit_Harrington_(9350745314)_(cropped).jpg&amp;diff=11211</id>
		<title>پرونده:Kit Harrington (9350745314) (cropped).jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Kit_Harrington_(9350745314)_(cropped).jpg&amp;diff=11211"/>
		<updated>2014-06-16T09:49:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر کیت هارینگتون&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر کیت هارینگتون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10995</id>
		<title>دریم فایر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10995"/>
		<updated>2014-06-09T10:08:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''دریم فایر''' '''(Dreamfyre)''' یک ماده اژدهای بالغ بود. او روزگاری مرکب خواهر [[شاه پیر]]، [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]] (Rhaena Targaryen) بود. دریم فایر بعد ها مرکب محبوب [[هلینا تارگرین]] (Helaena Targaryen) شد.{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر کاملاً بالغ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر را در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) زنجیر کرده بودند. بعد از آن که [[جیهیریس تارگرین|پسر 6 ساله ی]] ملکه [[هلینا تارگرین]] در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]] کشته شد، هلینا ایامش را در تاریکی و دیوانگی می گذراند، و نمی توانست سوار اژدهایش شود. او در نهایت از اندوه دیوانه شد و خود را از پنجره اش در [[دژ میگور]] (Maegor's Holdfast) بیرون انداخت و کشت. در موقع مرگش دریم فایر ناگاه برخواست و نعره ای کشید که دراگون پیت را لرزاند و دو تا از زنجیر هایش را پاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی یورش به [[چاله ی اژدها]] دریم فایر تنها اژدهایی بود که موقع هجوم جمعیت توانست خود را آزاد کند. او زنجیر های باقی مانده اش را پاره کرد و بال گشود. او در محیط منحنی شکل داخل گنبد چرخ می زد و به سوی جمعیت زیر پایش شیرجه می زد و به آن ها حمله می کرد. او بیش از سه اژدهای دیگر روی هم مهاجمین را کشت. او در تیررس کمان دار ها و زوبین دار ها بود و آن ها به سویش تیر و خدنگ پرتاب می کردند. هرگاه ارتفاعش را کم می کرد مردم به سویش هجوم می بردند و او را به هوا می راندند. در نهایت زوبینی به چشمش اصابت کرد. دریم فایر نیمه کور و مجنون به سوی گنبد بزرگ چاله ی اژدها در بالای سرش پرواز کرد. گنبد که بر اثر شعله ها ضعیف شده بود در اثر برخورد ترک خورد، نصف گنبد سقوط کرد و دریم فایر و اژدها کش های پایین را در زیر چندین تن سنگ و آوار دفن کرد. {{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی دریم فایر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
* [[هلینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10994</id>
		<title>دریم فایر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10994"/>
		<updated>2014-06-09T10:06:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* تاریخ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دریم فایر یک ماده اژدهای بالغ بود. او روزگاری مرکب خواهر [[شاه پیر]]، [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]] (Rhaena Targaryen) بود. دریم فایر بعد ها مرکب محبوب [[هلینا تارگرین]] (Helaena Targaryen) شد.{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر کاملاً بالغ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر را در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) زنجیر کرده بودند. بعد از آن که [[جیهیریس تارگرین|پسر 6 ساله ی]] ملکه [[هلینا تارگرین]] در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]] کشته شد، هلینا ایامش را در تاریکی و دیوانگی می گذراند، و نمی توانست سوار اژدهایش شود. او در نهایت از اندوه دیوانه شد و خود را از پنجره اش در [[دژ میگور]] (Maegor's Holdfast) بیرون انداخت و کشت. در موقع مرگش دریم فایر ناگاه برخواست و نعره ای کشید که دراگون پیت را لرزاند و دو تا از زنجیر هایش را پاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی یورش به [[چاله ی اژدها]] دریم فایر تنها اژدهایی بود که موقع هجوم جمعیت توانست خود را آزاد کند. او زنجیر های باقی مانده اش را پاره کرد و بال گشود. او در محیط منحنی شکل داخل گنبد چرخ می زد و به سوی جمعیت زیر پایش شیرجه می زد و به آن ها حمله می کرد. او بیش از سه اژدهای دیگر روی هم مهاجمین را کشت. او در تیررس کمان دار ها و زوبین دار ها بود و آن ها به سویش تیر و خدنگ پرتاب می کردند. هرگاه ارتفاعش را کم می کرد مردم به سویش هجوم می بردند و او را به هوا می راندند. در نهایت زوبینی به چشمش اصابت کرد. دریم فایر نیمه کور و مجنون به سوی گنبد بزرگ چاله ی اژدها در بالای سرش پرواز کرد. گنبد که بر اثر شعله ها ضعیف شده بود در اثر برخورد ترک خورد، نصف گنبد سقوط کرد و دریم فایر و اژدها کش های پایین را در زیر چندین تن سنگ و آوار دفن کرد. {{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی دریم فایر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
* [[هلینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10993</id>
		<title>دریم فایر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10993"/>
		<updated>2014-06-09T10:06:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «دریم فایر یک ماده اژدهای بالغ بود. او روزگاری مرکب خواهر شاه پیر، [[رینا تار...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دریم فایر یک ماده اژدهای بالغ بود. او روزگاری مرکب خواهر [[شاه پیر]]، [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]] (Rhaena Targaryen) بود. دریم فایر بعد ها مرکب محبوب [[هلینا تارگرین]] (Helaena Targaryen) شد.{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توصیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر کاملاً بالغ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دریم فایر را در [[چاله اژدها]] (Dragonpit) زنجیر کرده بودند. بعد از آن که [[جیهیریس تارگرین|پسر 6 ساله ی]] [[ملکه هلینا]] تارگرین در طی [[رقص اژدهایان|جنگ داخلی]] کشته شد، هلینا ایامش را در تاریکی و دیوانگی می گذراند، و نمی توانست سوار اژدهایش شود. او در نهایت از اندوه دیوانه شد و خود را از پنجره اش در [[دژ میگور]] (Maegor's Holdfast) بیرون انداخت و کشت. در موقع مرگش دریم فایر ناگاه برخواست و نعره ای کشید که دراگون پیت را لرزاند و دو تا از زنجیر هایش را پاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی یورش به [[چاله ی اژدها]] دریم فایر تنها اژدهایی بود که موقع هجوم جمعیت توانست خود را آزاد کند. او زنجیر های باقی مانده اش را پاره کرد و بال گشود. او در محیط منحنی شکل داخل گنبد چرخ می زد و به سوی جمعیت زیر پایش شیرجه می زد و به آن ها حمله می کرد. او بیش از سه اژدهای دیگر روی هم مهاجمین را کشت. او در تیررس کمان دار ها و زوبین دار ها بود و آن ها به سویش تیر و خدنگ پرتاب می کردند. هرگاه ارتفاعش را کم می کرد مردم به سویش هجوم می بردند و او را به هوا می راندند. در نهایت زوبینی به چشمش اصابت کرد. دریم فایر نیمه کور و مجنون به سوی گنبد بزرگ چاله ی اژدها در بالای سرش پرواز کرد. گنبد که بر اثر شعله ها ضعیف شده بود در اثر برخورد ترک خورد، نصف گنبد سقوط کرد و دریم فایر و اژدها کش های پایین را در زیر چندین تن سنگ و آوار دفن کرد. {{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سواران شناخته شده ی دریم فایر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[رینا تارگرین (دختر اینیس اول)|رینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
* [[هلینا تارگرین]]{{رف|شوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10990</id>
		<title>شاه پیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=10990"/>
		<updated>2014-06-09T08:44:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: تغییرمسیر به جیهیریس تارگرین اول&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#REDIRECT [[جیهیریس تارگرین اول]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84&amp;diff=10962</id>
		<title>کانیبال</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%84&amp;diff=10962"/>
		<updated>2014-06-07T09:06:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «'''کانیبال''' (Cannibal) یا هم جنس خوار اژدهایی وحشی بود که در طی رقص اژدهایان در [[...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کانیبال''' (Cannibal) یا هم جنس خوار اژدهایی وحشی بود که در طی [[رقص اژدهایان]] در [[دراگون استون]] (Dragonstone) می زیست. او از لاشه ی اژدهایان دیگر، تخم و نوزاد اژدها تغذیه می کرد و به همین دلیل مردم عادی دراگون استون این نام را به او دادند.{{رف|شوم}} او به همراه [[گری گوست]] (Grey Ghost) و [[شیپ استیلر]] (Sheepstealer) یکی از سه اژدهای کاملا وحشی بود که در برهه ی رقص اژدهایان در دراگون استون منزل داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کانیبال به سیاهی زغال بود. او بین سه اژدهای وحشی بزرگ ترین و مسن ترین بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشهور بود که کانیبال به اژدهایان دیگر حمله می کند. او در سوی دیگر دراگون مونت لانه داشت. قبل از رقص بسیاری از افرادی که می خواستند اژدها سوار شوند سعی کردند او را رام کنند و آشیانه اش آکنده از باقی مانده ی استخوان های آن ها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی جیسریس ولاریون (Jacaerys Velaryon) برای پیدا کردن اژدها سواران بیشتر فراخوان داد، هیچ کدام از [[بذر اژدهایان]] (dragonseeds) آن قدر احمق نبودند که مزاحم کانیبال شوند - اگر هم کسی تا این حد احمق بود برنگشت تا داستانش را تعریف کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[سیلور دنیس]] (Silver Denys)، مردی که ادعا می کرد از نسل [[میگور بی رحم]] (Maegor the Cruel) است خواست سوار شیپ استیلر شود اژدها بازویش را درید. زمانی که پسرانش خواستند به پدر زخمیشان کمک کنند کانیبال به آن ها حمله کرد، شیپ استیلر را فراری داد، و سیلور دنیس و پسرانش را کشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که جنازه ی گری گوست در دامنه ی دراگون مونت پیدا شد، [[رابرت کوینس]] (Robert Quince) به سرعت کانیبال را قاتل نامید، گرچه قاتل واقعی سان فایر (Sunfyre) بود. مردم عادی ابراز نگرانی کردند و از سر رابرت خواستند کانیبال را فراری دهد، ولی او نپذیرفت و ادعا کرد که اگر اژدها را تنها بگذارند مزاحمشان نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول ها در مورد کانیبال==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچ کدام از بذر اژدهایان آن قدر احمق نبودند که مزاحم کانیبال شوند.{{رف|شوم}}|استاد بزرگ [[گیلداین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اگر مزاحمش نشویم، کانیبال مزاحممان نخواهد شد.{{رف|شوم}}|[[رابرت کوینس]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اژدهایان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%DA%A9_%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%86&amp;diff=10428</id>
		<title>رده:تصاویر جک گلیسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%AC%DA%A9_%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%86&amp;diff=10428"/>
		<updated>2014-05-05T19:50:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: صفحه‌ای جدید حاوی «رده:تصاویر بازیگران سریال» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر بازیگران سریال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urljgleesen.jpg&amp;diff=10427</id>
		<title>پرونده:Urljgleesen.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urljgleesen.jpg&amp;diff=10427"/>
		<updated>2014-05-05T19:49:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: جک گلیسن در نقش دارا در فیلم All Good Children 
رده:تصاویر جک گلیسن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جک گلیسن در نقش دارا در فیلم All Good Children &lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جک گلیسن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urljg.jpg&amp;diff=10426</id>
		<title>پرونده:Urljg.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Urljg.jpg&amp;diff=10426"/>
		<updated>2014-05-05T19:48:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: جک گلیسن در نقش سیموس در فیلم A Shine of Rainbows 
رده:تصاویر جک گلیسن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جک گلیسن در نقش سیموس در فیلم A Shine of Rainbows &lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جک گلیسن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jfrey_bar.jpg&amp;diff=10425</id>
		<title>پرونده:Jfrey bar.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jfrey_bar.jpg&amp;diff=10425"/>
		<updated>2014-05-05T19:46:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر جک گلیسن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:تصاویر جک گلیسن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jack-Gleeson.jpg&amp;diff=10424</id>
		<title>پرونده:Jack-Gleeson.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jack-Gleeson.jpg&amp;diff=10424"/>
		<updated>2014-05-05T19:46:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: جک گلیسون در نقش پسر بچه کوچک در فیلم Batman Begins
رده:تصاویر جک گلیسن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جک گلیسون در نقش پسر بچه کوچک در فیلم Batman Begins&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جک گلیسن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Game-Of-Thrones-Series-3--012.jpg&amp;diff=10423</id>
		<title>پرونده:Game-Of-Thrones-Series-3--012.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Game-Of-Thrones-Series-3--012.jpg&amp;diff=10423"/>
		<updated>2014-05-05T19:45:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر جک گلیسن رده:تصاویر جافری براتیون رده:تصاویر مارجری تایرل رده:تصاویر ناتالی دورمر&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جک گلیسن]] [[رده:تصاویر جافری براتیون]] [[رده:تصاویر مارجری تایرل]] [[رده:تصاویر ناتالی دورمر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:JgleeUrl.jpg&amp;diff=10422</id>
		<title>پرونده:JgleeUrl.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:JgleeUrl.jpg&amp;diff=10422"/>
		<updated>2014-05-05T19:43:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: رده:تصاویر جک گلیسن&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جک گلیسن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robert-Baratheon-game-of-thrones-17629743-1280-720.jpg&amp;diff=10087</id>
		<title>پرونده:Robert-Baratheon-game-of-thrones-17629743-1280-720.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robert-Baratheon-game-of-thrones-17629743-1280-720.jpg&amp;diff=10087"/>
		<updated>2014-04-16T17:31:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش شاه رابرت

رده:تصاویر مارک ادی رده:تصاویر رابرت براتیون&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش شاه رابرت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]] [[رده:تصاویر رابرت براتیون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pumblechook.jpeg&amp;diff=10086</id>
		<title>پرونده:Pumblechook.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Pumblechook.jpeg&amp;diff=10086"/>
		<updated>2014-04-16T17:30:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش آقای پامبلچوک در مینی سریال آرزوهای بزرگ (Great Expectations)

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش آقای پامبلچوک در مینی سریال آرزوهای بزرگ (Great Expectations)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Monty.jpeg&amp;diff=10085</id>
		<title>پرونده:Monty.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Monty.jpeg&amp;diff=10085"/>
		<updated>2014-04-16T17:29:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش دیوید 'دیو' در فیلم The Full Monty

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش دیوید 'دیو' در فیلم The Full Monty&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mark_addy_2010_05_11.jpg&amp;diff=10084</id>
		<title>پرونده:Mark addy 2010 05 11.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Mark_addy_2010_05_11.jpg&amp;diff=10084"/>
		<updated>2014-04-16T17:28:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Roberttrollied.jpeg&amp;diff=10083</id>
		<title>پرونده:Roberttrollied.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Roberttrollied.jpeg&amp;diff=10083"/>
		<updated>2014-04-16T17:27:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش اندی در سریال Trollied

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش اندی در سریال Trollied&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robin_hood39.jpg&amp;diff=10082</id>
		<title>پرونده:Robin hood39.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robin_hood39.jpg&amp;diff=10082"/>
		<updated>2014-04-16T17:26:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش فرایر توک در فیلم Robin Hood 2010

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش فرایر توک در فیلم Robin Hood 2010&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Uktv-atlantis-s01-e06-8.jpg&amp;diff=10081</id>
		<title>پرونده:Uktv-atlantis-s01-e06-8.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Uktv-atlantis-s01-e06-8.jpg&amp;diff=10081"/>
		<updated>2014-04-16T17:25:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش هرکول در سریال Atlantis

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش هرکول در سریال Atlantis&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Still-standing.jpeg&amp;diff=10080</id>
		<title>پرونده:Still-standing.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Still-standing.jpeg&amp;diff=10080"/>
		<updated>2014-04-16T17:23:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش بیل میلر در سریال کمدی Still Standing

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش بیل میلر در سریال کمدی Still Standing&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Detective.JPG&amp;diff=10079</id>
		<title>پرونده:Detective.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Detective.JPG&amp;diff=10079"/>
		<updated>2014-04-16T17:22:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش کاراگاه اهیرن در فیلم Barney's Version 

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش کاراگاه اهیرن در فیلم Barney's Version &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_time_machine.jpg&amp;diff=10078</id>
		<title>پرونده:The time machine.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_time_machine.jpg&amp;diff=10078"/>
		<updated>2014-04-16T17:21:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش دیوید فیلبی در فیلم The Time Machine

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش دیوید فیلبی در فیلم The Time Machine&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:A_knight_tale.jpeg&amp;diff=10077</id>
		<title>پرونده:A knight tale.jpeg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:A_knight_tale.jpeg&amp;diff=10077"/>
		<updated>2014-04-16T17:19:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: مارک ادی در نقش رولان ملازم هیث لجر در فیلم A Knight's Tale 

رده:تصاویر مارک ادی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مارک ادی در نقش رولان ملازم هیث لجر در فیلم A Knight's Tale &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مارک ادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10072</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10072"/>
		<updated>2014-04-15T11:15:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* نقل قول های جان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amoka&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد) رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دونال نویه]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[الیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب میشد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین هفهند]] (نصفه دست -Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و مجبور به ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌شود. قبل از حمله جان، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدام خود، به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[تیریون لنیستر]] ادعا می کرد که بیشتر انسا ن ها ترجیح می دهند واقعیت هاي تلخ را انکار کنند تا با آن روبرو شوند، اما کار جان از انکار گذشته بود. او کسی بود که بود؛ جان اسنو، حرامزاده و سوگند شکن، بی مادر، بی دوست، ملعون. براي مابقی عمرش -هر چقدر که طول بکشد- محکوم بود که یک غریبه باشد، مردی خاموش ایستاده در سایه که جرات نداشت نام حقیقی اش را به زبان بیاورد.|جان به خودش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان از مرگ نمی ترسید، ولی نمی خواست آن طور بمیرد، دست گیر و محکوم شود و سرش را مانند یک یاغی معمولی بزنند. اگر قرار بود او بمیرد، بگذار شمشیر در دست داشته باشد، و با قاتلین پدرش بجنگد. او یک [[استارک]] واقعی نبود، هرگز یک استارک نبود... ولی می توانست مانند یک استارک بمیرد. بگذار بگویند که [[ادارد استارک]] چهار پسر داشته است نه سه تا.|افکار جان بعد از قتل پدرش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مرا ببخشید، [[ند|پدر]]،[[راب]]، [[آریا]]، [[برن]]... مرا ببخشید، من نمی توانم کمکتان کنم. جئور مورمونت|او حق دارد، جای من [[دیوار|اینجا]]ست. &amp;quot;من تحت اختیار شما هستم، سرورم. سرباز شما. سوگند می خورم. دیگر فرار نخواهم کرد.|جان در حضور [[جئور مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پدرم بهم گفت، هیچ شرمساری ای در ترس وجود ندارد، آنچه اهمیت دارد طریقه ی مواجهه با آن است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|برخی از مردان در آستانه ی نبرد در طلب فاحشه ها بر می آیند، برخی به دنبال خدایان.{{رف|نش|6}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما به یک ستاره نگاه می کنیم و چیزهای متفاوتی می بینیم.{{رف|یش|26}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|هر چه بیشتر به یک شاه می دهی، بیشتر می خواد. ما داریم روی یک پل یخی راه می ریم و دو طرفمون پرتگاهه. راضی کردن یک شاه سخته، راضی کردن دو شاه تقریباً غیرممکنه.|جان به [[سم]]}}}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|[[اد غمگین|اد]] برایم یک کنده بیاور.|پیش از اعدام [[جینوس اسلینت]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10071</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10071"/>
		<updated>2014-04-15T11:12:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* نقل قول های جان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amoka&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد) رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دونال نویه]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[الیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب میشد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین هفهند]] (نصفه دست -Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و مجبور به ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌شود. قبل از حمله جان، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدام خود، به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[تیریون لنیستر]] ادعا می کرد که بیشتر انسا ن ها ترجیح می دهند واقعیت هاي تلخ را انکار کنند تا با آن روبرو شوند، اما کار جان از انکار گذشته بود. او کسی بود که بود؛ جان اسنو، حرامزاده و سوگند شکن، بی مادر، بی دوست، ملعون. براي مابقی عمرش -هر چقدر که طول بکشد- محکوم بود که یک غریبه باشد، مردی خاموش ایستاده در سایه که جرات نداشت نام حقیقی اش را به زبان بیاورد.|جان به خودش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان از مرگ نمی ترسید، ولی نمی خواست آن طور بمیرد، دست گیر و محکوم شود و سرش را مانند یک یاغی معمولی بزنند. اگر قرار بود او بمیرد، بگذار شمشیر در دست داشته باشد، و با قاتلین پدرش بجنگد. او یک [[استارک]] واقعی نبود، هرگز یک استارک نبود... ولی می توانست مانند یک استارک بمیرد. بگذار بگویند که [[ادارد استارک]] چهار پسر داشته است نه سه تا.|افکار جان بعد از قتل پدرش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مرا ببخشید، [[ند|پدر]]،[[راب]]، [[آریا]]، [[برن]]... مرا ببخشید، من نمی توانم کمکتان کنم. جئور مورمونت|او حق دارد، جای من [[دیوار|اینجا]]ست. &amp;quot;من تحت اختیار شما هستم، سرورم. سرباز شما. سوگند می خورم. دیگر فرار نخواهم کرد.|جان در حضور [[جئور مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پدرم بهم گفت، هیچ شرمساری ای در ترس وجود ندارد، آنچه اهمیت دارد طریقه ی مواجهه با آن است.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|برخی از مردان در آستانه ی نبرد در طلب فاحشه ها بر می آیند، برخی به دنبال خدایان.{{رف|نش|6}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما به یک ستاره نگاه می کنیم و چیزهای متفاوتی می بینیم.{{رف|یش|26}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|هر چه بیشتر به یک شاه می دهی، بیشتر می خواد. ما داریم روی یک پل یخی راه می ریم و دو طرفمون پرتگاهه. راضی کردن یک شاه سخته، راضی کردن دو شاه تقریباً غیرممکنه.|جان به [[سم]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|[[اد غمگین|اد]] برایم یک کنده بیاور.|پیش از اعدام [[جینوس اسلینت]]}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10070</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10070"/>
		<updated>2014-04-15T10:45:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* نقل قول های جان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amoka&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد) رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دونال نویه]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[الیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب میشد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین هفهند]] (نصفه دست -Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و مجبور به ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌شود. قبل از حمله جان، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدام خود، به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.{{رف|بتت|10}}|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|به [[راب استارک|راب]] بگو که من می خوام فرمانده [[نگهبانان شب]] بشم و چنان امنیت رو براش تأمین کنم که از بی کاری با دخترها سوزن دوزی کنه و از [[میکن]] (Mikken) بخواد همه ی شمشیر ها رو ذوب کنه و ازشون نعل اسب بسازه.{{رف|بتت|21}}|جان به [[تیریون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|...راهی بدون مقصدي مشخص، اما تصورش جان اسنو را به وجد انداخت. [[وینترفل]] در آن مسیر قرار داشت، و بعد از آن [[ریورران]] (Riverrun) و [[ایري]] (Eyrie) و [[بارانداز پادشاه]] و خیلی جاهاي دیگر؛ [[کسترلی راك]] (Casterly Rock)، جزیره ي چهره ها (Isle of the Faces)، [[کوهستان سرخ]] (Red Mountain) [[دورن]] (Dorne)، صدها جزیر ه براووس (Braavos) در میان دریا، خرابه هاي سوخته ي [[والریا]]ي کهن. و سایر مکان هایی که جان هرگز نخواهد دید. دنیا در آن مسیر قرار داشت... و او اینجا مانده بود.{{رف|بتت|41}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10069</id>
		<title>جان اسنو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88&amp;diff=10069"/>
		<updated>2014-04-15T10:18:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;King Robert: /* رقصی با اژدهایان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] جان اسنو [[پرونده:Arms_of_the_Night's_Watch.png|50px|چپ]]| تصویر          = [[پرونده:Amoka-jonsnow.jpg|250px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اثر Amoka&lt;br /&gt;
| القاب  = لرد اسنو{{سخ}}کلاغ تغییر جهت داده{{سخ}}حرامزاده ی وینترفل{{سخ}}حرامزاده ی سیاه دیوار{{سخ}}لرد کلاغ&lt;br /&gt;
| عنوان  ={{اسپویلر|[[لرد فرمانده نایت واچ]]}}&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]{{سخ}}[[نگهبانان شب]]&lt;br /&gt;
| نژاد         =&lt;br /&gt;
| فرهنگ       =[[مردم شمال]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد = نامعلوم| &lt;br /&gt;
تاریخ_تولد  = 283AL| &lt;br /&gt;
محل_مرگ =| &lt;br /&gt;
تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها    =بازی تاج و تخت(شخصیت اصلی){{سخ}}نزاع شاهان(شخصیت اصلی){{سخ}}یورش شمشیرها(شخصیت اصلی){{سخ}}ضیافتی برای کلاغ ها(حضور دارد) رقص با اژدهایان(شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[کیت هارینگتون]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جان اسنو''' (Jon Snow) پسر حرامزاده [[ادارد استارک]] و مادری با هویت نامعلوم است.{{رف|بتت|6}} او تحت سرپرستی پدرش در کنار خواهر و برادرهای ناتنی خود بزرگ شد. جان وقتی که به سن بلوغ نزدیک شد، به [[نگهبانان شب]] پیوست. [[دایرولف]] مو سفید و چشم سرخ او، [[گوست]] (Ghost) همیشه همراه اوست. در آغاز داستان او 14 ساله است، و یکی از کاراکترهاییست که داستان از دید او بیان می شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_Snow_by_AniaEm.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو، اثر Anja Dalisa]]&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی وقتی 14 سال داشت، به جان گفته می شد، بیشتر از هر کدام از خواهر برادرهایش، ویژگی های [[استارک]] را دارد. او تنی لاغر و صورتی کشیده، موهای قهوه ای تیره، و چشمانی خاکستری با حاشیه سیاه دارد. او قوی و فرز است{{رف|بتت|1}} پس از پیوستن به [[نگهبانان شب]]، لباس رسمی آنها، یعنی لباس سیاه را بر تن کرد.&lt;br /&gt;
جان همانند یک استارک و شمالی بزرگ شده و در خیلی چیزها، ارزشهای اخلاقی آنها را فرا گرفته است، او حتی در مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیم گیری در مواردی که از لحاظ اخلاقی مبهم می باشند، سعی میکند مطابق با همین اصول اخلاقی عمل کند. توصیفی از اسلحه ی شخصی او در کتاب نیامده است، اما [[جورج مارتین]] به کمپانی والرین استیل گفته است، که در ساخت شمشر جان از رنگهای [[خاندان استارک]]، بر روی پلاک شمشیر، استفاده شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.valyriansteel.com/2007/06/13/longclaw-plaque/ سایت کمپانی والرین استیل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Jon_HBO.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|Kit Harington بازیگر نقش جان اسنو]]&lt;br /&gt;
==گذشته==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، مرموز باقی مانده است. به او گفته شده است که اواخر [[قیام رابرت]]، حدود یک ماه قبل از [[غارت بارانداز پادشاه|غارت کینگزلندینگ]] (بارانداز پادشاه) به دنیا آمده است. لرد [[ادارد استارک]] (Lord Eddard Stark) زمان بازگشت از جنگ، بچه ای تازه متولد شده را با خود به [[وینترفل]] آورد، و مصرّانه خواستار بزرگ شدن او با سایر فرزندانش شد.&lt;br /&gt;
جان یک برادر ناتنی بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]] (Robb) دو برادر ناتنی کوچکتر به نامهای [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon) و 2 خواهر کوچکتر به نامهای [[آریا استارک|آریا]] (Arya) و [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) دارد. حضور او در وینترفل اختلافاتی بین ادارد و همسرش [[کتلین]] (Catelyn)، که جان را به چشم، یادآوری دائمی، از خیانت همسرش می دید، به وجود آورد. او رفتاری سرد با جان در پیش گرفت تا به جان این حس را بفهماند که حضورش برایش ناخوش آیند است. او از لحاظ ظاهر بیش از تمام فرزندان واقعی [[ادارد استارک]]، به او شبیه است و این موضوع بیش از پیش رابطه ی او و [[کتلین]] را تیره تر کرد. با همه ی اینها ادارد همیشه، رفتاری مشابه با سایر فرزندانش، با جان داشت و جان نیز رابطه ی خوبی با خواهر برادرهای ناتنی خود داشت، به خصوص آریا و [[راب]]. با این حال، جان همیشه با حرامزاده بودن خود مسئله داشت، و احساس بیگانگی میکرد، همین به تصمیم نهایی او، که پیوستن به سازمان نگهبانی شب بود، کمک کرد، جایی که چگونگی به دنیا آمدن او، اهمیت چندانی نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:MKomarck_JonSnowLC_II.jpg|بندانگشتی|250px|چپ|جان اسنو اثر Michael Komarck]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان 14 سال دارد، که پدر و برادران خود (راب و برن) و همچنین [[تیان گریجوی]] را برای اعدام یک فراری از [[نگهبانان شب]]، همراهی میکند. در راه برگشت آنها به چند توله ی [[دایرولف]]، برخورد میکنند؛ 5 توله نصیب فرزندان استارک، و یک توله ی موسفید و چشم قرمز و رانده شده از سایرین به جان می رسد.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
موقعیت جان، چه در خانواده و چه در خارج از آن، در طول سالها، به طور آشکار تلخ بود، وقتی او به سن نوجوانی رسید، بعد از اینکه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] (Benjen) به او گفت، دیوار به مردی مثل او نیاز دارد، به نگهبانان شب پیوست. در طی سفر او به دیوار و همراهی [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) با او در این سفر، رابطه ی دوستانه ای بین جان و تیریون، با توجه به وجه اشتراکشان، که غیرخودی بودن در بین نجیبزاده ها بود، شکل گرفت.{{رف|بتت|13}} در ابتدا پیوستن به نگهبانان شب جان منزوی و گوشه گیر بود، که این انزوا او را بدون دوست باقی گذاشت. هماتایانش به خاطر اینکه او از خاندان بزرگی بود، از او منزجر بودند و جان را به سخره میگرفتند، که این موضوع سبب بازگشت همان احساس قدیمی جان میشد. او به خصوص وقتی تنهاتر شد که عمویش [[بنجن استارک|بنجن]]، به خاطر رهبری یک گروه گشتی، دیوار را ترک کرد. بعد از درگیری با چند تا از همتایانش، گفتگویی با [[دونال نویه]] (Donal Noye) به او کمک کرد، تا نگرش خود را اصلاح کند، این تغییر نگرش، او را خیلی زود، یک دوست ، مربی و رهبری برای همتایان خود و به دشمنی برای استاد رزم، یعنی سر [[الیستر تورن]] (Ser Alliser Thorne) تبدیل کرد. {{رف|بتت|19}} جان همچنین به محافظت از [[سمول تارلی]] (Samwell Tarly) در برابر قلدری چند تن از همتایانشان در آمد. {{رف|بتت|26}} {{رف|بتت|41}} بعد از پیوستن به نگهبانان شب، جان از انتصابش به عنوان مباشر عصبانی شد، در حالیکه او انتظار داشت به عنوان یک گشتی برگزیده شود. گرچه همان موقع و با کمک سمول، او به این موضوع پی برد که انتخاب او به عنوان مباشر شخصی [[جور مورمونت|مورمونت]]، به منزله ی آماده کردن جان، به عنوان فرمانده ی آینده می باشد. {{رف|بتت|48}} در طی حمله یک [[وایت]] در قلعه ی [[کسل بلک]]، جان اسنو زندگی [[جور مورمونت|مورمونت]] را نجات داد، در پی این حادثه، دست جان اسنو به طور جدی سوخت. [[جور مورمونت|مورمونت]] به او شمشیر حرامزاده ی والرین خود، یعنی [[لانگ کلو]] را (Longclaw) ، که سلاح [[خاندان مورمونت]] محسوب میشد، اهدا کرد، و سر یک [[دایرولف]] را که نشان [[خاندان استارک]] است، بر سر آن حکاکی کرد.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه جان یاد گرفت که چگونه خود را با زندگی در [[دیوار]] وفق دهد، اما جدایی از زندگی گذشته اش همچنان برای او مشکل بود، در آغاز [[جنگ پنج پادشاهی]]، جان خود را مابین عهدش به نگهبانی و خانواده ش می دید. از طرفی جان به طور قابل توجه ای خود را اسیر سر [[آلیستر]] می دید، که جان را بعد از فهمیدن دستگیری پدرش، با تمسخر کردن بر می انگیخت. بعد از اعدام پدرش، جان با تلاش به ترک نگهبانی، تصمیم به پیوستن به ارتش برادرش راب گرفت، هرچند مجازات این عمل مرگ بود. البته دوستان جدیدش او را بازگرداندند، و از این سرنوشت نجات دادند. &lt;br /&gt;
صبح روز بعد، [[جور مورمونت|مورمونت]] به خاطر فرار، جان را مورد ملامت قرار داد، و جان تصمیم گرفت که با افتخار و به طور کامل، در خدمت سازمان نگهبانی باشد. او جای خود را به عنوان مباشر [[جور مورمونت|مورمونت]] پذیرفت و آماده سفر با گروه بزرگ گشتی به رهبری [[جور مورمونت|مورمونت]] به سمت شمال شد. {{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان دو جفت دستکش می پوشید، به خاطر اینکه دست راستش سوخته بود، و اگر در دست چپش، فقط یک دستکش می پوشید، احساس حماقت به او دست می داد. {{رف|نش|6}} جان به عنوان یکی از اعضاء گروهی بود که برای بررسی جنگلهای خالی از سکنه شده ی شمال در پشت دیوار، می رفتند، انتخاب شد، تا همچنین ببیند چه اتفاقی برای گشتی های ناپدید شده، از جمله عمویش [[بنجن استارک]] افتاده است. وقتی به منطقه ی &amp;quot; [[مشت نخستین  انسانها]] &amp;quot; (Fist of the First Men) رسیدند، جان به همراه یکی از سه گروه گشتی، که برای تحقیق به سمت کوهستان حرکت کردند، به رهبری [[کورین هفهند]] (نصفه دست -Qhorin Halfhand) انتخاب شد. {{رف|نش|43}} در گردنه ی [[اسکایرلینگ]] (Skirling)  آنها به یک گروه وحشی برخورد می کنند، جان یکی از کسانی است که برای گرفتن آنها انتخاب شد، پس از کشتن یکی از وحشی ها، پی می برد که یکی دیگر از وحشی ها یک زن است، با نام [[ییگریت]] (Ygritte) ، که توسط جان اسیر می شود، اما وقتی کورین به او دستور می دهد که ترتیب او را بدهد، جان مخفیانه او را آزاد میکند.{{رف|نش|51}} گروه کمی دیرتر توسط وحشی ها به رهبری [[اسکلت]] (Rattleshirt) ردیابی و تعقیب می شود.{{رف|نش|53}} قبل از اسیر شدن توسط آنها، [[کورین]] به جان دستور میده ، به وحشی ها ملحق شود و نقشه های آنها را کشف کند، و تظاهر به خائن بودن جان می کند. ییگریت، یکی از افراد گروه Rattleshirt بود، و بر این باور بود که جان بعد از کشتن [[هفهند]] به دستور اسکلت (Rattleshirt) راه خود را عوض کرده است.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان با [[منس ریدر]] (Mance Rayder) ملاقات کرد و او را متقاعد ساخت که ترک او از نگهبانی شب، صادقانه است. در حین مکالمه با منس ریدر، جان در می‌یابد که برنامهٔ او، حمله به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) است. بعد از مدتی، جان قسم پاکدامنی خود را می‌شکند، و عاشق [[ییگریت]] می‌شود. جان بین خیانت به او و ترک دیوار به تردید می‌افتد. جان به ماموریت گروه ([[استایر]] Styr) برای بالا رفتن از دیوار می‌پیوندد تا از دیوار بالا بروند و به معدود افراد باقی مانده در [[کسل بلک]] حمله کنند (Castle Black). &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|بعد از بالا رفتن از دیوار او فرصت فرار از دست وحشی‌ها، که در نزدیکی [[کوئینز کرون]] (تاج ملکه-Queenscrown) مورد حمله [[سامر]] (Summer) قرار گرفته‌اند، پیدا می‌کند. او با دست پاچگی سوار اسب می‌شود و موفق به فرار می‌شود، اما در همین حال یک تیر به پای او اصابت می‌کند. جان از جراحت تیر نجات پیدا می‌کند و خود را به [[کسل بلک]] (Castle Black) می‌رساند، در آنجا مطلع می‌شود که برادرانش [[برن]] و [[ریکان]]، به دستور [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) کشته شده‌اند. او در [[نبرد کسل بلک|دفاع از کسل بلک]] علیه مهاجمان استایر به [[دونال نوی]] (Donal Noye) کمک می‌کند. تمام مهاجمان از جمله [[ییگریت]] که در بازوی جان، بااندوه جان می‌دهد، کشته می‌شوند. بعد از مرگ دونال، جان رهبری دیوار علیه حملهٔ احتمالی [[منس ریدر]] را به عهده گرفت. جان با استفاده از قدرت رهبری ذاتی خویش، با موفقیت دیوار را علیه حملهٔ قریب الوقوع، برای چند روز نگه می‌دارد. با این حال، پس از ورود [[آلیسر تورن]] (Alliser Thorne) و [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt) جان به خاطر اقدام عجولانه اش بازداشت می‌شود و مجبور به ترور [[منس ریدر]]، در طی یک مذاکره می‌شود. قبل از حمله جان، نیروهای [[استنیس براتیون|استنیس]] غافلگیرانه در مسیر وحشی‌ها ظاهر می‌شوند. &lt;br /&gt;
خدمت جان برای دفاع از دیوار، برای او، محبوبیت در بین عموم را فراهم می‌کند و همین امر سبب آزادی او از زندان می‌شود. با تلاشهای سمول تارلی، جان به عنوان یکی از کاندیدهای پست فرمانده دیوار، بین جناحهای رقیب در نگهبانان شب، رای آورد و در حالی به عنوان ۹۹۸ مین فرماندهٔ دیوار انتخاب شد که پیشنهاد [[استنیس]] را مبنی بر مشروعیت بخشیدن به حرامزادگی جان به عنوان لرد استارک و فرماندهٔ وینترفل شدن، در صورت پذیرش استنیس به عنوان پادشاه، را رد کرد. او در اولین اقدام خود، به عنوان فرماندهٔ دیوار انجام داد، خنثی کردن نقشهٔ کاهنهٔ [[استنیس]]، یعنی [[ملیساندر]] (Melisandre) بود، و بچهٔ منس ریدر را به طور مخفیانه، با هویت جعلی به خارج از [[دیوار]] فرستاد.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان === &lt;br /&gt;
{{اسپویلر|جان به آرامی به عنوان یک رهبر رشد می کند. او محل اقامت [[دونال نوی]] را، پس از مرگ او در کتاب قبلی، برای اقامت می گیرد.{{رف|ضبک|5}} جان به طور مداوم مورد اذیت مردان [[استنیس]] قرار می گیرد. جان به پاس قدردانی، از کمک آنها در مقابل هجوم وحشی ها، [[کسل بلک]] و [[نایت فورت]](Nightfort) را برای اقامت در اختیار آنان قرار داد. جان به عنوان تنبیه از [[استنیس]] خواست که مردانش را در [[گیفت]] (Gift) ساکن کند، با این ادعا که تمام زمینها و 16 قلعه ی خالی از سکنه، متعلق به دیوار و نگهبانان شب است. او [[سمول|سم]] را به [[سیتادل]] (ارگ مرکزی - Citadel) میفرستد تا برای تبدیل شدن به استاد آینده ی کسل بلک آموزش ببیند، همچنین به همراه او [[گیلی]] (Gilly)، استاد [[ایمون]] (Aemon)  و پسر نوزاد منس ریدر را نیز راهی سیتادل می کند، دو تای آخری را در واقع از ترس [[ملیساندر]]، که شاید بخواهد از خون سلطنتی آنها برای جادو استفاده کند، از [[کسل بلک]] دور می کند.{{رف|ربا|7}} وقتی جان به [[جانوس سلینت]] (Janos Slynt)  دستور می دهد، که در یکی از قلعه های خالی دیوار مستقر شود، ولی او از انجام این کار سرباز می زند و جان سر او را به وسیله ی [[لانگ کلو]] قطع می کند. {{رف|ربا|7}} جان با فرستادن [[وال]] وحشی (Val) برای ایجاد سازش با [[تورموند]] غول کش (Tormund Giantsbane)،  بار دیگر فرماندهان زیر دست خویش را ناخشنود کرد. نتیجه این عمل اتحادی ضعیف بین [[وحشی ها]] و [[نگهبانان شب]] به وجود آورد. جان وحشی ها را در [[گیفت]] مستقر کرد و به جنگجوهاشون این فرصت را داد که با نظامی کردن یکی از قلعه های خالی، از دیوار در برابر هجوم [[آدرها]] (Others) دفاع کنند.{{رف|ربا|7}} همانطور که وحشی ها به سمت گیفت حرکت می کنند، [[ملیساندر]]، [[منس ریدر]] را در آتش میسوزاند(بعدها مشخص میشود در حقیقت [[اسکلت]] (Rattleshirt) بود که با افسون [[ملیساندر]] به شکل منس در آمده بود){{رف|ربا|31}} جان، منس ریدر را برای نجات خواهرش [[آریا استارک|آریا]] از دست [[رمسی بولتون]] ([[Ramsay Bolton]]) به [[وینترفل]] میفرستد، غافل از اینکه آن دختر [[جین پول]] (Jeyne Poole) است. با لشکر کشی [[استنیس]] به [[دیپوود موت]] (Deepwood Motte)،  جان به او پیشنهاد میکند که حمایت قبایل کوهستانهای شمالی را به دست آورد،  پیرو پیشنهاد جان اسنو، [[استنیس]] موفق به جلب وفاداری این قبایل می شود و تا  حد زیادی قدرت خود را افزایش میدهد. بلافاصله بعد از تصرف دیپوود توسط استنیس، خبر میرسد که رمسی بولتون به زودی با [[جین پول|آریا استارک]] ازدواج می کند، استنیس فوری به سمت وینترفل که محل ازدواج است لشکر کشی می کند، که با نیروهای بولتون مواجه می شود.&lt;br /&gt;
[[ملیساندر]]  به جان اسنو می گوید که در شعله های آتش خود، دختری را دیده است که سوار بر اسب و در حال مرگ، به سمت [[کسل بلک]] حرکت می کند، جان متقاعد می شود که آن دختر حتما [[جین پول|آریا]] است، اما مشخص می شود کسی نیست جز [[آلیس کاراستارک]] (Alys Karstark).  [[ملیساندر]] همچنین به جان می گوید، که او را در اتاقی تاریک که با چند خنجر محاصره شده دیده است، ولی جان توجهی به این هشدار نمی کند. چند هفته پس از ترک [[استنیس]] به مقصد [[وینترفل]]، جان اسنو نامه ای با عنوان «حرامزاده» از سوی [[رمسی بولتون]] دریافت کرد، که ادعا کرده بود استنیس شکست خورده و [[منس ریدر]] را دستگیر کرده است. حس وظیفه شناسی جان ایجاب می کرد که برای نجات آنها به سمت [[خانه بولتون]] برود، در نتیجه او در واکنش به این نامه، تصمیم به کناره گیری از فرماندهی، حرکت به سوی جنوب و اعلام جنگ علیه  بولتونها گرفت. او به نگهبانان شب دستور به حمله نداد، اما از برادران سیاهپوش خود و همچنین وحشی ها، خواست که در صورت تمایل او را به میل خود همراهی کنند.{{رف|ربا|69}} تصمیم جان (که نقض سوگندش بود) نارضایتی عمیقی را در بین رهبران ارشد نگهبانان شب به وجود آورد، در سردرگمی حاصل از کشته شدن سر پاتریک اهل کوهستان شاه(Ser Patrek of King's Mountain) به دست غولی به نام [[وون وون]] (Wun Wun)، جان توسط [[بوئن مارش]] (Bowen Marsh)  و چند تن دیگر از برادران شب، با خشونت در حالی که شعار میدادند «برای نگهبانی» چندین بار چاقو خورد. اینکه جان زنده می ماند یا خیر، در حال حاضر  نامعلوم است. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول های جان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آریا: من امیدوار بودم که تو هم با ما بیایی.{{سخ}}جان: بعضی وقت ها مسیر های متفاوتی به یک قلعه ختم می شن.|جان به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد جان ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جان اسنو نعمت گرانبهایی داشت (وارگ بودنش)، ولی جوان احمقی بود، وقتی که باید برای این نعمت ارزش قائل میشد، به مقابله با طبیعت خود پرداخت.{{رف|ربا|مقدمه}} |&lt;br /&gt;
[[وارامیر]] - Varamyr Sixskins}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هیچوقت درباره ی جان از من نپرس، او از خون من است و این تنها چیزیه که لازمه بدونی{{رف|بتت|6}} |&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] - Eddard Stark}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نسب جان اسنو (تئوری) ==&lt;br /&gt;
نسب جان اسنو، هنوز به مانند یک راز باقی مانده است، و [[ادارد استارک]] به ندرت در مورد این موضوع صحبت کرده است. وقتی [[کتلین]] در مورد این شایعه که [[آشارا دین]] (Ashara Dayne)، مادر جان اسنو است، ند هیچ پاسخی نداد. سال بعد زمانیکه [[رابرت براتیون|رابرت]] درباره ی زنی بدکاره، به نام [[وایلا]] Wylla)) از ند سوال کرد، رابرت مدعی شد، که این زن مادر جان اسنو است. هر دو تئوری در منابع خارجی مطرح می شوند. [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) نیز بر این باور است که لیدی دین مادر جان اسنو است. [[ادریک دین]] (Edric Dayne) نیز به [[آریا استارک|آریا]] گفت، که با جان از طریق شیر دادن توسط دایه اش، یعنی وایلا، برادر شیری است. {{رف|یش|43}}{{اسپویلر|تئوری دیگر در اینباره، با توجه به گفته های لرد گودریک بورل (Lord Godric Borrell) به [[داووس سیورث|داووس]] (Davos) شکل می گیرد، او در مورد یک ماهیگیر و دخترش می گوید، که در زمان [[قیام رابرت]] ، ند را از [[دره ی ارن|دره]] ([[Vale]]) به the Bite to the North منتقل کردند، در بین راه پیرمرد در اثر طوفان می میرد، اما دخترش ماموریت را با موفقیت به پایان می برد و ند را به جزایر 3 خواهر (Three Sisters) میرساند،{{رف|ربا|9}} در حالیکه از ند یک حرامزاده در شکم دارد! او نام فرزند خود را جان اسنو گذاشت. &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
اما تعداد زیادی از طرفداران مجموعه، بر این باورند که جان فرزند [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) و [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع|3}}&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
[[en:Jon Snow]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت اصلی]][[رده:خاندان استارک]][[رده:حرام زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:نگهبانان شب]][[رده:اسکین چنجر ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>King Robert</name></author>
	</entry>
</feed>