<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Nymeriaa</id>
	<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Nymeriaa"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Nymeriaa"/>
	<updated>2026-04-04T00:37:48Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.2</generator>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=15035</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=15035"/>
		<updated>2015-12-31T10:22:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: لینک پیوند مشکل داشت&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است. جان نام اورا به خاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،&lt;br /&gt;
لیدی(Lady)،&lt;br /&gt;
[[نايمريا_(دايرولف)|نايمريا]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg|300px|چپ]]&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است. برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورت های حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است. گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost TV series.jpg|چپ|گوست در سریال|300px]]&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن, توسط کودکان استارک پیدا میشوند. گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود. جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد می کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند. پس از آن جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ می پیوندد،گوست با بینش حیوانی خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد، گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر آگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از آن فرمانده مورمونت شمشیر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد، قبضه ی آن را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب می گیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و آنها موفق به بازگرداندن او می شوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا می کنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوقات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگی خود وارد بدن گوست می شود، گرچه به نظر می رسد درک درستی از آنچه می بیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح می دهد زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) می فرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز می گردد و می پذیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز می گردد و باعث شادی هردویشان می شود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار می دهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس می کند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند. هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است. سرنوشت گوست در حال حاضر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری، قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=15034</id>
		<title>گوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=15034"/>
		<updated>2015-12-31T10:21:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
|نام_شخصیت = گوست&lt;br /&gt;
|تصویر     =&lt;br /&gt;
[[پرونده:500px-Ghost by carrie best.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[دایرولف]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](حضور دارد)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''گوست''' یک دایرولف(Direwolf) زال متعلق به [[جان اسنو|جان اسنو]] (Jon Snow) است. جان نام اورا به خاطر رنگ سفیدش و اینکه بی صدا حرکت میکند انتخاب کرده است.{{رف|بتت|5}}گوست برادر گری ویند(Grey Wind)،&lt;br /&gt;
لیدی(Lady)،&lt;br /&gt;
[[نایمریا|نايمريا_(دايرولف)]](Nymeria)،سامر(Sammer) و شگی داگ(Shaggydog) است.&lt;br /&gt;
== ظاهر ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:BeyondtheWall_JacobMurray.jpg|300px|چپ]]&lt;br /&gt;
گوست دارای پوست سفید و چشمان قرمز است. برن استارک کنجکاو است که جرا زمانی که بقیه توله ها چشمانشان بسته است چشمان او باز است؟{{رف|بتت|2}}جان اشاره میکند که چشمان گوست مانند چشمان صورت های حک شده توسط فرزندان جنگل بر روی درختان نیایش در جنگلهای خدایان است. گوست در ابتدا از سایر توله ها کوچکتر بود ولی به مرور زمان از آنها بزرگتر میشود.{{رف|بتت|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وقایع اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghost TV series.jpg|چپ|گوست در سریال|300px]]&lt;br /&gt;
گوست به همراه توله های جفت خود پس از مرگ مادرشان توسط گوزن, توسط کودکان استارک پیدا میشوند. گوست که زودتر از بقیه چشمانش را باز کرده بود به دور از سایر توله ها سرگردان بود. جان اسنو با اشاره به اینکه تعداد و جنسیت توله گرگها با فرزندان [[ادارد استارک]](Eddard Stark) به جز خودش یکی است او را متقاعد می کند تا بتوانند از توله ها نگهداری کنند. پس از آن جان گوست را پیدا میکند [[تیان گریجوی]](Theon Greyjoy) میخواهد دایرولف زال را بکشد ولی جان به او میگوید که گوست مال اوست.{{رف|بتت|1}}&lt;br /&gt;
گوست به همراه جان راهی دیوار میشود و جان به نایت واچ می پیوندد،گوست با بینش حیوانی خود بسیار به نفع جان کار میکند مثلا زمانی که فرمانده ی کل [[جور مورمونت]](Jeor Mormont) مورد حمله یک وایت قرار میگیرد، گوست با کشیدن پنجه ی خود بر در جان را از خطر آگاه و باعث نجات جور مورمونت میشود.{{رف|بتت|53}} پس از آن فرمانده مورمونت شمشیر والریایی خود [[لانگ کلو]](پنجه بلند -Longclow ) را به او میدهد، قبضه ی آن را که خراب شده و به شکل سر خرس بود با گرگ سفید عوض میکند.{{رف|بتت|60}}&lt;br /&gt;
زمانی که جان تصمیم به فرار از نگهبانان شب می گیرد گوست موقعیت اورا به دوستانش نشان میدهد و آنها موفق به بازگرداندن او می شوند.{{رف|بتت|70}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
در نزدیکی مشت نخستین انسان ها گوست و جان انباری از سلاح های ساخته شده از شیشه ی اژدها را پیدا می کنند.{{رف|نش|34}}&lt;br /&gt;
گاهی اوقات جان در زمان خواب به وسیله ی قدرت وارگی خود وارد بدن گوست می شود، گرچه به نظر می رسد درک درستی از آنچه می بیند ندارد. او در رویاهایش برادر و خواهر از دست رفته ی خود را میبیند.{{رف|نش|53}}&lt;br /&gt;
ایگریت(Ygritte) توضیح می دهد زمانی او قدرت وارگ بدست می آورد که رابطه ی او با گوست زیاد باشد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
گوست اکثرا همراه جان است و در کنار او می جنگد.{{رف|نش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
جان گوست را به همراه دستوراتی به کسل بلک(Castle Black) می فرستد.{{رف|یش|26}}&lt;br /&gt;
جان از اینکه گوست دستورات او را انجام داده یا محل او خبر ندارد.در آن زمان جان به کسل بلک باز می گردد و می پذیرد که قدرت وارگ بدست آورده.{{رف|یش|48}}جای گوست هنوز نامعلوم است تا اینکه پس از چند روز پر حادثه گوست پیش جان باز می گردد و باعث شادی هردویشان می شود.{{رف|یش|79}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رقص با اژدهایان===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|زمانی که جان وارد گوست میشود دایرولف می داند دو تا از خواهر و برادرانش هنوز زنده اند.او شگی داگ را در حال شکار تک شاخ با گله ی خود در جزیره [[اسکاگوس]] و نایمریا و گله اش را در حال آواز خواندن برای ماه در در سرزمین های رودخانه میبیند.&lt;br /&gt;
گوست حتی سامر را در آن سوی دیوار حس میکند.{{رف|ربا|3}}&lt;br /&gt;
به نظر می رسد که گوست از [[ملیساندر]] {{رف|ربا|28}} و [[وال]] {{رف|ربا|53}} خوشش می آید و ملیساندر به او هشدار می دهد که گوست را نزدیک خود نگه دارد.&lt;br /&gt;
همانند گری ویند در عروسی خونین گوست نیز خیانت نگهبانان شب را حس می کند ولی جان رفتار او را بخاطر حضور باروک اسکن چنجر و گراز غول پیکرش در کسل بلک می داند و گوست را در اتاق خود زنجیر میکند. هنگامی که بوون مارش و همدستان او در شورش کسل بلک به جان ضربات چاقو میزنند ،گوست از کمک رساندن به صاحب خود ناتوان است. سرنوشت گوست در حال حاضر مشخص نیست.{{رف|ربا|3}}{{رف|ربا|49}}}}&lt;br /&gt;
== نقل قول در مورد گوست ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|اون مثل بقیه توله ها نیست.اون حتی یه صدا هم تولید نمیکنه بخاطر همین اسمش رو گذاشتم گوست(شبح) هم بخاطر این هم بخاطر رنگ سفیدش بقیه توله ها رنگای تیره خاکستری، قهوه ای و سیاه و سفید دارن.{{رف|بتت|5}}|[[جان اسنو]] به [[بنجن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|گوست اسم دایرولف سفید جان بود.برن دلش میخواست که این اسم زودتر به ذهنش رسیده بود حتی با اینکه دایرولف او سفید نیست.{{رف|بتت|9}}|[[برن استارک]]}}&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آیا وقتی بمیرد او برایش زوزه میکشد مانند موقعی که گرگ برن در هنگام سقوط او زوزه کشید؟آیا گری ویند،شگی داگ در وینترفل و نایمریا هر کجا که هست برای او زوزه میکشند؟{{رف|نش|68}}|[[جان اسنو]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{دایرولف ها}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11558</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11558"/>
		<updated>2014-06-24T16:53:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}[[پرونده: The hound by ammotu.jpg|250px|راست|بندانگشتی| سندور کلگان، اثر Ammotu © ]]وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی سر دانتوس خودش را با حضور مست و بلاس های نامناسب در مسابقه، بی آبرو کرد، سانسا او را از خشم جافری نجات داد، داستانی از خودش درست کرد که کشتن یک مرد در روز نامگذاری، خوش یمن نیست. جافری این ایده را مسخره کرد و پیشنهاد داد که او هم باید همراه با سر دانتوس در شراب غرق شود، ولی تازی به کمک سانساآمد و به جافری گفت &amp;quot; چیزی که یک مرد در روز نامگذاری اش بکارد، در طول سال درو میکند&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد،  [[تیریون لنیستر]] همراه قشون لنیستر و [[قبایل کوهستان]] رسیدند. سندور به تیریون گفت که:&amp;quot; گفتند که مُردی&amp;quot; که تیریون هم جواب داد &amp;quot;من داشتم با پادشاه صحبت میکردم، نه با سگش&amp;quot;. بعد از اینکه جافری با برادر و خواهرش رفتند، تازی به تیریون گفت: &amp;quot;من اگه جای تو بودم، مواظب اون زبونم بودم، مرد کوچک&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که [[سانسا استارک|سانسا]] بعد از اولین ملاقاتش با [[دانتوس هلارد]] از [[جنگل خدایان]] برمیگشت، به سندور برخورد که او مست بود و در کنار درِ مخفی یک راه‌پله‌ی مارپیچی، تلو تلو میخورد. سندور او را با خشونت گرفت و از او سوال کرد که کجا بوده است. او دروغ سانسا درباره ی اینکه درحال دعاکردن برای پدرش و پادشاه بوده را، باور نکرد ولی وقتی که سر [[بروس بلانت]](Boros Blount) همین سوالات را از سانسا کرد، از او دفاع کرد: &amp;quot;تو انتظار داشتی که اون با این همه سروصدا بخوابه؟&amp;quot;. او زیبایی زنانه سانسا را تحسین میکرد، ولی هنوز به او به عنوان &amp;quot;پرنده ی کوچک احمقی که با هر سازی که برایش میزنند، میرقصد&amp;quot; نگاه میکرد. سندور از او خواست که آهنگ &amp;quot;یه شعری درباره شوالیه ها و دخترهای خدمتکار&amp;quot; بخواند، و احترام سانسا به &amp;quot;سوالیه های واقعی&amp;quot; را مسخره میکرد. سانسا در طول این برخورد با او وحشت زده بود، و فکر می کرد که وقتی دست او گرفته قصد آسیب رساندن را دارد، ولی سندور او را بدون آسیب به قلعه قرمز برمیگرداند.[[پرونده: Luaprata91 sandor sansa eve of battle.JPG|350px|چپ|بندانگشتی| سانسا و سندور ، در شب جنگ بلک واتر اثر Luaprata91 © ]]{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که آنها به پل متحرک رسیدند،سر بروس بلانت آنجا بود و به سانسا هشدار داده شد(سانسا فکر میکرد که او بدترین نگهابان پادشاهی است). تازی به سانسا گفت « این که چیزی نداره ازش بترسی، دختر. کشیدن یه خط روی وزغ، اونو تبدیل به ببر نمیکنه»؛ و به سر بروس گفت: «ریدم تو درجه ات! تو شوالیه ای، نه من. من سگ پادشاهم، یادته که؟» بلانت به سندور گفت که آن صداها به دلیل «یک مشت آدم احمق در جلوی دروازه» است که جلوی دروازه به جشن عروسی [[تایریک لنیستر]] اعتراض میکردند و اینکه جافری به آنها حمله کرده است. کلگان با دهان کج گفت: «چه پسر شجاعی».{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از ردشدن از وی پل متحرک، سانسا به تازی گفت که چرا اجازه میدهی که مردم تو را سگ صدا بزنند، ولی شوالیه نه؟. او پاسخش را با تعریف کردن داستان شکل‌گیری [[خاندان کلگان|خاندانش]] توضیح داد. «من سگ ها رو بیش از شوالیه ها دوست دارم... یه سگ برات میمیره، ولی هیچوقت بهت دروغ نمیگه. و مستقیم توی چشمات نگاه میکنه. و این بیشتر از کاریه که پرنده های کوچک انجام میدن، درسته؟». قبل از اینکه او سانسا را ترک کند گفت «خیلی خوشگلی و دروغگوی بدی هستی... اینجا همه دروغگو ان... و همه بهتر از تو» {{رف|نش|18}}[[پرونده: Sandor and stranger by Giliberti.jpg|300px|راست|بندانگشتی| سندور درحال گریختن از گینگز لندینگ به عنوان غریبه،  اثر M.Luisa Giliberti© ]]{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد از [[جنگ اکسکراس]]، سندور سانسا را پیش پادشاه جافری میبرد.او اعتراض میکند که هیچ نقشی در خیانت برادرش ندارد، که کلگان با حالت تودماغی میگوید «اونا تو رو خوب تربیت کردند، پرنده کوچولو». جافری دستور داد سه نگهبان پادشاهی حاضر باشند تا او را کتک بزنند، ولی سندور با پادرمیانی سر دانتوس، اطاعت نکرد. کتک زدن او، فقط با ورود [[تیریون لنیستر|تیریون]] با [[بران]]، و [[تیمت]](Timett) پایان یافت. تیریون از کسی خواست که چیزی به سانسا بدهد تا خودش را بپوشاند، و سندور ردایش را باز کرد و روی سانسا انداخت.{{رف|نش|32}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
در طی شورش کینگز لندینگ، به کمک سانسا استارک آمد، وقتیکه دخترک نزدیک بود تویط انبوه جمعیت خشمگین، از اسبش بیافتد. خوی درنگی و وحشی‌گری و قدرت شمشیرزنی او، جمعیت را از سانسا دور کرد و او را از تجاوز و حتی کشته شدن نجات داد.{{سخ}}او در طول [[جنگ بلک واتر]]، قهرمانانه جنگید، ولی نهایت بعد از رد کردن فرمان [[تیریون لنیستر|تیریون]] برای برگشت به میدان رزم آتشین، دست از جنگ کشید.{{رف|نش|59}}قبل از گریختن، در اتاق سانسا استارک منتظر او شد و با حالت مستی به اون پیشنهاد داد که همراهش برود، ولی به جایش با تهدید چاقو، از او خواست که برایش آواز بخواند.{{رف|نش|62}} سانسا معتقد است که او [[بوسه‌ی انجام نشده|تازی او را بوسیده]]، و ردای شوالیه ای خونینش را که جاگذاست، نگه داشت.&lt;br /&gt;
=== پورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sandor_and_stranger_by_Giliberti.jpg&amp;diff=11557</id>
		<title>پرونده:Sandor and stranger by Giliberti.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sandor_and_stranger_by_Giliberti.jpg&amp;diff=11557"/>
		<updated>2014-06-24T16:25:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: “all the pictures and the drawings contained in this site are Copyright © 2005 M.Luisa Giliberti, and are freely redistributable, along with copyright notice or a link to http://www.winterfell.altervista.org“
Granted by M.Luisa Giliberti, The orig...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
“all the pictures and the drawings contained in this site are Copyright © 2005 M.Luisa Giliberti, and are freely redistributable, along with copyright notice or a link to http://www.winterfell.altervista.org“&lt;br /&gt;
Granted by M.Luisa Giliberti, The original picture can be found on: http://www.winterfell.altervista.org&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{artist permission}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11556</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11556"/>
		<updated>2014-06-24T14:08:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}[[پرونده: The hound by ammotu.jpg|250px|راست|بندانگشتی| سندور کلگان، اثر Ammotu © ]]وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی سر دانتوس خودش را با حضور مست و بلاس های نامناسب در مسابقه، بی آبرو کرد، سانسا او را از خشم جافری نجات داد، داستانی از خودش درست کرد که کشتن یک مرد در روز نامگذاری، خوش یمن نیست. جافری این ایده را مسخره کرد و پیشنهاد داد که او هم باید همراه با سر دانتوس در شراب غرق شود، ولی تازی به کمک سانساآمد و به جافری گفت &amp;quot; چیزی که یک مرد در روز نامگذاری اش بکارد، در طول سال درو میکند&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد،  [[تیریون لنیستر]] همراه قشون لنیستر و [[قبایل کوهستان]] رسیدند. سندور به تیریون گفت که:&amp;quot; گفتند که مُردی&amp;quot; که تیریون هم جواب داد &amp;quot;من داشتم با پادشاه صحبت میکردم، نه با سگش&amp;quot;. بعد از اینکه جافری با برادر و خواهرش رفتند، تازی به تیریون گفت: &amp;quot;من اگه جای تو بودم، مواظب اون زبونم بودم، مرد کوچک&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که [[سانسا استارک|سانسا]] بعد از اولین ملاقاتش با [[دانتوس هلارد]] از [[جنگل خدایان]] برمیگشت، به سندور برخورد که او مست بود و در کنار درِ مخفی یک راه‌پله‌ی مارپیچی، تلو تلو میخورد. سندور او را با خشونت گرفت و از او سوال کرد که کجا بوده است. او دروغ سانسا درباره ی اینکه درحال دعاکردن برای پدرش و پادشاه بوده را، باور نکرد ولی وقتی که سر [[بروس بلانت]](Boros Blount) همین سوالات را از سانسا کرد، از او دفاع کرد: &amp;quot;تو انتظار داشتی که اون با این همه سروصدا بخوابه؟&amp;quot;. او زیبایی زنانه سانسا را تحسین میکرد، ولی هنوز به او به عنوان &amp;quot;پرنده ی کوچک احمقی که با هر سازی که برایش میزنند، میرقصد&amp;quot; نگاه میکرد. سندور از او خواست که آهنگ &amp;quot;یه شعری درباره شوالیه ها و دخترهای خدمتکار&amp;quot; بخواند، و احترام سانسا به &amp;quot;سوالیه های واقعی&amp;quot; را مسخره میکرد. سانسا در طول این برخورد با او وحشت زده بود، و فکر می کرد که وقتی دست او گرفته قصد آسیب رساندن را دارد، ولی سندور او را بدون آسیب به قلعه قرمز برمیگرداند.[[پرونده: Luaprata91 sandor sansa eve of battle.JPG|350px|چپ|بندانگشتی| سانسا و سندور ، در شب جنگ بلک واتر اثر Luaprata91 © ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Luaprata91_sandor_sansa_eve_of_battle.JPG&amp;diff=11555</id>
		<title>پرونده:Luaprata91 sandor sansa eve of battle.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Luaprata91_sandor_sansa_eve_of_battle.JPG&amp;diff=11555"/>
		<updated>2014-06-24T14:06:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: Copyright holder: Luaprata91

The text of the permission was:For use on this wiki.
Upon asked for permission: &amp;quot;sure, no problem!”~ October 1st, 2013.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
Copyright holder: Luaprata91&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The text of the permission was:For use on this wiki.&lt;br /&gt;
Upon asked for permission: &amp;quot;sure, no problem!”~ October 1st, 2013. &lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{artist permission}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_hound_by_ammotu.jpg&amp;diff=11554</id>
		<title>پرونده:The hound by ammotu.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_hound_by_ammotu.jpg&amp;diff=11554"/>
		<updated>2014-06-24T14:02:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: You can absolutely use my work on the website! As long as I get credit as you said it's totally fine with me. I'm really flattered you would want to use them. Thanks! ~Ammotu
Granted by Ammotu, The original picture can be found on: http://ammotu.daport...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
You can absolutely use my work on the website! As long as I get credit as you said it's totally fine with me. I'm really flattered you would want to use them. Thanks! ~Ammotu&lt;br /&gt;
Granted by Ammotu, The original picture can be found on: http://ammotu.daportfolio.com&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{artist permission}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11553</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11553"/>
		<updated>2014-06-24T13:56:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی سر دانتوس خودش را با حضور مست و بلاس های نامناسب در مسابقه، بی آبرو کرد، سانسا او را از خشم جافری نجات داد، داستانی از خودش درست کرد که کشتن یک مرد در روز نامگذاری، خوش یمن نیست. جافری این ایده را مسخره کرد و پیشنهاد داد که او هم باید همراه با سر دانتوس در شراب غرق شود، ولی تازی به کمک سانساآمد و به جافری گفت &amp;quot; چیزی که یک مرد در روز نامگذاری اش بکارد، در طول سال درو میکند&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
بعد،  [[تیریون لنیستر]] همراه قشون لنیستر و [[قبایل کوهستان]] رسیدند. سندور به تیریون گفت که:&amp;quot; گفتند که مُردی&amp;quot; که تیریون هم جواب داد &amp;quot;من داشتم با پادشاه صحبت میکردم، نه با سگش&amp;quot;. بعد از اینکه جافری با برادر و خواهرش رفتند، تازی به تیریون گفت: &amp;quot;من اگه جای تو بودم، مواظب اون زبونم بودم، مرد کوچک&amp;quot;.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی که [[سانسا استارک|سانسا]] بعد از اولین ملاقاتش با [[دانتوس هلارد]] از [[جنگل خدایان]] برمیگشت، به سندور برخورد که او مست بود و در کنار درِ مخفی یک راه‌پله‌ی مارپیچی، تلو تلو میخورد. سندور او را با خشونت گرفت و از او سوال کرد که کجا بوده است. او دروغ سانسا درباره ی اینکه درحال دعاکردن برای پدرش و پادشاه بوده را، باور نکرد ولی وقتی که سر [[بروس بلانت]](Boros Blount) همین سوالات را از سانسا کرد، از او دفاع کرد: &amp;quot;تو انتظار داشتی که اون با این همه سروصدا بخوابه؟&amp;quot;. او زیبایی زنانه سانسا را تحسین میکرد، ولی هنوز به او به عنوان &amp;quot;پرنده ی کوچک احمقی که با هر سازی که برایش میزنند، میرقصد&amp;quot; نگاه میکرد. سندور از او خواست که آهنگ &amp;quot;یه شعری درباره شوالیه ها و دخترهای خدمتکار&amp;quot; بخواند، و احترام سانسا به &amp;quot;سوالیه های واقعی&amp;quot; را مسخره میکرد. سانسا در طول این برخورد با او وحشت زده بود، و فکر می کرد که وقتی دست او گرفته قصد آسیب رساندن را دارد، ولی سندور او را بدون آسیب به قلعه قرمز برمیگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11530</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11530"/>
		<updated>2014-06-24T07:59:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) از [[کستامیر]] توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::''و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}:::''که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}:::''فقط یه گربه در لباس دیگه (به عنوان تحقیر کردن تایوین لنیستر میگوید){{سخ}}:::''این تمام چیزیه که من میدونم!{{سخ}}:::''چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}:::''یه شیر بازهم پنجه داره (شیر طلایی نشان لنیسترها و شیر قرمز نشان رین ها) {{سخ}}:::''و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}:::''درست به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}:::''و همینطور سخن گفت و گفت و گفت{{سخ}}:::''آن لردِ کاستامیر.{{سخ}}:::''ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}:::''و کسی نیست که بشنود{{سخ}}:::''آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}:::''و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
[[خاندان رین]] بعد از اینکه علیه لرد حاکمشان، [[تایتوس لنیستر]] قیام کردند، (چون فکر میکردند او توسط زیردستانش ضعیف شده است) از بین رفتند. برای احیای نفوذ لنیسترها، پسر تایتوس، [[تایوین لنیستر|تایوین]]، به سمت لرد تازه‌به‌دوران رسیده ی کستامیر، [[شیر قرمز]]، لشکر کشید. در [[پایان شورش رین تابرک]](Reyne-Tarbeck Rebellion)، [[کستامیر]] به آتش کشیده شد و تمام افراد خاندان رین، اعدام شدند. عنوان این آهنگ نوعی بازی با کلمات است که در آن &amp;quot;باران&amp;quot; بر راهروهای خالی &amp;quot;رین&amp;quot; مبارد که همه آنها کشته شده اند و &amp;quot;کسی نیست که صدای آن را بشنود&amp;quot;.{{رف|یش|19}}{{سخ}}اشعار به طور قوی اشاره به این واقعیت دارد که نشان خاندان رین نیز یه شیر بوده، اما به جای شیر طلایی [[خاندان لنیستر]]، شیر قرمز نماد خاندان رین بوده است. بنابراین شورش رین ها علیه لنیسترها، به نوعی جنگ شیرها دیده میشود.{{سخ}}آهنگ توسط یک فرستاده لرد [[تایون لنیستر]] برای [[خاندان فارمن]](House Farman) از [[فیرکسل]](Faircastle) به منظور نمایش بی رحمی نواخته شد. همین؛ کافی بود تا لرد فارمن جایگاهش را بفهمد.&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; در اتفاقات نفرت‌انگیز عروسی سرخ(Red Wedding)، بسیار برجسته است. آهنگ نوعی سیگنال برای [[خاندان فری]] و [[خاندان بولتون]] است که به [[خاندان استارک]] و [[خاندان تالی|تالی ها]] حمله و آنها سلاخی کنند. [[کتلین استارک]]، تنها فرد حاضر بود که نت آهنگ را تشخیص داد، ولی زمانی که او دریافت چه وقایعی در حال وقوع است، خیلی دیر شده بود. با شروع آهنگ، حمام خونی به راه افتاد که به زندگی پادشاه [[راب استارک]] و قیام [[شمال]] و [[ریورلند]] برای [[تخت آهنی]]، پایان داد.{{رف|یش|51}}{{سخ}}این آهنگ به کرّات در [[عروسی بنفش|جشن عروسی]] پادشاه [[جافری براتیون]] با [[ماجری تایرل]] نواخته شد.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
سر [[جیمی لنیستر]]، [[تام سون استریم]](Tom of Sevenstreams) را واداشت تا آهنگ را برای لرد [[ادمور تالی]] دربند بنوازد، تا برایش گوشزد کند که اگر [[محصاصره ریوران|ریوران]] را تسلیم نکند، چه اتفاقی برای او و خانواده اش خواهد افتاد.&lt;br /&gt;
== سریال بازی تاج و تخت ==&lt;br /&gt;
اولین حضور آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; در سریال تلویزیونی HBO به نام Game of Thrones، در قسمت اول فصل دوم؛ &amp;quot;شمال به یاد می آورد(The North Remembers)&amp;quot;؛ وقتی است که تایوین لنیستر، همزمان با ورودش به [[شورای کوچک]] برای اولین بار، این آهنگ را سوت میزند!. در قسمت نهم که [[برن]](Bronn) با افرادش در خارج [[قعله قرمز]](Red Keep) شراب مینوشند و آواز میخوانند، آهنگ با حالتی کامل تر شنیده میشود. در پایان قسمت 9 (بلک واتر)، آهنگ توسط گروه راک نشنال(rock band The National) و خوانندگی &amp;quot;مت برنینگر&amp;quot; (Matt Berninger)اجرا میشود.{{رف||}} در زمان انتشار آبوم موسیقی های نواخته شده در سریال، به طبع کتاب عنوان &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; به جای &amp;quot;کستامیر&amp;quot; استفاده شد.{{رف||}} این آهنگ توسط [[رامین جوادی]] نوشته و اشعار از [[ جرج آر. آر. مارتین]] است.{{سخ}}در قسمت دو از فصل سوم به نام &amp;quot;بالهای سیاه، کلمات سیاه&amp;quot;(Dark Wings, Dark Words)، [[تورس]] از میر(Thoros of Myr) وقتی که [[انجمن برادری بدون پرچم]][[آریا استارک]] را پیدا میکنند، آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; را میخواند. در قسمت هشتم به نام &amp;quot;پسران دوم(Second Sons)، [[سرسی لنیستر]]، داستان آهنگ را برای [[مارجری تایرل]] بازگو میکند. در قسمت نهم همین فصل به نام &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot;، آهنگ مشهور توسط نوازندگان [[تویینز]](Twins) نواخته میشود تا [[عروسی سرخ]] شروع شود.{{سخ}}در قسمت دوم فصل چهارم به نام &amp;quot;شیرها و رُز ها&amp;quot;، این آهنگ در طول [[عروسی بنفش|جشن عروسی]] [[جافری براتیون]] اجرا میشود. همیچنین در آخر قسمت، توسط گروه Sigur Rós {{رف||}}که چند نفر از اعضای آن در طول پخش قسمت نشان داده شدند، اجرا شدند.&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من خیلی امیدوار بودم که اون، آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; رو بزنه، یک ساعت گذشته، یادم رفته چطور بود{{رف|یش|60}}|[[اولنا ردواین]] در خصوص [[آلاریک از ایسن]] در عروسی [[جافری براتیون]] با [[مارجری تایرل]]}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|چه ضدحالی، منتظر آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; بودم.{{رف|ضبک|12}}|[[اولنا ردواین]]، بعد از اینکه [[بلو بارد]](Blue Bard) آهنگ عاشقانه ای را در عروسی [[تامن براتیون|تامن]] با [[مارجری تایرل|مارجری]] نواخت}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان لنیستر]][[رده:خاندان رین]][[رده:آهنگ ها]]&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11529</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11529"/>
		<updated>2014-06-24T07:59:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) از [[کستامیر]] توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::''و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}:::''که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}:::''فقط یه گربه در لباس دیگه (به عنوان تحقیر کردن تایوین لنیستر میگوید){{سخ}}:::''این تمام چیزیه که من میدونم!{{سخ}}:::''چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}:::''یه شیر بازهم پنجه داره (شیر طلایی نشان لنیسترها و شیر قرمز نشان رین ها) {{سخ}}:::''و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}:::''درست به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}:::''و همینطور سخن گفت و گفت و گفت{{سخ}}:::''آن لردِ کاستامیر.{{سخ}}:::''ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}:::''و کسی نیست که بشنود{{سخ}}:::''آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}:::''و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
[[خاندان رین]] بعد از اینکه علیه لرد حاکمشان، [[تایتوس لنیستر]] قیام کردند، (چون فکر میکردند او توسط زیردستانش ضعیف شده است) از بین رفتند. برای احیای نفوذ لنیسترها، پسر تایتوس، [[تایوین لنیستر|تایوین]]، به سمت لرد تازه‌به‌دوران رسیده ی کستامیر، [[شیر قرمز]]، لشکر کشید. در [[پایان شورش رین تابرک]](Reyne-Tarbeck Rebellion)، [[کستامیر]] به آتش کشیده شد و تمام افراد خاندان رین، اعدام شدند. عنوان این آهنگ نوعی بازی با کلمات است که در آن &amp;quot;باران&amp;quot; بر راهروهای خالی &amp;quot;رین&amp;quot; مبارد که همه آنها کشته شده اند و &amp;quot;کسی نیست که صدای آن را بشنود&amp;quot;.{{رف|یش|19}}{{سخ}}اشعار به طور قوی اشاره به این واقعیت دارد که نشان خاندان رین نیز یه شیر بوده، اما به جای شیر طلایی [[خاندان لنیستر]]، شیر قرمز نماد خاندان رین بوده است. بنابراین شورش رین ها علیه لنیسترها، به نوعی جنگ شیرها دیده میشود.{{سخ}}آهنگ توسط یک فرستاده لرد [[تایون لنیستر]] برای [[خاندان فارمن]](House Farman) از [[فیرکسل]](Faircastle) به منظور نمایش بی رحمی نواخته شد. همین؛ کافی بود تا لرد فارمن جایگاهش را بفهمد.&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; در اتفاقات نفرت‌انگیز عروسی سرخ(Red Wedding)، بسیار برجسته است. آهنگ نوعی سیگنال برای [[خاندان فری]] و [[خاندان بولتون]] است که به [[خاندان استارک]] و [[خاندان تالی|تالی ها]] حمله و آنها سلاخی کنند. [[کتلین استارک]]، تنها فرد حاضر بود که نت آهنگ را تشخیص داد، ولی زمانی که او دریافت چه وقایعی در حال وقوع است، خیلی دیر شده بود. با شروع آهنگ، حمام خونی به راه افتاد که به زندگی پادشاه [[راب استارک]] و قیام [[شمال]] و [[ریورلند]] برای [[تخت آهنی]]، پایان داد.{{رف|یش|51}}{{سخ}}این آهنگ به کرّات در [[عروسی بنفش|جشن عروسی]] پادشاه [[جافری براتیون]] با [[ماجری تایرل]] نواخته شد.&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
سر [[جیمی لنیستر]]، [[تام سون استریم]](Tom of Sevenstreams) را واداشت تا آهنگ را برای لرد [[ادمور تالی]] دربند بنوازد، تا برایش گوشزد کند که اگر [[محصاصره ریوران|ریوران]] را تسلیم نکند، چه اتفاقی برای او و خانواده اش خواهد افتاد.&lt;br /&gt;
== سریال بازی تاج و تخت ==&lt;br /&gt;
اولین حضور آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; در سریال تلویزیونی HBO به نام Game of Thrones، در قسمت اول فصل دوم؛ &amp;quot;شمال به یاد می آورد(The North Remembers)&amp;quot;؛ وقتی است که تایوین لنیستر، همزمان با ورودش به [[شورای کوچک]] برای اولین بار، این آهنگ را سوت میزند!. در قسمت نهم که [[برن]](Bronn) با افرادش در خارج [[قعله قرمز]](Red Keep) شراب مینوشند و آواز میخوانند، آهنگ با حالتی کامل تر شنیده میشود. در پایان قسمت 9 (بلک واتر)، آهنگ توسط گروه راک نشنال(rock band The National) و خوانندگی &amp;quot;مت برنینگر&amp;quot; (Matt Berninger)اجرا میشود.{{رف||}} در زمان انتشار آبوم موسیقی های نواخته شده در سریال، به طبع کتاب عنوان &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; به جای &amp;quot;کستامیر&amp;quot; استفاده شد.{{رف||}} این آهنگ توسط [[رامین جوادی]] نوشته و اشعار از [[ جرج آر. آر. مارتین]] است.{{سخ}}در قسمت دو از فصل سوم به نام &amp;quot;بالهای سیاه، کلمات سیاه&amp;quot;(Dark Wings, Dark Words)، [[تورس]] از میر(Thoros of Myr) وقتی که [[انجمن برادری بدون پرچم]][[آریا استارک]] را پیدا میکنند، آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; را میخواند. در قسمت هشتم به نام &amp;quot;پسران دوم(Second Sons)، [[سرسی لنیستر]]، داستان آهنگ را برای [[مارجری تایرل]] بازگو میکند. در قسمت نهم همین فصل به نام &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot;، آهنگ مشهور توسط نوازندگان [[تویینز]](Twins) نواخته میشود تا [[عروسی سرخ]] شروع شود.{{سخ}}در قسمت دوم فصل چهارم به نام &amp;quot;شیرها و رُز ها&amp;quot;، این آهنگ در طول [[عروسی بنفش|جشن عروسی]] [[جافری براتیون]] اجرا میشود. همیچنین در آخر قسمت، توسط گروه Sigur Rós {{رف||}}که چند نفر از اعضای آن در طول پخش قسمت نشان داده شدند، اجرا شدند.&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|من خیلی امیدوار بودم که اون، آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; رو بزنه، یک ساعت گذشته، یادم رفته چطور بود{{رف|یش|60}}|[[اولنا ردواین]] در خصوص [[آلاریک از ایسن]] در عروسی [[جافری براتیون]] با [[مارجری تایرل]]}}&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|{{نقل قول|چه ضدحالی، منتظر آهنگ &amp;quot;باران های کستامیر&amp;quot; بودم.{{رف|ضبک|12}}|[[اولنا ردواین]]، بعد از اینکه [[بلو بارد]](Blue Bard) آهنگ عاشقانه ای را در عروسی [[تامن براتیون|تامن]] با [[مارجری تایرل|مارجری]] نواخت}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان لنیستر]][[رده:خاندان رین]][[رده:آهنگ ها]]&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C&amp;diff=11528</id>
		<title>سرزمین های غربی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C&amp;diff=11528"/>
		<updated>2014-06-24T07:10:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:The_Westerlands.png|بندانگشتی|چپ|400px|سرزمین های غربی به همراه پایگاه های بزرگ آن]] '''سرزمین های غربی''' (Westerlands) به منطقه غربی [[وستروس]] (Westeros) گفته می شود. این منطقه توسط [[خاندان لنیستر]] (House Lannister) حکمرانی می شود. پیش از [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین ها]] این منطقه با نام [[پادشاهی صخره]] (Kingdom of the Rock) شناخته می شد. حرامزاده های این منطقه با نام خانوادگی هیل (Hill) شناخته می شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جغرافیا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش وسیعی از سرزمین های غربی را تپه ها و کوهستان ها پوشانده است. این سرزمین در غرب از کوهستان های میان [[گولدن توث]] (Golden Tooth) و [[پینک میدن]] (Pinkmaiden) آغاز می شود، و در جنوب و [[جاده طلا]] (Goldroad) به [[ریچ]] (Reach) منتهی می شود. از طرف شرق با [[دریای غروب]] (Sunset Sea) و از طرف شمال با [[خلیج مردان آهن]] (Ironman's Bay) محدود می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دسترسی و دفاع طبیعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خاطر وجود تپه ها و کوهستان ها، مرزهای شرقی با [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) دارای توان دفاعی خوبی هستند، و گذر گاه اصلی که از میان کوهستان عبور می کند نیز توسط [[گولدن توث]] (Golden Tooth)، که قلعه ای مسلط بر [[جاده رودخانه]] (River Road) است، حفاظت می شود. در جنوب گذرگاه اصلی [[جاده دریا]] (Searoad) است، چرا که دسترسی آن بیشتر از رد فورک (Red Fork) است. با این حال، جنگل های [[کریک هال]] (Crakehall) به مردان غربی مواضع دفاعی خوبی داده است. با وجود تمام این ها، سرزمین های غربی از سوی دریا بسیار آسیب پذیر هستند، چرا که نوار ساحلی آن مسطح و مناسب برای تاخت و تاز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مکان های قابل توجه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[لنیسپورت]] (Lannisport)، این شهر بندری یکی از اصلی ترین و بزرگ ترین بنادر [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) و بزرگ ترین شهر در سرزمین های غربی است.&lt;br /&gt;
* [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، مقر [[خاندان لنیستر]] (House Lannister)، قلعه ای بر فراز تپه ای بزرگ که از سنگ سخت ساخته شده است.&lt;br /&gt;
* [[گولدن توث]] (Golden Tooth)، مقر [[خاندان لفورد]]، قلعه ای که وظیفه حفاظت از گذرگاه میان سرزمین های غربی و [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) را بر عهده دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اقتصاد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرزمین های غربی بزرگ ترین، پر جمعیت ترین و یا حاصلخیز ترین منطقه [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) نیست، اما بدون شک ثروتمند ترین منطقه آن است. سرزمینی پر از تپه و صخره که در جای جای آن معادن طلا، نقره و دیگر فلزات وجود دارد که به شکل شگفت انگیزی غنی اند. معادن طلای آن در [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، [[گولدن توث]] (Golden Tooth)، [[کستامیر]] (Castamere)، [[نانز دیپ]] (Nunn's Deep) و [[پندریک هیلز]] (Pendric Hills) قرار دارد. در مورد تعداد کارگرانی که در این معادن در حال کارهستند، چیزی گفته نشده است. در [[لنیسپورت]] (Lannisport) و [[جزیره زیبا]] (Fair Isle)، صنعت شیلات نیز وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیش از ورود آندال ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیچ اطلاعی از تاریخ پیش از ورود [[نخستین انسانها]] (First Men) در دسترس نیست. اما احتمالاً مانند دیگر نقاط [[وستروس]] (Westeros)، [[فرزندان جنگل]] (Children of the Forest) در این سرزمین نیز می زیسته‌اند و هنگام ورود [[نخستین انسانها]] با آنان وارد جنگ شده بودند. پس از عقد [[پیمان]] (Pact) در [[جزیره چهره ها]] (Isle of Faces)، [[فرزندان جنگل|فرزندان]] تنها در جنگل ها زندگی می کرده‌اند و این بدین معناست که آنان در نزدیکی [[کریک هال]] (Crakehall) می زیسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره [[عصر قهرمانان]] (Age of Heroes)، قهرمانی شیاد و افسانه‌ای به نام، [[لن زیرک]] (Lann the Clever)، [[کسترلی راک]] (Casterly Rock) را از دست [[خاندان کسترلی]] (House Casterly) در می آورد. گفته می شود که تبار [[خاندان لنیستر]] به او می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پادشاهی صخره===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود 6000 سال پیش [[آندال|آندال ها]] (Andals)، [[وستروس]] را مورد تهاجم قرار می دهند، آنان با [[نخستین انسانها]] (First Men) و [[فرزندان جنگل]] (Children of the Forest) وارد جنگ می شوند. تمامی مناطق در جنوب [[نک]] (Neck) توسط آنان فتح می شود. از آنجایی که [[آندال|آندال ها]] پادشاهی های خودشان را تأسیس کردند، [[پادشاهان صخره]] (Kings of the Rock) از مقر [[کسترلی راک]] (Casterly Rock)، [[پادشاهی صخره]] (Kingdom of the Rock) را در سرزمین‌های غربی تأسیس کردند. بیش از این چیزی راجع به [[پادشاهی صخره]] در کتاب ها گفته نشده است. اما بدون شک این پادشاهی در برابر دیگر پادشاهی های [[وستروس]] (Westeros) وارد جنگ شده بوده. سر [[ایوستیس اوسگری|ایوستیس]] (Eustace) از [[خاندان اوسگری]] (House Osgrey) اشاره می کند که یک از اقوام معروف او با کشتن پادشاه لنیستری، [[لنسل پنجم لنیستر|لنسل پنجم]] (Lancel V)، [[پادشاهی صخره]] را مورد تهاجم قرار می دهد. همچنین با وجود ضعف دفاعی آنان در خطوط ساحلی به احتمال زیاد، سرزمین های غربی با [[آهن زاده]] ها (Ironborn) نیز وارد جنگ شده بوده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عصر تارگرین ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:''همچنین نگاه کنید به: [[جنگ فتح]]''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از هجوم [[اگان اول|اگان تارگرین]] (Aegon Targaryen)، [[لورن لنیستر|شاه لورن]] (King Loren) تمامی ارتش خود را فرا خواند و به همراه متحدش [[مرن گاردنر|شاه مرن]] (King Mern) از [[ریچ]] (Reach) به مقابله با مهاجمین پرداخت. آن‌ها با سپاهی عظیم به استقبال مهاجمین رفتند، که از آن با عنوان میزبانی دو پادشاه یاد می شود. با این حال، آنان رقیب سرسختی برای [[اژدها]]های (Dragons) تارگرین‌ها نبودند، [[لورن لنیستر|شاه لورن]] از میدان نبرد گریخت و خودش را تسلیم [[اگان اول|اگان]] کرد. حکمرانی [[لنیستر]]ها بر سرمین های غربی توسط [[تارگرین]] ‌ها (Targaryens) به رسمیت شناخته شد. از آن زمان سرزمین‌های غربی تبدیل به بخشی از [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[شورش بلک فایر]] (Blackfyre Rebellion)، برخی از خاندان‌های سرزمین‌های غربی، در ماجرا دخالت نکردند. با این وجود، ذکر شده است که برخی از اشراف از [[دیمون بلک فایر]] (Daemon Blackfyre) حمایت می کرده‌اند. چیزی در مورد حامیان [[دیرون دوم]] (Daeron II) ذکر نشده است. با این حال مشخص نیست که آیا غربی‌ها تنها از [[دیمون بلک فایر]] حمایت میکردند؟ یا خیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هنگام شیوع [[بیماری بهار بزرگ]] (Great Spring Sickness)، سواحل سرمین‌های غربی تحت حمله مهاجمین، [[دیگون گریجوی]] (Dagon Greyjoy) قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تایتوس لنیستر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره حکمرانی [[تایتوس لنیستر]] (Tytos Lannister)، حکمرانی [[لنیستر]]ها (Lannister) تنها عنوانی اسمی بود. [[تایتوس لنیستر|تایتوس]] از احترام کمی بر خوردار بود و عملاً توسط پرچمدارانش نادیده گرفته می شد. در نهایت [[خاندان تاربک]] (House Tarbeck) و [[خاندان رین]] (House Reyne) علیه او قیام کردند. پسر تایتوس، [[تایوین]] (Tywin) رهبری سرکوب شورش را به عهده می گیرد. او [[خاندان رین]] و [[خاندان تاربک]] را به طور کامل منقرض می کند و مقر‌های آنان [[کستامیر]] (Castamere) و [[تاربک هال]] (Tarbeck Hall) را با خاک یکسان می کند. از آن زمان هیچ خاندانی در سرزمین‌های غربی جرات مخالفت با [[خاندان لنیستر]] را پیدا نکرده است.  این اقدام آنقدر اعتبار [[تایوین]] را بالا می برد که منجر می شود او به عنوان [[دست پادشاه]] (Hand of the King) توسط [[ایریس دوم|شاه ایریس دوم]] (King Aerys II) منصوب گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===قیام رابرت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از ربوده شدن [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark)، نامزد [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon)، توسط [[ریگار|شاهزاده ریگار]] (Prince Rhaegar) و اعدام پدر و برادر او توسط [[ایریس دوم|شاه ایریس]] (King Aerys). قیام [[خاندان استارک]] (House Stark)، [[خاندان اری]] (House Arryn)، [[خاندان براتیون]] (House Baratheon) و [[خاندان تالی]] (House Tully) آغاز می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از آن، [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) از مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) استعفا داده بود، تا اواخر شورش سرزمین های غربی را بی طرف نگهداشت. پس از [[نبرد ترایدنت]] (Battle of the Trident)، [[تایوین]] طرف شورشیان را می گیرد. نیرو های سرزمین های غربی [[غارت بارانداز پادشاه|بارانداز پادشاه را غارت می کنند]] (Sacked King's Landing)، و باقی مانده اعضای [[خاندان تارگرین]] (House Targaryen) را، برای اثبات حمایتشان از شورشیان، می کشند. پس از تاجگذاری رهبر شورش، [[رابرت براتیون]]، او برای ایجاد اتحاد بیشتر با سرزمین های غربی با [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) ازدواج می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جنگ پنج پادشاه===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[جنگ پنج پادشاه]] (War of the Five Kings)، نیروهای سرزمین‌های غربی، [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) را ویران می کنند. برای انتقام این کار، نیروهای متحد [[سرزمین‌های رودخانه]] و [[شمال]] (North) به سرزمین های غربی یورش می برند. آنان مناطق شرقی سرزمین های غربی را غارت می کنند و [[آشمارک]] (Ashemark)، [[کرگ]] (Crag)، معادن طلای [[کستامیر]] (Castamere)، [[نانز دیپ]] (Nunn's Deep) و [[پندریک هیلز]] (Pendric Hills) را تصرف می کنند و به مناطق دیگر صدماتی جزئی وارد می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|هنگامی که [[یورون گریجوی|یورون]] (Euron) و [[ویکتاریون گریجوی]] (Victarion Greyjoy) حملاتشان به سرزمین اصلی را آغاز می کنند، سرزمین های غربی به شکل قابل توجهی از خشم آنان در امان می ماند، چرا که ناوگان آهن‌زادگان به جای آنان [[جزایر سپر]] (Shield Islands) و [[ریچ]] (The Reach) را مورد تهاجم قرار می دهد.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خاندان های سرزمین های غربی}}&lt;br /&gt;
{{مناطق سرزمین های غربی}}&lt;br /&gt;
[[en:Westerlands]]&lt;br /&gt;
[[رده:سرزمین های غربی]][[رده:مناطق وستروس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11524</id>
		<title>کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11524"/>
		<updated>2014-06-24T06:43:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{|&lt;br /&gt;
{{Location map| File:The Westerlands&lt;br /&gt;
| label = '''صخره'''&lt;br /&gt;
| label_size = 120&lt;br /&gt;
| lat = 52&lt;br /&gt;
| long = -32&lt;br /&gt;
| position = right&lt;br /&gt;
| mark = File:Wolff2.PNG&lt;br /&gt;
| marksize = 12&lt;br /&gt;
| width = 400&lt;br /&gt;
| float = left&lt;br /&gt;
| caption = [[سرزمین های غربی]] و صخره; کاستمیر در حوالی آن است.{{رف|یش|19}}&lt;br /&gt;
| alt = سرزمین های غربی و صخره; کاستمیر در حوالی آن است.&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کستامیر''' قلعه ای ویران شده است. که نزدیک [[تابرک هال]](Tarbeck Hall) و [[کرگ]](the Crag)، در [[سرزمین های غربی]] واقع شده است.{{رف|یش|19}}محل حکومت سابق [[خاندان رین]]، کستامیر، حاوی معادن طلا بوده است.{{رف|نش|39}} بعد از [[جنگ پنج پادشاه]]، محل فرمانروایی [[خاندان اسپایسر]](House Spicer) شد.&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
با ناکام ماندن [[شورش رین تابرک]](Reyne-Tarbeck Rebellion)، [[تایوین لنیستر]] تمام افتخرات [[خاندان رین]] را نابود و قلعه ی آنان را تکه تکه کرد. سرنوشت رین ها و کستامیر، در آهنگ [[باران های کستامیر]] یادآوری میشود.{{رف|یش|19}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
[[جان بزرگ آمبر]](Greatjon Umber)، بعد از جنگ [[آکسکراس]](Battle of Oxcross)، معادن طلای کستامیر را تصرف کرد.{{رف|نش|39}}&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
[[رولف اسپایسر]](Rolph Spicer) به دلیل نقشی که در سرنگونی [[خاندان استارک]] در جریان [[جنگ پنج پادشاه]] داشت؛ به مقام لردی رسید و خاندان اسپایسر، کستامیر را دریافت کرد.{{رف|یش|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان رین]][[رده:خاندان اسپایسر]][[رده:قلعه ها]][[رده:مکان های سرزمین غربی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11521</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11521"/>
		<updated>2014-06-23T20:33:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|QelThuzad}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) از [[کستامیر]] توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}فقط یه گربه در لباس دیگه (به عنوان تحقیر کردن تایوین لنیستر میگوید){{سخ}}این تمام چیزیه که من میدونم!{{سخ}}چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}یه شیر بازهم پنجه داره (شیر طلایی نشان لنیسترها و شیر قرمز نشان رین ها) {{سخ}}و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}درست به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}و همینطور سخن گفت و گفت و گفت{{سخ}}آن لردِ کاستامیر.{{سخ}}ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}و کسی نیست که بشنود{{سخ}}آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11520</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11520"/>
		<updated>2014-06-23T20:33:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|QelThuzad}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) از [[کستامیر]] توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}فقط یه گربه در لباس دیگه (به عنوان تحقیر کردن تایوین لنیستر میگوید){{سخ}}این تمام چیزیه که من میدونم!{{سخ}}چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}یه شیر بازهم پنجه داره (شیر طلایی نشان لنیسترها و شیر قرمز نشان رین ها {{سخ}}و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}درست به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}و همینطور سخن گفت و گفت و گفت{{سخ}}آن لردِ کاستامیر.{{سخ}}ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}و کسی نیست که بشنود{{سخ}}آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11519</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11519"/>
		<updated>2014-06-23T20:29:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|QelThuzad}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) از [[کستامیر]] توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}فقط یه گربه در لباس دیگه{{سخ}}این تمام چیزیه که من میدونم{{سخ}}چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}یه شیر بازهم پنجه داره{{سخ}}و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}و این طور سخن گفت، و این طور سخن گفت{{سخ}}آن لردِ کاستامیر{{سخ}}ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}و کسی نیست که بشنود{{سخ}}آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11518</id>
		<title>کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11518"/>
		<updated>2014-06-23T20:27:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده: The Westerlands.png|400px|چپ|بندانگشتی| [[سرزمین های غربی]] و کرگ، کستامیر در نزدیکی آنهاست{{رف|یش|19}} ]]&lt;br /&gt;
'''کستامیر''' قلعه ای ویران شده است. که نزدیک [[تابرک هال]](Tarbeck Hall) و [[کرگ]](the Crag)، در [[سرزمین های غربی]] واقع شده است.{{رف|یش|19}}محل حکومت سابق [[خاندان رین]]، کستامیر، حاوی معادن طلا بوده است.{{رف|نش|39}} بعد از [[جنگ پنج پادشاه]]، محل فرمانروایی [[خاندان اسپایسر]](House Spicer) شد.&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
با ناکام ماندن [[شورش رین تابرک]]، [[تایوین لنیستر]] تمام افتخرات [[خاندان رین]] را نابود و قلعه ی آنان را تکه تکه کرد. سرنوشت رین ها و کستامیر، در آهنگ [[باران های کستامیر]] یادآوری میشود.{{رف|یش|19}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
[[جان بزرگ آمبر]](Greatjon Umber)، بعد از جنگ [[آکسکراس]](Battle of Oxcross)، معادن طلای کستامیر را تصرف کرد.{{رف|نش|39}}&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
به دلیل نقشی که در سرنگونی [[خاندان استارک]] طی [[جنگ پنج پادشاه]]داشت؛ سر [[رولف اسپایسر]](Rolph Spicer) قیام کرده و خاندان اسپایسر، کستامیر را دریافت کردند.{{رف|یش|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان رین]][[رده:خاندان اسپایسر]][[رده:قلعه ها]][[رده:مکان های سرزمین غربی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11517</id>
		<title>کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11517"/>
		<updated>2014-06-23T20:27:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «{{در حال ترجمه|nymeriaa}}  [[سرزمین های غربی و ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|nymeriaa}}&lt;br /&gt;
[[پرونده: The Westerlands.png|400px|چپ|بندانگشتی| [[سرزمین های غربی]] و کرگ، کستامیر در نزدیکی آنهاست{{رف|یش|19}} ]]&lt;br /&gt;
'''کستامیر''' قلعه ای ویران شده است. که نزدیک [[تابرک هال]](Tarbeck Hall) و [[کرگ]](the Crag)، در [[سرزمین های غربی]] واقع شده است.{{رف|یش|19}}محل حکومت سابق [[خاندان رین]]، کستامیر، حاوی معادن طلا بوده است.{{رف|نش|39}} بعد از [[جنگ پنج پادشاه]]، محل فرمانروایی [[خاندان اسپایسر]](House Spicer) شد.&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
با ناکام ماندن [[شورش رین تابرک]]، [[تایوین لنیستر]] تمام افتخرات [[خاندان رین]] را نابود و قلعه ی آنان را تکه تکه کرد. سرنوشت رین ها و کستامیر، در آهنگ [[باران های کستامیر]] یادآوری میشود.{{رف|یش|19}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
[[جان بزرگ آمبر]](Greatjon Umber)، بعد از جنگ [[آکسکراس]](Battle of Oxcross)، معادن طلای کستامیر را تصرف کرد.{{رف|نش|39}}&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
به دلیل نقشی که در سرنگونی [[خاندان استارک]] طی [[جنگ پنج پادشاه]]داشت؛ سر [[رولف اسپایسر]](Rolph Spicer) قیام کرده و خاندان اسپایسر، کستامیر را دریافت کردند.{{رف|یش|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان رین]][[رده:خاندان اسپایسر]][[رده:قلعه ها]][[رده:مکان های سرزمین غربی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11516</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11516"/>
		<updated>2014-06-23T18:21:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
وقتی سر دانتوس خودش را با حضور مست و بلاس های نامناسب در مسابقه، بی آبرو کرد، سانسا او را از خشم جافری نجات داد، داستانی از خودش درست کرد که کشتن یک مرد در روز نامگذاری، خوش یمن نیست. جافری این ایده را مسخره کرد و پیشنهاد داد که او هم باید همراه با سر دانتوس در شراب غرق شود، ولی تازی به کمک سانسا آمد و به جافری گفت &amp;quot; چیزی که یک مرد در روز نامگذاری اش بکارد، در طول سال درو میکند&amp;quot;.{{رف|نش|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11504</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11504"/>
		<updated>2014-06-23T12:19:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات_به_مناسبت_تاجگذاری_پادشاه_جافری|مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA_%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11503</id>
		<title>مسابقات به مناسبت تاجگذاری پادشاه جافری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA_%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C&amp;diff=11503"/>
		<updated>2014-06-23T12:17:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «'''مسابقات به مناسبت تاجگذاری پادشاه جافری'''، در قلعه سرخ(Red Keep) در [[باراندا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''مسابقات به مناسبت تاجگذاری پادشاه جافری'''، در [[قلعه سرخ]](Red Keep) در [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]] برگذار شد تا سیزدهمین روز پادشاهی جدید، [[جافری براتیون|جافری اول]]، را جشن بگیرند. به دلیل [[جنگ پنج پادشاه]]، مسابقات قهرمان بزرگ و خاصی نداشت، که [[سندور کلگان]] افراد شرکت کننده در مسابقه را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکرد و از شرکت در مسابقه سرباز زد. این مراسم با ورود [[تیریون لنیستر]]، مدت کوتاهی بعد از شروع؛ تمام شد.{{رف|نش|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مبارزان ==&lt;br /&gt;
* سر [[مرین]](Meryn)، سر [[هابر ردوین]](Hobber Redwyne) را شکست داد.&lt;br /&gt;
* سر [[بالون سوآن]](Balon Swann)، سر [[مروس اسلینت]](Morros Slynt) را شکست داد&lt;br /&gt;
* سر [[هوراس ردوین]](Horas Redwyne) یک فرد گمنام را شکست داد، شوالیه ای مُسن که شیر نقره ای روی زمینه ی آبی و سفید پوشیده بود&lt;br /&gt;
* [[لوتور برون]](Lothor Brune)، سر [[دانتوس هولارد]](Dontos Hollard) را شکست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر دانتوس بسیار مست بود و باعث شرمندگی پادشاه شد. جافری قصد کشتن او را کرد، ولی [[سانسا استارک]] از جان او دفاع کرد و او نجات یافت. مسابقات به مدت کوتاهی بعد از رسیدن تیریون لنیستر خاتمه یافت.{{رف|نش|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سایر افراد حاضر ==&lt;br /&gt;
لرد [[جایلس راسبی]](Gyles Rosby) ، [[جالابهار خو]](Jalabhar Xho) ، لیدی [[تاندا استوک ورث]](Tanda Stokeworth) ، [[لالیس استوک ورث]](Lollys Stokeworth) ، [[فالیس استوک ورث]](Falyse Stokeworth) ، [[سانسا استارک]] ، [[ارمسانده هیفورد]](Ermesande Hayford)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Tourney_for_King_Joffrey's_13th_Name_Day]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسابقات]][[رده:بارانداز پادشاه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11502</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11502"/>
		<updated>2014-06-23T12:08:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره‌ی 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه‌ی تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او  که هیچ مویی در آن رشد نمی‌کند را ، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده‌ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمیقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج می‌شود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فکـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولاً زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه‌ی وحشیگری و دلاوری‌های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکارهای بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی‌اش(ارث) آمد، سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاید.{{رف|بتت|30}} او ادعا می‌کند که در سن 12 سالگی، یک مرد را کشته است،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورش‌های [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلگان  مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولاً او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا می‌زند. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، دوست آریا، [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، که باعث  شد تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شود.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته‌ی [[سانسا استارک]] می‌شود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمی‌تواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مؤدبانه‌اش، به مزاح &amp;quot;پرنده‌ی کوچک&amp;quot; خطاب می‌کند که با دستورات جیک جیک می‌کند! او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد، او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه‌های حرامزاده‌اش را، به کمک رداطلایی‌ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه‌ی خیانت می‌کشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده‌ی باقیمانده‌ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصاً [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستان سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه‌ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری‌اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بی‌رحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
سندور در [[مسابقات 13هُمین روز تاجگذاری جافری]]، به عنوان محافظ شخصی [[جافری براتیون|جافری]] حضور پیدا میکند. او مسابقات را ناچیز میشمارد و آن را &amp;quot;پشه&amp;quot; خطاب میکند، که برای او کسر شان است که در آن شرکت کند، و حتی خود جافری هم میتواند آنها را(افراد مبارزه کننده) بزند. وقتی جافری به اون پیشنهاد کرد که باید در مسابقه ی تا حد مرگ بجنگد، تازی در جواب گفت &amp;quot;شما یکی از شوالیه های بدبخت رو از دست میدی&amp;quot;. سندور هیچ وقت قسم شوالیه گری نخورده است.{{رف|نش|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11501</id>
		<title>باران های کستامیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1&amp;diff=11501"/>
		<updated>2014-06-23T11:30:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|QelThuzad}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''باران های کستامیر''' (The Rains of Castamere) ترانه ای است که به نابودی همیشگی [[خاندان رین]] (House Reyne) توسط [[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجیع بند ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لرد مغرور پرسید، تو کی هستی؟{{سخ}}که من باید به تو تعظیم کنم؟{{سخ}}فقط یه گربه در لباس دیگه{{سخ}}این تمام چیزیه که من میدونم{{سخ}}چه توی لباس طلایی، چه توی لباس قرمز{{سخ}}یه شیر بازهم پنجه داره{{سخ}}و پنجه های من بلند و تیزه{{سخ}}به بلندی و تیزی پنجه های تو{{سخ}}و این طور سخن گفت، و این طور سخن گفت{{سخ}}آن لردِ کاستامیر{{سخ}}ولی حالا باران در سرسرایش مثل اشک جاری شده{{سخ}}و کسی نیست که بشنود{{سخ}}آره، حالا باران مثل اشک در سرسرایش جاری شده{{سخ}}و حتی یک نفر هم نیست که بشنود.{{رف|یش|39}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:The_Rains_of_Castamere]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7&amp;diff=11500</id>
		<title>بحث کاربر:تالیسا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7&amp;diff=11500"/>
		<updated>2014-06-23T11:07:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: /* سلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تست ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
اینو که من نوشتم براتون پیغام اومد؟ میشه شما هم توی صفحه بحث من چیزی بنویسید؟ --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۰۰:۵۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
:ممنون. از این طریق میشه راحت توی ویکی ارتباط داشته باشیم. البته یه مشکل داره اونم اینکه فقط به صفحه بحث خود کاربر حساسه. مثلا من الان توی صفحه بحث خودم جوابتون رو دادم اما برای شما پیغام نمیاد و باید علاوه بر اون بیام اینجا و بهتون بگم که تو صفحه بحث خودم جوابتون رو دادم. اما بازم خوبه و میشه ازش برای مسائل داخل ویکی استفاده کرد چون ممکنه خیلی چیزها رو آدم نبینه. مثلا من درخواست تغییر نام [[سپت پرستاره]] رو دادم اما فکر کنم شما ندیدید. اینجور چیزها رو با این روش میشه به اطلاع همدیگه برسونیم. --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۰۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
::پیغامی در صفحه بحث من دارید. --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۲۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
:::پیغامی در صفحه بحث من دارید.--[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۴۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تورنومنت هارن هال ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
در خواست تغییر نامی که برای تورنمنت دادی منو به شک انداخت، رفتم نگاه کردم درستش تورنمنتِ - [[کاربر:Samiano|Samiano]] ([[بحث کاربر:Samiano|بحث]]) ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۹:۴۲ (IRDT)&lt;br /&gt;
:سلام. آخه من همیشه «تورنومنت» می نویسم و فکرم می کنم بهتره اون «و» اضافه بشه.--[[کاربر:تالیسا|تالیسا]] ([[بحث کاربر:تالیسا|بحث]]) ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۹:۵۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رینیس تارگرین (پسر ریگار) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام. دلیل خاصی نداشت فقط تو شجره نامه لینک خورده بود به رینیس تارگرین (پسر ریگار) و صفحه ای براش نبود چون اشتباه بود منم تغییر مسیرش دادم به صفحه اصلی. راستش تنبلیم کشید برم خود شجره نامه رو درست کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سلام ==&lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
اختیار داری. کاری خاصی نمیکنم :D اون قسمت رده گذاری رو برای مداخله و اینا، راستش نه منظورت رو متوجه شدم و نه میدونم یعنی چی؟&lt;br /&gt;
در مورد کارها شون هم مینویسم مثلن اثر آموک.&lt;br /&gt;
در مورد کارهای مهم تر، مثلن چی؟ کجا؟&lt;br /&gt;
راستی یوزرم توی فروم هم همین نامه، خاصی اونجا با هم صحبت کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7&amp;diff=11499</id>
		<title>بحث کاربر:تالیسا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7&amp;diff=11499"/>
		<updated>2014-06-23T11:06:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: /* سلام */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تست ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
اینو که من نوشتم براتون پیغام اومد؟ میشه شما هم توی صفحه بحث من چیزی بنویسید؟ --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۰۰:۵۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
:ممنون. از این طریق میشه راحت توی ویکی ارتباط داشته باشیم. البته یه مشکل داره اونم اینکه فقط به صفحه بحث خود کاربر حساسه. مثلا من الان توی صفحه بحث خودم جوابتون رو دادم اما برای شما پیغام نمیاد و باید علاوه بر اون بیام اینجا و بهتون بگم که تو صفحه بحث خودم جوابتون رو دادم. اما بازم خوبه و میشه ازش برای مسائل داخل ویکی استفاده کرد چون ممکنه خیلی چیزها رو آدم نبینه. مثلا من درخواست تغییر نام [[سپت پرستاره]] رو دادم اما فکر کنم شما ندیدید. اینجور چیزها رو با این روش میشه به اطلاع همدیگه برسونیم. --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۰۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
::پیغامی در صفحه بحث من دارید. --[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۲۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
:::پیغامی در صفحه بحث من دارید.--[[کاربر:جورامون|جورامون - شاه افسانه ای آنسوی دیوار]] ([[بحث کاربر:جورامون|بحث]]) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۴۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تورنومنت هارن هال ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
در خواست تغییر نامی که برای تورنمنت دادی منو به شک انداخت، رفتم نگاه کردم درستش تورنمنتِ - [[کاربر:Samiano|Samiano]] ([[بحث کاربر:Samiano|بحث]]) ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۹:۴۲ (IRDT)&lt;br /&gt;
:سلام. آخه من همیشه «تورنومنت» می نویسم و فکرم می کنم بهتره اون «و» اضافه بشه.--[[کاربر:تالیسا|تالیسا]] ([[بحث کاربر:تالیسا|بحث]]) ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۹:۵۳ (IRDT)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رینیس تارگرین (پسر ریگار) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام. دلیل خاصی نداشت فقط تو شجره نامه لینک خورده بود به رینیس تارگرین (پسر ریگار) و صفحه ای براش نبود چون اشتباه بود منم تغییر مسیرش دادم به صفحه اصلی. راستش تنبلیم کشید برم خود شجره نامه رو درست کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام. خیلی ممنون که تو کار ترجمه مداخل مشارکت دارین. می‌خواستم چند تا مورد رو بگم. اول اینکه برای مداخلتون رده بذارین. دوم برای عکس‌هایی که آپلود می‌کنید هم رده بذارین و اگه عکس مربوط به Flight Fantasy Gameه یا از کارای amok یا TheMico ه، کپی رایتشم بذارین. و در آخر پیشنهاد می‌کنم سراغ مداخل مهمتر برای ترجمه برین. ممنون--تالیسا (بحث) ‏۲۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۲۵ (IRDT) &lt;br /&gt;
سلام&lt;br /&gt;
اختیار داری. کاری خاصی نمیکنم :D اون قسمت رده گذاری رو برای مداخله و اینا، راستش نه منظورت رو متوجه شدم و نه میدونم یعنی چی؟&lt;br /&gt;
در مورد کارها شون هم مینویسم مثلن اثر آموک.&lt;br /&gt;
در مورد کارهای مهم تر، مثلن چی؟ کجا؟&lt;br /&gt;
راستی یوزرم توی فروم هم همین نامه، خاصی اونجا با هم صحبت کنیم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11407</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11407"/>
		<updated>2014-06-22T18:27:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلیگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او که هیچ مویی رشد نمیکند را، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج میشود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فک ـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولا زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر میگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه ی وحشیگری و دلاوری های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکار های بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی ـش(ارث) آمد؛ سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاد.{{رف|بتت|30}} او ادعا میکند که در سن 12 سالگی، یه مرد را کشته اشت،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورشهای [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلیگان در مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولن او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا میزد. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، که دوست آریا؛ [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، باعث تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شد.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته ی [[سانسا استارک]] میشود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمیتواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مودبانه اش، به مزاح &amp;quot;پرنده کوچک&amp;quot; خطاب میکند که با دستورات جیک جیک میکند!. او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد؛ او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.{{سخ}}وقتی [[ادارد استارک]] سعی کرد که سرسی و بچه های حرامزاده اش را، به کمک رداطلایی ها(بدون دانستن این حقیقت که [[جانوس اسلینت]](Janos Slynt) از قبل کاملا تحت استخدام [[پتایر بیلیش|انگشت کوچک]] خائن است و نقشه خیانت میکشیده است)، سندور کلگان، در کنار متحدان سابق خود، در کشتار گسترده باقیمانده ی گارد شخصی و صمیمی ادارد استارک، شرکت کرد و شخصا [[کاین]] را کُشت.&lt;br /&gt;
بعد از اینکه [[باریستون سلمی]](Barristan Selmy) از مقام [[گارد پادشاه]] عزل شد، کلگان با وجود نپذیرفتن مقام شوالیه ای، به عنوان جانشین او انتخاب شد. در این مقام، او گاهی مسئول مواظبت از سانسا بود. باوجود وفاداری اش به جافری، او چندین بار از سانسا در برابر خشم جافری دفاع کرد و او تنها نگهبان پادشاه(Kingsguard) بود که دستور کتک زدن او را نداد. در عوض، با او با مهربانی نسبی رفتار کرد و سعی کرد که او را از سادیسم و بیرحمی جافری دور نگه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
As a vagabond, he was arrested in the Riverlands by the brotherhood without banners, who also had Arya Stark in their custody. Taken to the hollow hill, the brotherhood put Sandor on trial for various atrocities committed by Lannister soldiers, but no crime could be attributed to him personally until Arya testified to his killing of Mycah the butcher's boy. Since there was not enough evidence for a court trial, the brotherhood's leader Beric Dondarrion decreed that Sandor would face him in a trial by combat. A follower of R'hllor, Beric fought with a magic flaming blade, but Sandor managed to defeat him despite his hangover and fear of fire.[9] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86&amp;diff=11403</id>
		<title>کالون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86&amp;diff=11403"/>
		<updated>2014-06-22T18:18:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص | نام_شخصیت = کالون | خاندان     =خاندان استارک | نژاد           = | م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = کالون&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = &lt;br /&gt;
| کتابها          =[[نزاع شاهان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کالون''' پسر [[کاین]]، یکی از نگهابانان [[وینترفل]] است.{{رف|نش|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
کالون با نگهبانان [[خاندان فری|فری]](Frey) (والدر بزرگ و والدر کوچک) [[بازی فرمانروای گذرگاه]] را میکرد.{{رف|نش|4}} بعد از [[غارت وینترفل]] معلوم نیست چه بلایی سر کالون آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;br /&gt;
[[en:Calon]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D9%86&amp;diff=11400</id>
		<title>کاین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D9%86&amp;diff=11400"/>
		<updated>2014-06-22T17:47:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص | نام_شخصیت = کاین | خاندان     =خاندان استارک | نژاد           = | مح...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = کاین&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{تاریخ|298}}(در بارانداز پادشاه)&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''کاین'''، نگهبانی است که به خاندان استارک، قسم وفاداری خورده است.{{رف|بتت|ضمیمه}}. او دارای یک پسر به نام [[کالون]](Calon) است.{{رف|بتت|4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
وقتی او به قصد [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]] حرکت کرد، لرد [[ادارد استارک]] چند تن از محافظان شخصی اش را با خود برد، از جمله کاین. بعد از مرگ [[جوری کسل]] و افرادش و حرکت [[آلین]](Alyn) و افرادش؛ او از جمله محعدود نگهبانان اهل [[شمال]]  بود در کینگزلندینگ باقی مانده است.{{رف|بتت|47}}{{سخ}}بعد از مرگ پادشاه [[رابرت براتیون|رابرت اول]]، کاین در طی دستگیری ادارد، توسط [[سندور کلگان]] به قتل رسید.{{رف|بتت|49}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|1}}&lt;br /&gt;
[[en:Cayn]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11386</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11386"/>
		<updated>2014-06-22T10:22:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلیگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورت شده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او که هیچ مویی رشد نمیکند را، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج میشود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فک ـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولا زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر میگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه ی وحشیگری و دلاوری های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکار های بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی ـش(ارث) آمد؛ سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاد.{{رف|بتت|30}} او ادعا میکند که در سن 12 سالگی، یه مرد را کشته اشت،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورشهای [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلیگان در مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولن او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا میزد. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، که دوست آریا؛ [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، باعث تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شد.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته ی [[سانسا استارک]] میشود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمیتواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مودبانه اش، به مزاح &amp;quot;پرنده کوچک&amp;quot; خطاب میکند که با دستورات جیک جیک میکند!. او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد؛ او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11385</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11385"/>
		<updated>2014-06-22T10:18:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|Nymeriaa}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلیگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلگان اثر Roman Papsuev&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  ={{تاریخ|271}}&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = {{اسپویلر|{{تاریخ|300}}(گمان میرود)}}&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلگان''' عضوی از [[خاندان کلگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلگان]] می‌باشد. نام مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش و همچنین وجود چهره 3 سگ در پرچم خاندانش می‌باشد. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک در ناحیه صورتشده است که به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، ایجاد شده است. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه|شوالیگری]]، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او که هیچ مویی رشد نمیکند را، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج میشود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فک ـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولا زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر میگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
بر کودکی سندور، سایه ی وحشیگری و دلاوری های جنگی برادر بزرگترش، گرگور، افتاده است. در سن هفت سالگی، پدرش سوختگی که کار گرگور بود را، به اشتباه در اثر آتش گرفتن تخت خوابش عنوان کرد.{{رف|بتت|29}} شایعاتی هستند مبنی بر اینکه او خواهری داشته است که به علت مبهمی در جوانی فوت شده است و پدرشان در حوادث شکار های بعد از به تخت نشستن [[رابرت براتیون|پادشاه رابرت]] کشته شد، که ضمنا مشکوک هم هست، بعد از او دارایی خاندان به گرگور رسید.{{رف|بتت|30}}{{سخ}}همان روزی که گرگور به قصد تصرف دارایی ـش(ارث) آمد؛ سندور ترک دیار گفت تا به خدمت لنیسترها در بیاد.{{رف|بتت|30}} او ادعا میکند که در سن 12 سالگی، یه مرد را کشته اشت،{{رف|بتت|7}} که شاید در طی شورشهای [[رابرت براتیون|رابرت]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتفاقات اخیر ==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
کلیگان در مدتی به عنوان محافظ شخصی و خدمتکار شاهزاده [[جافری براتیون]] بوده است، که ایشان، معمولن او را &amp;quot;سگ&amp;quot; صدا میزد. [[سرسی لنیستر|سرسی]] به جافری پیشنهاد کرد که به تازی، به عنوان پدر دوم نگاه کند. در راه برگشت از [[وینترفل]] به [[بارانداز پادشاه|کینگز لندینگ]]، سندور به دلیل عمل کردن به دستور لنیسترها، که دوست آریا؛ [[میکا]] (پسر قصاب، که گفته شد به جافری آسیب رسانده است) را کُشت، باعث تبدیل به یکی از دشمنان [[آریا استارک]] شد.[[پرونده: The Hound vs The Mountain.png|350px|چپ|بندانگشتی| سگ و کوه، اثر Cristi Balanescu © ]]{{سخ}}در اولین شب [[مسابقات دست شاه|مسابقاتی که به مناسبت دست پادشاه]] ترتیب داده شده بود، بعد از مراسم، جافری او را مجبور کرد که سانسا را در راه برگشت به قلعه اسکورت کند. مست، بدون توجه به مسابقاتی که فردا پیش روست، سندور شیفته ی [[سانسا استارک]] میشود. عصبانی از اینکه سانسا به دلیل بدشکل بودنش نمیتواند به صورت و چشم او نگاه کند، او را به دلیل رفتار بسیار مودبانه اش، به مزاح &amp;quot;پرنده کوچک&amp;quot; خطاب میکند که با دستورات جیک جیک میکند!. او بعد از نجات سر [[لوراس تایرل]] از خشم گرگور، مسابقه را پیروز شد؛ او با خشم با برادرش جنگید، هرچند که وقتی پادشاه رابرت به آنها دستور داد که تمامش کنند، تازی زانو زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_Hound_vs_The_Mountain.png&amp;diff=11384</id>
		<title>پرونده:The Hound vs The Mountain.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_Hound_vs_The_Mountain.png&amp;diff=11384"/>
		<updated>2014-06-22T10:03:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11378</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11378"/>
		<updated>2014-06-22T09:05:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ناقص}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] خاندان استارک [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]]&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]]&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[محافظ شمال]]{{سخ}}لرد وینترفل{{سخ}}[[پادشاه شمال]]&amp;lt;br /&amp;gt;[[پادشاه ترایدنت]]&lt;br /&gt;
| وارث		= [[برن استارک]]&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= ندارد (سابقا [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]])&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی = شمشیر والریایی [[آیس]]&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' (House Stark) یکی از بزرگترین خاندان‌های [[وستروس]] (Westeros) و مهمترین خاندان [[شمال]] (North) است؛ و بسیاری از خاندان‌های کوچک تر به این خاندان سوگند وفاداری خورده‌اند. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[شاه شمال|شاهان زمستان]] (Kings of Winter) حکمرانی می کردند؛ از دوران [[نبرد فتح|فتوحات تارگرین ها]] (Targaryen Conquest) آن‌ها [[محافظ شمال|محافظین شمال]] (Wardens of the North) شده‌اند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] (Winterfell)، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. نشان خاندان [[دایرولف]]ی (Direwolf) خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; (Winter is coming) از معدود شعارهایی است که هشدار است و نه خودستایی. اعضای خاندان غالباً اندامی لاغر و صورتی کشیده دارند، با موهای قهوه‌ای تیره و چشمان خاکستری. تعداد زیادی شخصیت های اصلی و راوی داستان از این خاندان هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندان باستانی هستند و ریشه‌یشان به [[برندون معمار]] (Brandon the Builder)، قهرمانی اساطیری از [[عصر قهرمانان]] (Age of Heros)، که وینترفل و [[دیوار]] (wall) را هزاران سال پیش بنا کرد، می رسد. ریشه‌ی استارک ها به [[نخستین انسان ها]] (First Men) می رسد و هنوز بسیاری از رسومات آن‌ها را رعایت می کنند و همین طور [[خدایان قدیم]] (Old Gods) جنگل را می پرستند. استارک ها چندین هزار سال احتمالاً از دوران برندون معمار [[شاه شمال|شاهان زمستان]] بوده‌اند. از آن جا که برندون دیوار را تأسیس کرد، استارک ها همواره دوست [[نگهبانان شب]] (Night's Watch) بوده‌اند و هزاران سال دیوار را اداره کرده‌اند. گفته می شود [[شاه شب]] (Night King)، سیزدهمین [[لرد فرمانده ی نگهبانان شب]] (Lord Commander of the Night's Watch) در کنار اصالت های احتمالی بسیاری که در موردش حدس زده می شود، یک استارک بوده است. استارک ها همچنین کمک کردند تا جلوی چندین یورش مهم [[وحشی ها]] (Wildings) گرفته شود، از جمله زمانی که آن‌ها و پرچمدارانشان [[خاندان آمبر|آمبر ها]] (Umber) [[شاه آن سوی دیوار]] (Kings-Beyond-the-Wall) را شکست دادند، زمانی که بر دو برادر به نام‌های [[گندل]] (Gendel) و [[گورن]] (Gorne) چیره شدند و همین طور زمانی که [[بائل|بائل آوازه خوان]] (Bael the Bard)، شخصیتی بیشتر افسانه‌ای تا تاریخی را که طبق افسانه های شمال دیوار هم پدر یک استارک شده و هم با همان استارک جنگیده مغلوب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای چندین هزار سال استارک ها شاه بلا منازع شمال نبوده اند، اما رقیب اصلیشان، [[خاندان بولتون|بولتون های]] (Bolton) [[دردفورت]] (Dreadfort) حدود یک هزار سال پیش به آن ها سوگند وفاداری خوردند و به روش پوست کندنشان خاتمه دادند. در همین زمان شاه [[جان استارک]] (Jon Stark) دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] (White Knife) بیرون کرد و [[کنام گرگ]] (Wolf's Den) در دهانه ی این رود ساخته شد. این دژ و شهری که اطراف آن ساخته شد، [[وایت هاربر]] (White Harbor) برای سالیان طولانی خانه‌ی پسران و نوه‌های شاهان شمال و دیگر پرچمداران استارک ها بود تا آن که نهایتاً به [[خاندان مندرلی|مندرلی ها]] (Manderly)، خاندانی تبعیدی از [[ریچ]] (Reach) داده شد. پسر شاه جان، [[ریکارد استارک (شاه)|ریکارد]] (Rickard) [[شاه باتلاق]] (Marsh king) را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد و [[نک]] (Neck) را که [[خاندان رید]] (House Reed) بر آن حکومت می کردند، به زیر فرمان [[وینترفل]] در آورد. [[خاندان کاراستارک]] (House Karstark) زمانی تأسیس شد که [[کارلان استارک]] (Karlon Stark)، برادر شاه وقت یک لرد شورشی را سرکوب کرد و در همان منطقه دژ [[کارهولد]] (Karhold) را ساخت. در نهایت [[جزیره ی خرس]] (Bear Island) زمانی به مورمونت ها رسید که شاه [[رودریک استارک]] (Rodrik Stark) آن را در یک مبارزه‌ی کشتی از یک [[آهن زاده]] (Ironborn) برد. نزاع استارک ها با [[خاندان ارن|ارن های]] (Arryn) [[دره]] (vale) بر سر [[سه خواهران]] (Three Sisters) به واگذاری این جزایر منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوای کاراستارک ها، خاندان استارک در سایر نقاط شمال، از جمله [[بارو تاون]] (Barrowton) و [[وایت هاربر]] نیز خویشاوندانی احتمالی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شاه شمال [[تورهن استارک]] (Torhen Stark) بود، که در پایان [[جنگ فتح]] (War of Conquest) در برابر [[اگان فاتح]] (Aegon the Conquerer) زانو زد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) خدمت می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود سال 213AL خاندان استارک با مشکل در وراثت رو به رو شد. چندین لرد وینترفل در جنگ هایی علیه شورشی های [[اسکاگوس]]ی (Skagosi)، [[ریمون رد بیرد]] (Raymon Redbeard) شاه وحشی‌ها و خطرات دیگر کشته شدند، از این رو [[برون استارک]] (Beron Stark) لرد وینترفل شد. بعد از زخمی مهلک که او در مبارزه علیه [[دیگان گریجوی]] (Dagon Greyjoy) و [[آهن زاده|آهن زادگانش]] برداشت، همسر او و چهار زن تازه بیوه شده‌ی دیگر خاندان بر سر آن که فرزندشان به حکومت برسد به نزاع پرداختند. از میان ده فرزند استارک موجود در آن زمان، چندین وارث احتمالی وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوره ی اخیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] (Rickard Stark) و استادش، والیس فلوورز (Walys Flowers) به منظور افزایش متحدانشان در جنوب وارث لرد ریکارد، [[برندون استارک]] (Brandon Stark) را با [[کتلین تالی]] (Catelyn Tully) از [[ریورران]] (Riverrun) نامزد کردند. [[پتایر بیلیش]] (Petyr Baelish) ملقب به &amp;quot;لیتل فینگر&amp;quot; (Littlefinger) پسری تحت قیومیت [[هاستر تالی|پدر کتلین]] عاشق کتلین بود و به خاطر او برندون را به دوئل دعوت کرد. برندون مبارزه را برد اما برای رضایت کتلین از کشتن او صرف نظر کرد. در همین زمان، [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) نامز لرد [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon) شد، که از دور شیفته‌ی او بود. با این وجود لیانا چندان عشق پر حرارتی به رابرت نداشت و از شیوه‌ی زندگی عیاشانه‌‌ی او آگاه بود. پرنس [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) بعد از پیروزی در تورنومنت [[هارن هال]] (Harrenhall) با بی توجه به همسرش [[الیا مارتل]] (Elia Martell) پرنسس [[دورن]]ی (Dornish)، لیانا را ملکه‌ی عشق و زیبایی نام گذاری کرد. طبیعت دقیق رابطه‌ی ریگار و لیانا کاملاً مشخص نیست ولی کمی بعد او به همراه ریگار ناپدید شد و رابرت و برندون معتقد بودند که لیانا برخلاف میلش ربوده شده است. برندون در راه رفتن به ریورران برای ازدواج با کتلین بود که این خبر را شنید. او و چهار همراهش به [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) رفتند و خواستار بازگشت خواهرشان شدند، اما هم او و هم پدرش لرد ریکارد به دستور شاه دیوانه، [[ایریس تارگرین دوم]] (Aerys II Targaryen) کشته شدند. ایریس سپس از [[جان ارن]] (Jon Arryn) [[لرد ایری]] (Eyrie) خواست که [[ادارد استارک]] (Eddard Stark)، پسر دوم لرد ریکارد و [[رابرت براتیون]] (Robert Barartheon) را که هر دو تحت قیومیتش بودند را سر ببرد. جان ارن امتناع کرد و این امر موجب آغاز [[قیام رابرت|جنگی بزرگ]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد، لرد ادارد استارک به خاطر احترام گذاشتن به تعهد نامزدی برادرش برندون با کتلین تالی ازدواج کرد و [[هاستر تالی]] (Hoster Tully) نیز به جرگه‌ی شورشیان پیوست. ادارد از سران اصلی شورشیان بود، ولی زمانی که رابرت کمک خیانت آمیز [[خاندان لنیستر]] (House Lannister) را پذیرفت و به خاطر نفرتش از ریگار از قتل بی رحمانه‌ی [[الیا مارتل|همسر]]، [[اگان تارگرین|پسر]] و [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر]] ریگار چشم پوشی کرد با او به مشکل برخورد. او و شش همراهش برای بازپس گرفتن لیانا به برجی که ریگار آن را [[برج شادی]] (Tower of Joy) می نامید رفت. آن‌ها با سه تا از اعضای [[گارد پادشاه]] (Kingsguard) جنگیدند، و این جنگ منجر به مرگ آن سه و تمام هماهان ادارد به جز [[هاولند رید]] (Howland Reed) شد. ادارد لیانا را در بستری از خون و حلقه‌ای پژمرده از رز آبی در حال مرگ یافت. لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی بدهد که محتوایش نامعلوم است، اما برای ادامه‌ی زندگی ادارد او را تحت تسخیر خودش قرار داد. او موقع مرگ شانزده ساله بود و در سرداب وینترفل و در کنار برندون و لرد ریکارد دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند و رابرت به هنگام غم مشترکشان آشتی کردند ولی ند از دربار رابرت، شاه جدید به علت ازدواجش با [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) و اجازه دادن به [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) برای ماندن در مقام گارد پادشاه، آن هم بعد از کشتن اربابش ایریس دوری گزید. ند در موقع برگشتش از جنگ پسر قانونی و وارث تازه به دنیا آمده‌اش [[راب استارک|راب]] (Rob) را دید، اما او به همراه خود نوزادی به نام [[جان اسنو]] (Jon Snow) را داشت که آن را پسر حرام زاده‌ی خود معرفی کرد. شش سال بعد ند به برادر خوانده‌اش، رابرت کمک می کند تا [[قیام گریجوی|قیام]][[ بیلون گریجوی]] (Balom Greyjoy) را در هم بشکند. ند [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) پسر بیلون را به عنوان گروگان به وینترفل می برد. پسر جوان‌تر لرد ریکارد، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark) به نگهبانان شب می پیوندد و تبدیل به گشتی ارشد می شود. ند بر شمال تحت نام رابرت حکومت می کند و از دربار آلوده به دسیسه‌ی لنیستری فاصله می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11377</id>
		<title>نایمریا (دایرولف)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11377"/>
		<updated>2014-06-22T09:05:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: تغییرمسیر به نايمريا (دايرولف)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[نايمريا (دايرولف)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11376</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11376"/>
		<updated>2014-06-22T09:03:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ناقص}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] خاندان استارک [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]]&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]]&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[محافظ شمال]]{{سخ}}لرد وینترفل{{سخ}}[[پادشاه شمال]]&amp;lt;br /&amp;gt;[[پادشاه ترایدنت]]&lt;br /&gt;
| وارث		= [[برن استارک]]&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= ندارد (سابقا [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]])&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی = شمشیر والریایی [[آیس]]&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' (House Stark) یکی از بزرگترین خاندان‌های [[وستروس]] (Westeros) و مهمترین خاندان [[شمال]] (North) است؛ و بسیاری از خاندان‌های کوچک تر به این خاندان سوگند وفاداری خورده‌اند. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[شاه شمال|شاهان زمستان]] (Kings of Winter) حکمرانی می کردند؛ از دوران [[نبرد فتح|فتوحات تارگرین ها]] (Targaryen Conquest) آن‌ها [[محافظ شمال|محافظین شمال]] (Wardens of the North) شده‌اند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] (Winterfell)، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. نشان خاندان [[دایرولف]]ی (Direwolf) خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; (Winter is coming) از معدود شعارهایی است که هشدار است و نه خودستایی. اعضای خاندان غالباً اندامی لاغر و صورتی کشیده دارند، با موهای قهوه‌ای تیره و چشمان خاکستری. تعداد زیادی شخصیت های اصلی و راوی داستان از این خاندان هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندان باستانی هستند و ریشه‌یشان به [[برندون معمار]] (Brandon the Builder)، قهرمانی اساطیری از [[عصر قهرمانان]] (Age of Heros)، که وینترفل و [[دیوار]] (wall) را هزاران سال پیش بنا کرد، می رسد. ریشه‌ی استارک ها به [[نخستین انسان ها]] (First Men) می رسد و هنوز بسیاری از رسومات آن‌ها را رعایت می کنند و همین طور [[خدایان قدیم]] (Old Gods) جنگل را می پرستند. استارک ها چندین هزار سال احتمالاً از دوران برندون معمار [[شاه شمال|شاهان زمستان]] بوده‌اند. از آن جا که برندون دیوار را تأسیس کرد، استارک ها همواره دوست [[نگهبانان شب]] (Night's Watch) بوده‌اند و هزاران سال دیوار را اداره کرده‌اند. گفته می شود [[شاه شب]] (Night King)، سیزدهمین [[لرد فرمانده ی نگهبانان شب]] (Lord Commander of the Night's Watch) در کنار اصالت های احتمالی بسیاری که در موردش حدس زده می شود، یک استارک بوده است. استارک ها همچنین کمک کردند تا جلوی چندین یورش مهم [[وحشی ها]] (Wildings) گرفته شود، از جمله زمانی که آن‌ها و پرچمدارانشان [[خاندان آمبر|آمبر ها]] (Umber) [[شاه آن سوی دیوار]] (Kings-Beyond-the-Wall) را شکست دادند، زمانی که بر دو برادر به نام‌های [[گندل]] (Gendel) و [[گورن]] (Gorne) چیره شدند و همین طور زمانی که [[بائل|بائل آوازه خوان]] (Bael the Bard)، شخصیتی بیشتر افسانه‌ای تا تاریخی را که طبق افسانه های شمال دیوار هم پدر یک استارک شده و هم با همان استارک جنگیده مغلوب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای چندین هزار سال استارک ها شاه بلا منازع شمال نبوده اند، اما رقیب اصلیشان، [[خاندان بولتون|بولتون های]] (Bolton) [[دردفورت]] (Dreadfort) حدود یک هزار سال پیش به آن ها سوگند وفاداری خوردند و به روش پوست کندنشان خاتمه دادند. در همین زمان شاه [[جان استارک]] (Jon Stark) دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] (White Knife) بیرون کرد و [[کنام گرگ]] (Wolf's Den) در دهانه ی این رود ساخته شد. این دژ و شهری که اطراف آن ساخته شد، [[وایت هاربر]] (White Harbor) برای سالیان طولانی خانه‌ی پسران و نوه‌های شاهان شمال و دیگر پرچمداران استارک ها بود تا آن که نهایتاً به [[خاندان مندرلی|مندرلی ها]] (Manderly)، خاندانی تبعیدی از [[ریچ]] (Reach) داده شد. پسر شاه جان، [[ریکارد استارک (شاه)|ریکارد]] (Rickard) [[شاه باتلاق]] (Marsh king) را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد و [[نک]] (Neck) را که [[خاندان رید]] (House Reed) بر آن حکومت می کردند، به زیر فرمان [[وینترفل]] در آورد. [[خاندان کاراستارک]] (House Karstark) زمانی تأسیس شد که [[کارلان استارک]] (Karlon Stark)، برادر شاه وقت یک لرد شورشی را سرکوب کرد و در همان منطقه دژ [[کارهولد]] (Karhold) را ساخت. در نهایت [[جزیره ی خرس]] (Bear Island) زمانی به مورمونت ها رسید که شاه [[رودریک استارک]] (Rodrik Stark) آن را در یک مبارزه‌ی کشتی از یک [[آهن زاده]] (Ironborn) برد. نزاع استارک ها با [[خاندان ارن|ارن های]] (Arryn) [[دره]] (vale) بر سر [[سه خواهران]] (Three Sisters) به واگذاری این جزایر منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوای کاراستارک ها، خاندان استارک در سایر نقاط شمال، از جمله [[بارو تاون]] (Barrowton) و [[وایت هاربر]] نیز خویشاوندانی احتمالی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شاه شمال [[تورهن استارک]] (Torhen Stark) بود، که در پایان [[جنگ فتح]] (War of Conquest) در برابر [[اگان فاتح]] (Aegon the Conquerer) زانو زد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) خدمت می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود سال 213AL خاندان استارک با مشکل در وراثت رو به رو شد. چندین لرد وینترفل در جنگ هایی علیه شورشی های [[اسکاگوس]]ی (Skagosi)، [[ریمون رد بیرد]] (Raymon Redbeard) شاه وحشی‌ها و خطرات دیگر کشته شدند، از این رو [[برون استارک]] (Beron Stark) لرد وینترفل شد. بعد از زخمی مهلک که او در مبارزه علیه [[دیگان گریجوی]] (Dagon Greyjoy) و [[آهن زاده|آهن زادگانش]] برداشت، همسر او و چهار زن تازه بیوه شده‌ی دیگر خاندان بر سر آن که فرزندشان به حکومت برسد به نزاع پرداختند. از میان ده فرزند استارک موجود در آن زمان، چندین وارث احتمالی وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوره ی اخیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] (Rickard Stark) و استادش، والیس فلوورز (Walys Flowers) به منظور افزایش متحدانشان در جنوب وارث لرد ریکارد، [[برندون استارک]] (Brandon Stark) را با [[کتلین تالی]] (Catelyn Tully) از [[ریورران]] (Riverrun) نامزد کردند. [[پتایر بیلیش]] (Petyr Baelish) ملقب به &amp;quot;لیتل فینگر&amp;quot; (Littlefinger) پسری تحت قیومیت [[هاستر تالی|پدر کتلین]] عاشق کتلین بود و به خاطر او برندون را به دوئل دعوت کرد. برندون مبارزه را برد اما برای رضایت کتلین از کشتن او صرف نظر کرد. در همین زمان، [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) نامز لرد [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon) شد، که از دور شیفته‌ی او بود. با این وجود لیانا چندان عشق پر حرارتی به رابرت نداشت و از شیوه‌ی زندگی عیاشانه‌‌ی او آگاه بود. پرنس [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) بعد از پیروزی در تورنومنت [[هارن هال]] (Harrenhall) با بی توجه به همسرش [[الیا مارتل]] (Elia Martell) پرنسس [[دورن]]ی (Dornish)، لیانا را ملکه‌ی عشق و زیبایی نام گذاری کرد. طبیعت دقیق رابطه‌ی ریگار و لیانا کاملاً مشخص نیست ولی کمی بعد او به همراه ریگار ناپدید شد و رابرت و برندون معتقد بودند که لیانا برخلاف میلش ربوده شده است. برندون در راه رفتن به ریورران برای ازدواج با کتلین بود که این خبر را شنید. او و چهار همراهش به [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) رفتند و خواستار بازگشت خواهرشان شدند، اما هم او و هم پدرش لرد ریکارد به دستور شاه دیوانه، [[ایریس تارگرین دوم]] (Aerys II Targaryen) کشته شدند. ایریس سپس از [[جان ارن]] (Jon Arryn) [[لرد ایری]] (Eyrie) خواست که [[ادارد استارک]] (Eddard Stark)، پسر دوم لرد ریکارد و [[رابرت براتیون]] (Robert Barartheon) را که هر دو تحت قیومیتش بودند را سر ببرد. جان ارن امتناع کرد و این امر موجب آغاز [[قیام رابرت|جنگی بزرگ]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد، لرد ادارد استارک به خاطر احترام گذاشتن به تعهد نامزدی برادرش برندون با کتلین تالی ازدواج کرد و [[هاستر تالی]] (Hoster Tully) نیز به جرگه‌ی شورشیان پیوست. ادارد از سران اصلی شورشیان بود، ولی زمانی که رابرت کمک خیانت آمیز [[خاندان لنیستر]] (House Lannister) را پذیرفت و به خاطر نفرتش از ریگار از قتل بی رحمانه‌ی [[الیا مارتل|همسر]]، [[اگان تارگرین|پسر]] و [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر]] ریگار چشم پوشی کرد با او به مشکل برخورد. او و شش همراهش برای بازپس گرفتن لیانا به برجی که ریگار آن را [[برج شادی]] (Tower of Joy) می نامید رفت. آن‌ها با سه تا از اعضای [[گارد پادشاه]] (Kingsguard) جنگیدند، و این جنگ منجر به مرگ آن سه و تمام هماهان ادارد به جز [[هاولند رید]] (Howland Reed) شد. ادارد لیانا را در بستری از خون و حلقه‌ای پژمرده از رز آبی در حال مرگ یافت. لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی بدهد که محتوایش نامعلوم است، اما برای ادامه‌ی زندگی ادارد او را تحت تسخیر خودش قرار داد. او موقع مرگ شانزده ساله بود و در سرداب وینترفل و در کنار برندون و لرد ریکارد دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند و رابرت به هنگام غم مشترکشان آشتی کردند ولی ند از دربار رابرت، شاه جدید به علت ازدواجش با [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) و اجازه دادن به [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) برای ماندن در مقام گارد پادشاه، آن هم بعد از کشتن اربابش ایریس دوری گزید. ند در موقع برگشتش از جنگ پسر قانونی و وارث تازه به دنیا آمده‌اش [[راب استارک|راب]] (Rob) را دید، اما او به همراه خود نوزادی به نام [[جان اسنو]] (Jon Snow) را داشت که آن را پسر حرام زاده‌ی خود معرفی کرد. شش سال بعد ند به برادر خوانده‌اش، رابرت کمک می کند تا [[قیام گریجوی|قیام]][[ بیلون گریجوی]] (Balom Greyjoy) را در هم بشکند. ند [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) پسر بیلون را به عنوان گروگان به وینترفل می برد. پسر جوان‌تر لرد ریکارد، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark) به نگهبانان شب می پیوندد و تبدیل به گشتی ارشد می شود. ند بر شمال تحت نام رابرت حکومت می کند و از دربار آلوده به دسیسه‌ی لنیستری فاصله می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا|نایمریا (دایرولف)]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11375</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11375"/>
		<updated>2014-06-22T09:02:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ناقص}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] خاندان استارک [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]]&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]]&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[محافظ شمال]]{{سخ}}لرد وینترفل{{سخ}}[[پادشاه شمال]]&amp;lt;br /&amp;gt;[[پادشاه ترایدنت]]&lt;br /&gt;
| وارث		= [[برن استارک]]&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= ندارد (سابقا [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]])&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی = شمشیر والریایی [[آیس]]&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' (House Stark) یکی از بزرگترین خاندان‌های [[وستروس]] (Westeros) و مهمترین خاندان [[شمال]] (North) است؛ و بسیاری از خاندان‌های کوچک تر به این خاندان سوگند وفاداری خورده‌اند. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[شاه شمال|شاهان زمستان]] (Kings of Winter) حکمرانی می کردند؛ از دوران [[نبرد فتح|فتوحات تارگرین ها]] (Targaryen Conquest) آن‌ها [[محافظ شمال|محافظین شمال]] (Wardens of the North) شده‌اند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] (Winterfell)، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. نشان خاندان [[دایرولف]]ی (Direwolf) خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; (Winter is coming) از معدود شعارهایی است که هشدار است و نه خودستایی. اعضای خاندان غالباً اندامی لاغر و صورتی کشیده دارند، با موهای قهوه‌ای تیره و چشمان خاکستری. تعداد زیادی شخصیت های اصلی و راوی داستان از این خاندان هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندان باستانی هستند و ریشه‌یشان به [[برندون معمار]] (Brandon the Builder)، قهرمانی اساطیری از [[عصر قهرمانان]] (Age of Heros)، که وینترفل و [[دیوار]] (wall) را هزاران سال پیش بنا کرد، می رسد. ریشه‌ی استارک ها به [[نخستین انسان ها]] (First Men) می رسد و هنوز بسیاری از رسومات آن‌ها را رعایت می کنند و همین طور [[خدایان قدیم]] (Old Gods) جنگل را می پرستند. استارک ها چندین هزار سال احتمالاً از دوران برندون معمار [[شاه شمال|شاهان زمستان]] بوده‌اند. از آن جا که برندون دیوار را تأسیس کرد، استارک ها همواره دوست [[نگهبانان شب]] (Night's Watch) بوده‌اند و هزاران سال دیوار را اداره کرده‌اند. گفته می شود [[شاه شب]] (Night King)، سیزدهمین [[لرد فرمانده ی نگهبانان شب]] (Lord Commander of the Night's Watch) در کنار اصالت های احتمالی بسیاری که در موردش حدس زده می شود، یک استارک بوده است. استارک ها همچنین کمک کردند تا جلوی چندین یورش مهم [[وحشی ها]] (Wildings) گرفته شود، از جمله زمانی که آن‌ها و پرچمدارانشان [[خاندان آمبر|آمبر ها]] (Umber) [[شاه آن سوی دیوار]] (Kings-Beyond-the-Wall) را شکست دادند، زمانی که بر دو برادر به نام‌های [[گندل]] (Gendel) و [[گورن]] (Gorne) چیره شدند و همین طور زمانی که [[بائل|بائل آوازه خوان]] (Bael the Bard)، شخصیتی بیشتر افسانه‌ای تا تاریخی را که طبق افسانه های شمال دیوار هم پدر یک استارک شده و هم با همان استارک جنگیده مغلوب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای چندین هزار سال استارک ها شاه بلا منازع شمال نبوده اند، اما رقیب اصلیشان، [[خاندان بولتون|بولتون های]] (Bolton) [[دردفورت]] (Dreadfort) حدود یک هزار سال پیش به آن ها سوگند وفاداری خوردند و به روش پوست کندنشان خاتمه دادند. در همین زمان شاه [[جان استارک]] (Jon Stark) دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] (White Knife) بیرون کرد و [[کنام گرگ]] (Wolf's Den) در دهانه ی این رود ساخته شد. این دژ و شهری که اطراف آن ساخته شد، [[وایت هاربر]] (White Harbor) برای سالیان طولانی خانه‌ی پسران و نوه‌های شاهان شمال و دیگر پرچمداران استارک ها بود تا آن که نهایتاً به [[خاندان مندرلی|مندرلی ها]] (Manderly)، خاندانی تبعیدی از [[ریچ]] (Reach) داده شد. پسر شاه جان، [[ریکارد استارک (شاه)|ریکارد]] (Rickard) [[شاه باتلاق]] (Marsh king) را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد و [[نک]] (Neck) را که [[خاندان رید]] (House Reed) بر آن حکومت می کردند، به زیر فرمان [[وینترفل]] در آورد. [[خاندان کاراستارک]] (House Karstark) زمانی تأسیس شد که [[کارلان استارک]] (Karlon Stark)، برادر شاه وقت یک لرد شورشی را سرکوب کرد و در همان منطقه دژ [[کارهولد]] (Karhold) را ساخت. در نهایت [[جزیره ی خرس]] (Bear Island) زمانی به مورمونت ها رسید که شاه [[رودریک استارک]] (Rodrik Stark) آن را در یک مبارزه‌ی کشتی از یک [[آهن زاده]] (Ironborn) برد. نزاع استارک ها با [[خاندان ارن|ارن های]] (Arryn) [[دره]] (vale) بر سر [[سه خواهران]] (Three Sisters) به واگذاری این جزایر منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوای کاراستارک ها، خاندان استارک در سایر نقاط شمال، از جمله [[بارو تاون]] (Barrowton) و [[وایت هاربر]] نیز خویشاوندانی احتمالی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شاه شمال [[تورهن استارک]] (Torhen Stark) بود، که در پایان [[جنگ فتح]] (War of Conquest) در برابر [[اگان فاتح]] (Aegon the Conquerer) زانو زد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) خدمت می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود سال 213AL خاندان استارک با مشکل در وراثت رو به رو شد. چندین لرد وینترفل در جنگ هایی علیه شورشی های [[اسکاگوس]]ی (Skagosi)، [[ریمون رد بیرد]] (Raymon Redbeard) شاه وحشی‌ها و خطرات دیگر کشته شدند، از این رو [[برون استارک]] (Beron Stark) لرد وینترفل شد. بعد از زخمی مهلک که او در مبارزه علیه [[دیگان گریجوی]] (Dagon Greyjoy) و [[آهن زاده|آهن زادگانش]] برداشت، همسر او و چهار زن تازه بیوه شده‌ی دیگر خاندان بر سر آن که فرزندشان به حکومت برسد به نزاع پرداختند. از میان ده فرزند استارک موجود در آن زمان، چندین وارث احتمالی وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوره ی اخیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] (Rickard Stark) و استادش، والیس فلوورز (Walys Flowers) به منظور افزایش متحدانشان در جنوب وارث لرد ریکارد، [[برندون استارک]] (Brandon Stark) را با [[کتلین تالی]] (Catelyn Tully) از [[ریورران]] (Riverrun) نامزد کردند. [[پتایر بیلیش]] (Petyr Baelish) ملقب به &amp;quot;لیتل فینگر&amp;quot; (Littlefinger) پسری تحت قیومیت [[هاستر تالی|پدر کتلین]] عاشق کتلین بود و به خاطر او برندون را به دوئل دعوت کرد. برندون مبارزه را برد اما برای رضایت کتلین از کشتن او صرف نظر کرد. در همین زمان، [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) نامز لرد [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon) شد، که از دور شیفته‌ی او بود. با این وجود لیانا چندان عشق پر حرارتی به رابرت نداشت و از شیوه‌ی زندگی عیاشانه‌‌ی او آگاه بود. پرنس [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) بعد از پیروزی در تورنومنت [[هارن هال]] (Harrenhall) با بی توجه به همسرش [[الیا مارتل]] (Elia Martell) پرنسس [[دورن]]ی (Dornish)، لیانا را ملکه‌ی عشق و زیبایی نام گذاری کرد. طبیعت دقیق رابطه‌ی ریگار و لیانا کاملاً مشخص نیست ولی کمی بعد او به همراه ریگار ناپدید شد و رابرت و برندون معتقد بودند که لیانا برخلاف میلش ربوده شده است. برندون در راه رفتن به ریورران برای ازدواج با کتلین بود که این خبر را شنید. او و چهار همراهش به [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) رفتند و خواستار بازگشت خواهرشان شدند، اما هم او و هم پدرش لرد ریکارد به دستور شاه دیوانه، [[ایریس تارگرین دوم]] (Aerys II Targaryen) کشته شدند. ایریس سپس از [[جان ارن]] (Jon Arryn) [[لرد ایری]] (Eyrie) خواست که [[ادارد استارک]] (Eddard Stark)، پسر دوم لرد ریکارد و [[رابرت براتیون]] (Robert Barartheon) را که هر دو تحت قیومیتش بودند را سر ببرد. جان ارن امتناع کرد و این امر موجب آغاز [[قیام رابرت|جنگی بزرگ]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد، لرد ادارد استارک به خاطر احترام گذاشتن به تعهد نامزدی برادرش برندون با کتلین تالی ازدواج کرد و [[هاستر تالی]] (Hoster Tully) نیز به جرگه‌ی شورشیان پیوست. ادارد از سران اصلی شورشیان بود، ولی زمانی که رابرت کمک خیانت آمیز [[خاندان لنیستر]] (House Lannister) را پذیرفت و به خاطر نفرتش از ریگار از قتل بی رحمانه‌ی [[الیا مارتل|همسر]]، [[اگان تارگرین|پسر]] و [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر]] ریگار چشم پوشی کرد با او به مشکل برخورد. او و شش همراهش برای بازپس گرفتن لیانا به برجی که ریگار آن را [[برج شادی]] (Tower of Joy) می نامید رفت. آن‌ها با سه تا از اعضای [[گارد پادشاه]] (Kingsguard) جنگیدند، و این جنگ منجر به مرگ آن سه و تمام هماهان ادارد به جز [[هاولند رید]] (Howland Reed) شد. ادارد لیانا را در بستری از خون و حلقه‌ای پژمرده از رز آبی در حال مرگ یافت. لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی بدهد که محتوایش نامعلوم است، اما برای ادامه‌ی زندگی ادارد او را تحت تسخیر خودش قرار داد. او موقع مرگ شانزده ساله بود و در سرداب وینترفل و در کنار برندون و لرد ریکارد دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند و رابرت به هنگام غم مشترکشان آشتی کردند ولی ند از دربار رابرت، شاه جدید به علت ازدواجش با [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) و اجازه دادن به [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) برای ماندن در مقام گارد پادشاه، آن هم بعد از کشتن اربابش ایریس دوری گزید. ند در موقع برگشتش از جنگ پسر قانونی و وارث تازه به دنیا آمده‌اش [[راب استارک|راب]] (Rob) را دید، اما او به همراه خود نوزادی به نام [[جان اسنو]] (Jon Snow) را داشت که آن را پسر حرام زاده‌ی خود معرفی کرد. شش سال بعد ند به برادر خوانده‌اش، رابرت کمک می کند تا [[قیام گریجوی|قیام]][[ بیلون گریجوی]] (Balom Greyjoy) را در هم بشکند. ند [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) پسر بیلون را به عنوان گروگان به وینترفل می برد. پسر جوان‌تر لرد ریکارد، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark) به نگهبانان شب می پیوندد و تبدیل به گشتی ارشد می شود. ند بر شمال تحت نام رابرت حکومت می کند و از دربار آلوده به دسیسه‌ی لنیستری فاصله می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا(دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11360</id>
		<title>سانسا استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=11360"/>
		<updated>2014-06-21T20:08:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = [[پرونده:House_Stark.PNG|راست|50px]] سانسا استارک [[پرونده:House_Lannister_arms.png|چپ|50px]]&lt;br /&gt;
| تصویر    = [[پرونده:MKomarck_SansaEyrie.jpg‏|300px]]| &lt;br /&gt;
توضیح_عکس  = سانسا اثر MKomarck&lt;br /&gt;
| القاب    = پرنده ی کوچک{{سخ}}آلاینه استون{{سخ}}لیدی لنیستر&lt;br /&gt;
| عنوان  =پرنسس وینترفل&lt;br /&gt;
| خاندان     = [[خاندان استارک]]{{سخ}}[[خاندان بیلیش از هارن هال]](به عنوان آلاینه استون)&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[شمال]]ی&lt;br /&gt;
| همسر       = تیریون لنیستر&lt;br /&gt;
| محل_تولد = [[وینترفل]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =286AL &lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  =&lt;br /&gt;
| کتابها     =[[بازی تاج وتخت]] (شخصیت اصلی){{سخ}}[[نزاع شاهان]] (شخصیت اصلی){{سخ}}[[یورش شمشیر ها]] (شخصیت اصلی){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]] (شخصیت اصلی)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر     =[[سوفی ترنر]]&lt;br /&gt;
| سریال      =[[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سانسا استارک''' (Sansa Stark) دختر بزرگ [[کتلین تالی]] (Catelyn Tully) و [[ادارد استارک]] (Eddard Stark) است. سانسا سه برادر به نام های [[راب استارک|راب]] (Rob)، [[برن استارک|برن]] (Bran) و [[ریکان استارک|ریکان]] (Rickon)، خواهری به نام [[آریا]] (Arya) و برادری ناتنی به نام [[جان اسنو]] (Jon Snow) دارد. سانسا از [[شخصیت های اصلی]] (POV Characters) کتاب است و نقشش را در سریال سوفی ترنر (Sophie Turner) بازی می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاراکتر و شخصیت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا به زیباییش شهره است. او با داشتن گونه هایی درشت، چشمان آبی زنده و گیسوان انبوه حنایی، خصلت های خاندان مادرش، [[خاندان تالی|تالی ها]] (Tully) را به ارث برده است. سانسا در ابتدای مجموعه یازده ساله است. با بزرگتر شدنش، سانسا اندامی بلند، برازنده و زنانه می یابد.{{رف|بتت|7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا چون یک بانو بزرگ شده است، و نگرش مرسوم زنانه به محیط اطرافش دارد. او به موسیقی، شعر، آواز خوانی، رقص، قلاب دوزی و سایر فعالیت های مروم زنانه علاقه دارد. مانند بسیاری از دختران همسنش، سانسا دیوانه ی آواز ها و داستان های عاشقانه و پر ماجراست، خصوصا داستان هایی در مورد شاهزاده های خوش قیافه، [[شوالیه|شوالیه های]] (Knights) شریف، جوانمردی و عشق.{{رف|بتت|7}} در ابتدا او شیفته ی داستان ها و آواز هایی بود که دنیای خارج از [[وینترفل]] (Winterfell) را برایش به تصویر می کشید، دنیایی که او آرزوی تجربه کردنش را داشت، اما به مرور او به حقیقت نداشتن آن افکار عاشقانه ی معصومانه پی می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زابطه ی سانسا با خواهرش [[آریا]] پر تنش است. این دو در اکثر زمینه در تضاد با هم دیگر هستند. سانسا را مدت کمی [[دایرولف]]ی (Direwolf) به نام [[لیدی]] (Lady) همراهی می کرد. سانسا علاقه بسیاری به کیک لیمویی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا بزرگ ترین دختر لیدی [[کتلین]] و لرد [[ادارد]] رییس [[خاندان استارک]] (House Stark) و [[محافظ]] (Warden) شمال (North) است. سانسا در [[وینترفل]] به دنیا آمد و بزرگ شد. او در طی یازده سال حضور در [[وینترفل]] وظایف یک زن نجیب زاده را آموخت، و سپتا [[موردان]] (Mordane) هنر های زنانه را به او یاد داد. سانسا برادری بزرگتر به نام [[راب استارک|راب]]، خواهری کوچک تر به نام [[آریا]]، دو برادر کوچکتر به نام های [[برن]] و [[ریکان استارک|ریکان]] و برادری ناتنی به نام [[جان اسنو]] دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج وتخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sansa_Stark.jpg|چپ|بندانگشتی|250px|سانسا استارک اثر Amoka]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که پدرش به مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) می رسد، سانسا از دورنمای زندگی در دربار [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) شادمان و از نامزدی با [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) هیجان زده است. در سفر به پایتخت، جافری به اصرار مادرش سانسا را همراهی می کند. این دو در حال قدم زدن با هم هستنند که با [[آریا]]، خواهر سانسا در حالی رو به رو می شوند، که او مشغول شمشیر بازی با پسری به نام [[مایکاه]] (Mycah) است. جافری شمشیرش را می کشد و [[مایکاه]] را تهدید می کند، اما [[آریا]] با او می جنگد، دایرولفش [[نایمریا]] (Nymeria) جافری را خلع سلاح کرده و جراحتی جزیی به او وارد می کند.{{رف|بتت|15}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمی بعد در محضر [[رابرت براتیون|شاه رابرت]] (King Robert)، آریا حقیقت ماجرا را می گوید، اما جافری به دروغ ادعا می کند که [[آریا]]، [[نایمریا]] و [[مایکاه]] بدون علت به او حمله ور شده اند. سانسا که نمی خواهد به شوهر آینده اش خیانت کند دروغ می گوید و با ادعای آن که چیزی به یاد نمی آورد، هیچ کدام از روایت ها را تایید نمی کند. [[سرسی لنیستر|ملکه سرسی]] (Queen Cersei) از فرصت استفاده می کند و می گوید که دایرولفی که به پسرش حمله کرده باید کشته شود. آریا که این را پیش بینی کرده بود، نایمریا را فراری داده بود. از این رو سرسی خواستار مرگ [[لیدی]] به جای نایمریا می شود.{{رف|بتت|16}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بارانداز پادشاه، سانسا چون آریا را مقصر مرگ لیدی می داند، بااو قهر می کند. او همچنان شیفته ی جافری باقی می ماند و رابطه ی نزدیکی نیز با ملکه [[سرسی]] بر قرار می کند. با برگزاری تورنومنت به افتخار پدرش، سانسا به داستان های مورد علاقه اش را به چشم میبند، و رویاهای او در مورد جایگاه [[شوالیه|شوالیه گری]] و جوانمردی تقویت می شود. او همچنین تحت تاثیر [[لوراس تایرل]] (Loras Tyrell) [[لوراس تایرل|شوالیه گل ها]] (The Knight of Flowers) قرار می گیرد؛ زمانی که لوراس به او یک رز سرخ می دهد، سانسا خود را درون یک ترانه ی عاشقانه می پندارد.{{رف|بتت|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی پدرش حقیقت را در مورد والدین جافری می یابد و به دخترانش می گوید که آن ها را به وینترفل باز خواهد گرداند، سانسا، در یک اقدام خیره سرانه، به سوی ملکه می رود و نقشه های پدرش را پیش او بازگو می کند، هدف او این است که در پایتخت بماند و با جافری ازدواج کند. اقدام نا بخردانه ی او به ملکه در توطئه اش علیه ادارد کمک می کند.{{رف|بتت|44}}{{رف|بتت|50}} بعد از بازداشت پدرش، سانسا مجبور می شود که پدرش را خائن بخواند. همچنین سرسی او را مجبور می کند، که نامه ای به برادر و مادرش بنویسد و از آن ها صلح و وفاداری به جافری را درخواست کند. او در برابر شاه و مشاورانش زانو می زند و طلب بخشش می کند. جافری که اکنون با مرگ [[رابرت براتیون|رابرت]] شاه است، قول می دهد که بخشنده باشد، اما روی پله های [[سپت بزرگ بیلور|سپت بیلور]] (Baelor's sept) دستور مرگ ادارد را صادر می کند. سانسا، درمانده شاهد مرگ پدرش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی بعد از مرگ ادارد، سرسی اعلام می کند که جافری هنوز باید بعد از غنچه زدن سانسا، با او ازدواج کند. سانسا از این دورنمای ترسیم شده وحشت دارد و تنها خواستار برگشتن به خانه است، اما او چاره ای ندارد جز آن که در این شرایط وخیم به عنوان یک گروگان در [[بارانداز پادشاه]] بماند و پدر و برادرش را خائن بنامد. جافری او را وا می دارد که به سر پدرش، که بر بالای تیری در قلعه ی سرخ قرار گرفته نگاه کند. این کار او سانسا را بر می انگیزاند تا جافری را بکشد اما [[سندور کلگان]] (Sandor Clegane) که حواسش به اوست، ماهرانه بدون آن که جافری پی ببرد، مانع سانسا می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sir_Heartsalot_SandorSansa.jpg|چپ|بندانگشتی|250px|[[سندور کلگان|تازی]] در حال نصیحت کردن سانسا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا که اکنون در [[قلعه ی سرخ]] (Red Keep) گروگان است، خود را در زرهی از ادب زنانه اش می پوشاند. او وانمود می کند که باور دارد خانواده اش خیانتکارند. جافری نیز به طور مرتب از اعضای [[گارد پادشاه]] (Kingsguard) می خواهد، که سانسا را به خاطر شورش و اقدامات برادرش [[راب استارک|راب]]، تنبیه کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تورنومنتی که به افتخار نامگزاری جافری، سانسا پی می برد که ذهنیت رمانتیکی را که در مورد شوالی گی و ادب درباری داشته است، از دست داده است. در این تورنومنت، شوالیه ای نام [[دانتوس هولارد]] (Dontos Hollard) در حالتی مست و عریان در جلوی جمعیت حاضر می شود. جافری دستور کشتن او را می دهد، ولی سانسا بی فکرانه حرفی بر علیه دستور جافری می زند. قبل از آن که جافری بتواند او را به جرم زیر سوال بردن دستورش تنبیه کند، سانسا دروغی متقاعد کننده جور می کند و [[سندور کلگان]] نیز نظرش را تایید می کند. سانسا همچنین نهایتا موفق می شود جافری را قانع کند که از جان سر [[دانتوس هالارد|دانتوس]] در گذرد. جافری در عوض طبق نظر سانسا مقام شوالیگی اش را از او می گیرد و ار دلقک دربار می کند.{{رف|نش|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورود [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) به پایتخت و قرار گیری اش در نقش دست پادشاه نقطه ی پایانی بر شکنجه های سانسا است . تیریون به طوری غافلگیر کننده با سانسا به مهربانی برخورد می کند. زمانی که جافری دستور می دهد، سانسا را به جرم جادوی سیاهی که برادرش راب در نبرد از خود نشان داده، در دربار برهنه کنند، [[تیریون]] پا پیش نهاده مانع او می شود. سانسا همچنین رابطه ای منحصر به فرد با [[سندور کلگان|سندور]] برقرار می کند. تازی با وجود کلمات گزنده و ظاهر خشنش با سانسا به مهربانی برخورد می کند و علی الرغم دستور جافری حاضر نمی شود سانسا را بزند. او سانسا را به خاطر طبیعت ساده اش مسخره می کند ولی همچنین به خاطر شرایطش با او همدردی می کند. سندور در طی [[بلوای بارانداز پادشاه]] (Riot of King’s Landing) جان سانسا را نجات می دهد، در حالی که بقیه ی شوالیه های گارد پادشاهی برای نجات جان خودشان او را رها کرده بودند و گمان می رفت سانسا از دست رفته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:John_Picacio_Sansa&amp;amp;theHound.jpg|چپ|بندانگشتی|250px|سانسا و [[سندور کلگان|تازی]] و [[نا بوسه]] اثر John Picacio]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شب سانسا نوشته ای را در اتاقش می بیند. نویسنده ی نا شناس از سانسا خواسته، که اگر می خواهد به خانه برگردد، باید به [[جنگل خدایان]] (Godswood) برود. در جنگل خدایان سانسا [[دانتوس هالارد|دانتوس]] را می یابد.{{رف|نش|18}} دانتوس به سانسا قول می دهد که او را از دست [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] آزاد کند و به خانه برگرداند. سانسا می ترسد که حقه ای در کار باشد، با این وجود قول دانتوس را می پذیرد، دانتوس نیز سانسا را به صبر و بردباری دعوت می کند. سانسا به بهانه ی دعا کردن در نزد [[خدایان قدیم]] (Old Gods)، مرتبا به جنگل خدایان می رود تا با دانتوس ملاقات کند. در ابتدا او را ناجی شجاعی می بیند که در طلب زدودن ننگی است که شرفش را لکه دار کرده است، با این وجود  نهایتا به صلاحیت دانتوس  شک می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان که لشکر [[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) به پایتخت نزدیک می شود، سانسا برای اولین بار غنچه می زند، و رسما یک زن می شود.{{رف|نش|52}} در هنگام [[نبرد بلک واتر]] (Battle of the Blackwater) سانسا و بسیاری از زنان نجیب زاده ی دیگر در سپت بزرگ بیلور پناه می گیرند. در آن جا با وجود کلمات سخت و گزنده ای که سرسی در حال مستی و قبل از آن که با عصبانیت آن جا را ترک کند می زند، سانسا قوی باقی می ماند و بسیاری از زنان وحشت زده ی دیگر را آرام می کند. بعد از نبرد [[سندور کلگان]]، در هم شکسته شده در طی نبرد با حالت مستی وارد اتاق سانسا می شود و به او پیشنهاد فرار می دهد. سانسا مخالفت می کند، و سندور او را وا می دارد که برایش اهنگی را بخواند.{{رف|نش|62}} بعد ها سانسا به یاد می آورد که آن شب [[نا بوسه|اتفاقی دیگر]] رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی لنیستر ها، نامزدی سانسا و جافری ملغی اعلام می شود. به این علت که اتحاد خاندان تایرل با خاندان سلطنتی شامل ازدواج جافری با [[مارجری تایرل]] (Margaery Tyrell) نیز می شود. جافری سانسا را مطمئن می کند که هنوز نیز به او دسترسی خواهد داشت، زیرا به عنوان پادشاه او می تواند با هر کسی که بخواهد هم خوابه شود. سانسا همچنان گروگان در بارانداز پادشاه می ماند. دانتوس به سانسا اطمینان می دهد که برنامه ی فرار او در شب ازدواج سلطنتی خواهد بود. او به سانسا توری سری آراسته به لعل های ارغوانی می دهد تا در شب ازدواج سلطنتی به سر کند.{{رف|نش|65}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیر ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سانسا خواسته می شود، تا با [[مارجری تایرل]] و مادر بزرگش [[اولنا ردواین]] (Olenna Redwyne) شام بخورد. [[لوراس تایرل|لوراس]] که زیبایی و رفتارش نفس سانسا را بند آورده بود، او را تا محل شام همراهی می کند. سانسا اشاره ای به رزی که لوراس در تورنومنت دست به او داد بود می کند، اما مشخص می شود که لوراس رز و سانسا را فراموش کرده بود. سانسا سعی می کند از او حرف بیشتری بکشد، برای همین با اشاره به این که، مرگ [[رنلی براتیون|رنلی]] (Renly) باید برای خواهر لوراس سخت باشد، سهوا موجب رنجش او می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لوراس او را تا سر میز شام همراهی کرده و سپس ترک می کند، در ان جا زنان تایرل به گرمی به او خوش آمد می گویند. در سر میز [[اولنا ردواین|لیدی اولنا]] اصرار دارد تا از سانسا در مورد جافری اطلاعاتی کسب کند. او که برنامه ای ترتیب داده، تا با ایجاد سر و صدا مانع هر گونه جاسوسی احتمالی بشود با چرب زبانی از سانسا حرف می کشد. سانسا اعتراف می کند که جافری یک هیولاست، و به [[مارجری تایرل|مارجری]] التماس می کند تا از ازدواج با جافری صرف نظر کند. مارجری اشاره می کند که با حضور برادرش [[لوراس تایرل|لوراس]] در [[گارد پادشاه]]، او امنیت خواهد داشت و جایی برای نگرانی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیدی اولنا از تمایل سانسا برای خارج شدن از بارانداز پادشاه، رفتن به [[های گاردن]] (Highgarden) و ازدواج با [[ویلاس تایرل|ویلاس]] (willas) وارث [[خاندان تایرل]] را می پرسد. ویلاس فلج است، اما علاوه بر آن باهوش و مهربان است و توانایی فرزند دار شدن را دارد. سانسا که آرزوی خلاص شدن از دست [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] را دارد، با پیش نهادشان موافق است. این رخداد موجبات دوستی سانسا و مارجری را برای مدتی فراهم می آورد.{{رف|یش|6}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا نقشه ی تایرل ها را با سر [[دانتوس هالارد|دانتوس]] مطرح می کند. او مخالفت می کند، و به سانسا می گوید که نباید فریب ظاهر زیبای تایرل ها را بخورد. سانسا که از عدم پیشرفت نقشه های دانتوس دلسر شده است، هشدار او را نا دیده می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|دانتوس نقشه ی تایرل ها را به اطلاع کار فرمایش [[پتایر بیلیش]] (Petyr Baelish) می رساند و او نیز لنیستر ها را مطلع می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تایوین لنیستر]] (Tywin Lannister) که نمی خواهد گروگانشان را از دست بدهد، به سرعت اقدام کرده، او را به ازدواج [[تیریون لنیستر]] در می آورد. هر چند که هم سانسا و هم تیریون مخالف این ازدواج هستند. سانسا که اکنون سیزده ساله است، تمام تلاش خود را می کند تا احساسات خود نسبت به شوهر دورفش را بپوشاند، و علی الرغم انزجارش نسبت به ظاهر فیزیکی او، مودب باقی می ماند. [[تیریون]] به خاطر سانسا ازدواج را کامل نمی کند، که موجب امتنان سانسا را فراهم می آورد.{{رف|یش|28}} کمی بعد خبر مرگ برادر و مادر سانسا در [[عروسی خونین]] (Red Wedding) به گوش سانسا می رسد.{{رف|یش|59}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sansa_by_akizhao.jpg|چپ|بندانگشتی|250px|سانسا در حال ساختن دژ برفی اثر akizhao]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانتوس از سانسا می خواهد توری سری را که به او داده، در شب ازدواج سلطنتی بپوشد. زمانی که جافری خفه شده و در شب عروسی می میرد، سانسا فرار کرده و با دانتوس ملاقات می کند. دانتوس او را تا یک قایق همراهی می کند و سپس به یک کشتی می رساند. در آن کشتی [[پتایر بیلیش]] به سانسا خوش آمد می گوید. پتایر دستور می دهد دانتوس کشته و به آب انداخته شود. [[لیتل فینگر]] به سانسا توضیح می دهد که مرگ جافری در اثر سمی بوده، که به جای یکی از لعل ها در توری سانسا جاسازی شده، و مخفیانه وارد جشن شده است. او همچنین برخی از جزئیات نقشه ای را که او و [[اولنا ردواین]] برای مرگ جافری کشیده اند، بازگو می کند. او در مورد مرگ دانتوس نیز توضیح می دهد، که اگر چه او نقشش را خوب بازی کرده، اما یک آدم مست مانند او، برای نگه داشتن اطلاعاتی چنین سری برای مدتی طولانی قابل اعتماد نیست.{{رف|یش|61}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیتل فینگر سانسا را به [[فینگرز]] (Fingers)، مایملک اجدادی ناچیزش در [[ویل]] (Vale) می برد. او سانسا را وا می دارد تا وانمود کند که &amp;quot;آلاینه استون&amp;quot; (Alayne Stone) دختر حرام زاده ی پتایر است، تا از هر گونه ردیابی احتمالی جلوگیری کند. سانسا نیز به جرم هم کاری با تیریون در مرگ جافری متهم است. در فینگرز، عمه ی سانسا، [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn) با آن ها دیدار کرده، و سپس با پتایر ازدواج می کند.{{رف|یش|68}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از ازدواج، این سه به [[ایری]] (Eyrie) سفر می کنند. لایسا که اکنون سانسا را می شناسد، در تغییر هویت سانسا به آن ها کمک می کند، موهای حنایی سانسا را که اصلی ترین ویژگی تالی بودن اوست، به رنگ سیاه تغییر می دهد. لایسا همچنین برنامه دارد سانسا را به ازداج پسر بیمارش [[رابرت ارن|رابرت]] (Robert) در آورد. سانسا وحشت زده می شود، اما احساساتسش را نزد خود نگه می دارد. سانسا همچنین باید رابرت کوچک را که به واسطه ی حضور پتایر، دیگر نمی تواند بستر مادرش را شریک شود، تسلی دهد. رابرت که حال در بستر سانسا می خوابد، از بیماری تشنج رنج می برد و بعد از تشنج نیز بستر را خیس می کند. سانسا که به بلوغ زنانه اش نزدیک می شود، خود را شکاری برای غرایز جنسی [[ماریلیون]] (Marillion) رامشگر لایسا می یابد، کسی که سانسا بار ها او را از خود می راند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا در [[ایری]] دلتنگ خانه می شود. زمانی که در حیاط برف می بارد، سانسا در محل جنگل خدایان، دژ برفی یا جزئیات زیاد و با طرح وینترفل می سازد. کمی بعد پتایر به نزد او می آید، به او در ساخت دژ برفی اش کمک می کند و نهایتا او را می بوسد. پیش از آن که او هضم کند چه اتفاقی افتاده، رابرت بیرون آمده، قلعه را خراب می کند و او را نا راحت تر می کند. سانسا نیز در عوض اسباب بازی او را پاره می کند. این اتفاق موجب تشنج دوباره ی رابرت می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لایسا که شاهد بوسه ی بین پتایر و سانسا است، از جسادت خشمگین شده و تلاش می کند، با هل دادن سانسا از [[در ماه]] (Moon Door) به بیرون، او را بکشد. لیتل فینگر به موقع می رسد و مداخله می کند. او لایسار را از در ماه به بیرون پرت می کند، [[ماریلیون]] را قاتل معرفی می کند و سانسا را نیز به عنوان شاهد می گیرد.{{رف|یش|80}}&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضیافتی برای کلاغ ها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[برین]] (Brienne) از [[تارت]] (Tarth) جستجویش را برای پیدا کردن سانسا شروع می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی ملاقات [[سرسی لنیستر]] با اعضای شورای کوچک، جهت بحث به سمت سانسا، وارث ظاهری [[وینترفل]] و مخفیگاه او می رود. سرسی عنوان می کند که باید سانسا را به عنوان دختر یک خائن به سیاه چال می انداخته، اما به جایش او را در بین اعضای خانواده خود جای داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرسی می گوید که سانسا خانه و آتش او را شریک بوده و با فرزندان او بازی می کرده. و او به سانسا غذا و لباس داده، و سعی کرده او را از بی اطلاعی مطلق از امور دنیا خارج کند. سرسی در آخر مدعی می شود که سانسا جواب محبت های او را با همکاری در قتل فرزند او داده است. او به شورا می گوید که زمانی که [[ایمپ|تیریون لنیستر]] (Imp) را پیدا کنند، سانسا نیز پیدا خواهد شد. او می گوید که سانسا نمرده... اما قول می دهد که پش از آن که کارش را با او تمام کند، &amp;quot;''برای [[بیگانه]] (Stranger) آواز خواهد خواند، برای بوسه‌اش التماس خواهد کرد.''&amp;quot;{{رف|ضبک|18}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pojypojy_Petyr_and_Alayne.jpg|چپ|بندانگشتی|350px|پتایر و آلاینه اثر Pojypojy]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین هنگام و با مرگ لایسا، سانسا در زیر پوشش &amp;quot;آلاینه استون&amp;quot; بانوی حقیقی ایری شده، پسر خاله‌ی بیمار خود لرد [[رابرت ارن|رابرت]] را تسلی می دهد، در حالی که زیر نظر پتایر بیلیش نکات ظریفی از توطئه‌های درباری را می آموزد.&lt;br /&gt;
‌[[ماریلیون]] که به جرم قتل بانوی خود به [[ایری#سلول های آسمان|سلول های آسمان]] انداخته شده، شبانه روز آواز می خواند و ناله می کند. با وجود صدای زیبایش، لحن نغمه‌اش سانسا را می آزارد. او از پتایر می خواهد که او را ساکت کند، ولی بیلیش معتقد است که آن‌ها هنوز به ماریلیون نیاز دارند. با ترتیباتی که پتایر چیده، ماریلیون اقرار اعتراف کرده که بانویش را به قتل رسانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نستور رویس]] (Nestor Royce) به دیدار پتایر می آید و در آن جا آلاینه به آن ها می گوید که [[ماریلیون]] لایسا ارن را کشته است. ترس سانسا از بر ملا شدن دروغش و اشک‌هایش موجب می شود تا دروغش قانع کننده تر به نظر برسد. کمی بعد ماریلیون به داخل آورده می شود و در آن جا او اعتراف می کند که بانویش را کشته برای آن که از ازدواج او با پتایر بیلیش ناخشنود بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نستور رویس|نستور]] به پتایر اطلاع می دهد که [[یان رویس|پسر عمویش]] سایر لردها را جمع کرده تا [[لیتل فینگر]] را از مقامش به عنوان لرد حامی ویل خلع کند. پتایر در ازای پاداشی برای خدماتش نستور را که قلعه بان [[دروازه های ماه]] (Gates of the Moon) است لرد این قلعه می کند. او اذعان می کند که همسرش [[لایسا تالی|لایسا]] نیز همچین تصمیمی داشته، ولی قبل از آن که بتواند فرمان را امضا کند به قتل رسده است. بعد از رفتن نستور پتایر به آلاینه می گوید که حال نستور در جناح آن‌هاست، برای آن که اگر پتایر کنار برود مقام لردی او نیز به چالش کشیده می شود، زیرا امضا کننده‌ی فرمان، پتایر بوده و نه [[رابرت ارن|رابرت کوچک]].{{رف|ضبک|10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمی بعد لشکریان لرد های ویل [[ایری]] را تحت محاصره قرار می دهند و مانع رسیدن تدارکات به آن جا می شوند. رابرت که زود رنج نر و کج خلق‌تر از سابق شده به آلاینه می گوید هنوز صدای [[ماریلیون]] را در خواب می شنود ولی سانسا به او اطمینان می دهد که آوازه خوان مرده است، با آن که خود نیز جنازه‌ی ماریلیون را ندیده است. زمانی که [[لیتل فینگر]] که از ویل خارج شده بود می رسد، به آن ها اطلاع می دهد که لردهای مخالف در حال سفر به ایری برای مذاکره هستند. او به آلاینه می گوید که تعداد آن‌ها هشت نفر است و او از بین آن ها تنها نگران سر [[لین کوربرای]] (Lyn Corbray) است. سر لین بر خلاف برادر بزرگترش [[لیونل کوربرای]] (Lyonel Corbray)، لرد [[خاندان کوربرای]] (House Corbray) که از حامیان پتایر است، در جناح مخالفین او قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی ملاقات، [[لین کوربرای]] که از زبان بازی‌های پتایر خسته شده، شمشیرش، [[لیدی فارلورن]] (Lady Forlorn) را از نیام می کشد و خواستار تمام کردن کار پتایر می شود. این امر موجبات خشم و نارضایتی سایر لردهای مخالف را فراهم می آورد. [[یان رویس]] (Yohn Royce) از او می خواهد که شمشیرش را کنار و به حق میزبانی احترام بگذارد. این اقدام سر لین، پوئنی برای پتایر به ارمغان می آورد. او ادعا می کند که لردهای ویل در حق او و لردشان [[رابرت ارن]] تعدی کرده‌اند. در نهایت او از آن‌ها یک سال وقت می خواهد تا امورات ویل را درست کند و در صورت درست نشدن امور از مقامش کناره گیری می کند. همان شب پتایر پیش آلاینه به طور غیر مستقیم اعتراف می کند که سر لین در خدمت او بوده است. می  گوید که او را می شود &amp;quot;با پول و پسر بچه و قول خرید.&amp;quot;{{رف|ضبک|23}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رسیدن زمستان و نا مساعد شدن هوا در [[ایری]]، خدمه و اعضای خاندان ایری رابه مقصد [[دروازه های ماه]] ترک می کنند. وظیفه ی بردن رابرت نیز به دوش آلاینه می افتد. در طی سفر [[میا استون]] (Mya Stone) و [[میراندا رویس]] (Myranda Royce)، دختر [[نستور رویس|نستور]] آن ها را همراهی می کنند. او از زبان میراندا خبر پیدا می کند که برادر ناتنی اش [[جان اسنو]] به مقام فرماندهی [[نگهبانان شب]] (Night's Watch) رسیده است. میراندا همچنین به او اطلاع می دهد که [[هارولد هاردینگ|هری وارث]] (Harry the Hair) تورنومنت کوچکی مخصوص ملازمین را برده و به تازگی شوالیه شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دروازه های ماه آلاینه پی می برد که پتایر از سفر به شرق بازگشته است. پتایر به آلاینه می گوید که برای او سه هدیه آورده است. او از برنامه‌اش برای نامزدی آلاینه با [[هری ]] وارث [[آنیا وین‌وود|لیدی وین‌وود]] (Lady Wainwood) به او می گوید. زمانی که آلاینه می پرسد چطور [[هارولد هاردینگ]] (Harrold Hardyng) با آن که لیدی وین‌وود دو پسر دارد می تواند وارث او شود، پتایر با بر شمردن شجره‌ی خاندان ارن‌ها به او می فهماند که هری وارث [[ایری]] است و با وضعیت جسمانی بد رابرت جوان و با مرگ حتمی او در آینده لرد [[خاندان ارن]] می شود. و زمانی که در شب ازدواجشان، سانسا پوشیده شده در لباسی خاکستری و سفید با طرح یک دایرولف، خود را آشکار می کند،  تمام شوالیه‌های ایری بسیج خواهند شد تا حق مادرزادی سانسا را به او بازگردانند. بنا بر این هدایای پتایر برای سانسا به ترتیب هری، [[ایری]] و [[وینترفل]] هستند.{{رف|ضبک|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جملات سانسا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|قهرمانی وجود نداره...تو زندگی، هیولاها برنده میشن.{{رف|بتت|67}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|حق با [[سندور کلگان|تازی]] است...من تنها یک پرنده ی کوچکم که جملاتی که بهم یاد دادند را تکرار می کنم.{{رف|بتت|67}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمانی او [[جافری براتیون|پرنس جافری]] را با تمام وجود دوست داشت و به مادرش، [[سرسی لنیستر|ملکه]]، اعتماد کامل داشت و او را تحسین می‌کرد. آن‌ها آن عشق و اعتماد را با سر [[ادارد استارک|پدرش]] پاسخ دادند. سانسا آن اشتباه را دوباره تکرار نمی‌کند.{{رف|نش|2}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پوستم از چینی به عاج و از عاج به فولاد تبدیل شده.{{رف|یش|61}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول |هیچ کس به خاطر عشق با من ازدواج نخواهد کرد.{{رف|یش|68}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ای کاش [[سگ پیر کور|تو]] [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] بودی.{{رف|یش|68}}}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جملات درباره ی سانسا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|یه [[سپتا]] بهت خوب آمورش داده. تو شبیه یکی از پرنده های [[جزایر تابستان]] هستی (Summer Isles). نیستی؟ یه پرنده ی خوشگل کوچولو، که کلمات خوشگل کوچولویی را که دادند از بر بخونی، تکرار می کنی.{{رف|بتت|29}}|[[سندور کلگان]]، خطاب به سانسا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|بهش یه سگ بده. باهاش خوشحال تر خواهد بود.{{رف|بتت|16}}|[[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|او [[لیدی(دایرولف)|گرگش]] رو از دست داده.{{رف|بتت|53}}|[[برن]] خطاب به [[راب]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|سانسای نرم سخن خوش بو، کسی که عاشق ابریشم، آواز، جوانمردی و شوالیه های رشید شجاع با قیافه های زیباست.{{رف|یش|19}}|[[تیریون]] در حال اندیشیدن به عروس آینده اش سانسا استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|او اگه وظیفه شناس نباشه هیچ چیزی نیست، این همسر من{{رف|یش|60}}|[[تیریون]] در حال اندیشیدن به همسرش سانسا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|با هوش من و زیبایی [[کتلین استارک|کت]]، جهان مال ماست، عزیز دلم.{{رف|ضبک|10}}|[[پتایر بیلیش]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خانواده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{الگو:شخصیت های اصلی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت اصلی]] [[رده:خاندان استارک]] [[رده:خاندان لنیستر]] [[رده:زنان اشرافی]] [[رده:شخصیت های شمال]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Sansa Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11359</id>
		<title>سندور کلگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D9%84%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=11359"/>
		<updated>2014-06-21T20:04:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «{{درحال ترجمه}}  {{اطلاعات اشخاص | نام_شخصیت =راست سندور ک...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{درحال ترجمه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Clegane.png|50px|راست]] سندور کلیگان [[پرونده:Kingsguard.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Sandor Clegane.jpg|320px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = پرتره سندور کلیگان اثر آموک&lt;br /&gt;
| القاب          =تازی{{سخ}}سگ&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[گارد پادشاه]]{{سخ}} [[خاندان کلیگان]]&lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  =271AC&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = 300AC (گمان میرود)&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[روری مک کان]] ([http://www.imdb.com/name/nm0564920/ IMDb])&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 2|فصل دوم]] {{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 3|فصل سوم]]{{!}} [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 4|فصل چهارم]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''سندور کلیگان''' عضوی از [[خاندان کلیگان]] است. او برادر جوان تر رئیس خاندان، سر [[گرگور کلیگان]] است. اسم مستعار '''سگ تازی''' به دلیل وحشیگری و فرمانبرداری بی چون و چرای او نسبت به اربابش است و همچنین به دلیل وجود چهره 3 سگ در پرچم خاندانش. {{سخ}}او به عنوان یکی از خطرناک ترین مبارزان در [[وستروس]] و نیز، زیاده روی در مصرف شراب تا سر حد گیجی معروف است. در بچگی، سندور دچار سوختگی وحشتناک ناحیه صورت؛ به دلیل نزدیک کردن صورت او به منقل آتش توسط برادرش گرگور، میشود. {{رف|بتت|29}} او از آتش، برادرش، و به طور کلی از دورویی مقام [[شوالیه]] ای، متنفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ظاهری ==&lt;br /&gt;
سندور، مردی درشت و قوی هیکل و عضلانی است. سمت راست صورت او لاغر، با استخوان گونه تیز و ابروهای سنگین است. بینی او بزرگ و کشیده است، موهای بلند او سیاه و نازک و منعطف است و میتواند سمت چپ صورت او که هیچ مویی رشد نمیکند را، بپوشاند. سمت چپ صورتش از بین رفته و از کل گوش، تنها سوراخی پیداست و مابقی سوخته است. توده ای بافت سوخته به صورت پیچ خورده، در دور چشم چپ او وجود دارد. گوشت سیاه یکدست با جوش های بزرگ و عمقی که از آنها چرک قرمز و مرطوب خارج میشود. چشمان او خاکستری رنگ است. در فک ـش، استخوان دیده میشود(بافت روی آن سوخته است).{{رف|بتت|29}} او معمولا زره غیرجنگی و کلاه خودی منحصر به فردی که به شکل سگ خشمگینی طراحی شده، سر میگذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گذشته ==&lt;br /&gt;
Sandor's childhood appears to have been overshadowed by his older brother Gregor's brutality and martial prowess. Aged seven, his father explained away the burns inflicted by Gregor by claiming his bedding caught fire.[1] There are rumours of a sister who died young in mysterious circumstances, and their father was killed in a hunting accident shortly after King Robert came to the throne, which is also implied to have been suspicious, leaving the family estates to Gregor.[2] {{سخ}}&lt;br /&gt;
Sandor left to join the Lannister household the same day Gregor came into his inheritance.[2] He claims to have killed a man when he was twelve years old,[3] possibly during Robert's Rebellion. &lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[en:Sandor_Clegane]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:House_Clegane.png&amp;diff=11351</id>
		<title>پرونده:House Clegane.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:House_Clegane.png&amp;diff=11351"/>
		<updated>2014-06-21T19:17:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sandor_Clegane.jpg&amp;diff=11350</id>
		<title>پرونده:Sandor Clegane.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sandor_Clegane.jpg&amp;diff=11350"/>
		<updated>2014-06-21T19:12:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=11349</id>
		<title>نایمریا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7&amp;diff=11349"/>
		<updated>2014-06-21T18:40:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: Nymeriaa صفحهٔ نایمریا را به نايمريا (دايرولف) منتقل کرد: تمایز از سایر صفحات به نام نایمریا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[نايمريا (دايرولف)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11348</id>
		<title>نايمريا (دايرولف)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11348"/>
		<updated>2014-06-21T18:40:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: Nymeriaa صفحهٔ نایمریا را به نايمريا (دايرولف) منتقل کرد: تمایز از سایر صفحات به نام نایمریا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = نایمریا&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Nymeria_by_daaria.jpg‏|راست|350px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = [[آریا استارک|آریا استارک]] در حال خداحافظی با نایمریا، اثری از داریا&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](به طریق وارگ، حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نایمریا''' ، دایرولفی است که به آریا استارک داده شده است. او کمی کوچک تر از برادرانش [[گری ویند]]، [[لیدی]]، [[سامر]]، [[شگی داگ]] و [[گوست]] است. اسم او از نایمریا، ملکه [[روین]] (Rhoyne) آمده است.{{رف|بتت|7}}&lt;br /&gt;
==مشخصات ظاهری==&lt;br /&gt;
نایمریا چشمان طلایی تیره{{رف|بتت|10}} و موهای خاکستری{{رف|بتت|15}} دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
نایمریا همراه برادرانش در کنار جسد مرده‌ی مادرشان در برف، توسط [[جان اسنو|جان اسنو]] و [[راب استارک|راب استراک]] پیدا می‌شود.{{رف|بتت|1}} آریا تا جایی که ممکن است نایمریا را در کنار خود نگهداری می‌کند، حتی به دایرولف اجازه میدهد که کنار تخت او، روی زمین بخوابد.{{رف|بتت|7}} نایمریا، آریا را در مسیر [[بارانداز_پادشاه|بارانداز پادشاه]](King's Landing) تا جنوب همراهی می‌کند. وقتی که [[جافری براتیون|جافری براتیون]] و [[سانسا استارک|سانسا]] به طور اتفاقی به شمشیربازی آریا و دوستش [[میکا]]، برخورد می‌کنند، جافری، میکا را به مبارزه می‌طلبد و مایکا در اینکار، زخم‌هایی برمی‌دارد. جافری قصد ترحم کردن را نداشت که باعث شد آریا با چوبی که داشت، به او حمله کند. جافری هم در مقابل با شمشیرش به آریا حمله می‌کند، و نایمریا ناگهان به جافری پریده و او را گاز می‌گیرد. بعد از اینکه او را رها کرد، آریا و نایمریا به سرعت می‌گریزند.{{رف|بتت|15}} به دلیل ترس از کشته شدن نایمریا، آریا و جوری مجبور می‌شوند که او را فراری بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
آریا در مسیرش به سمت شمال با [[یارن]](Yoren)، صحبت‌هایی در مورد یک گرگ ماده‌ی بسیار بزرگ می‌شنود که سردسته گله‌ای در حول و حوش [[چشم خدایان]](Gods Eye) است و از انسان‌ها نمی‌ترسد. لورد [[ویلیام مووتون]](William Mooton) و پسرانش به قصد شکار او می‌روند، ولی مجبور می‌شوند برگردند و در این عملیات، سگ‌های بسیاری را از دست میدهند.{{رف|نش|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر‌ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا در حالیکه به دنبال ریورران است، گله گرگی را می‌بیند. بزرگترین آنها، وقتی آریا سر آنها فریاد میکشد، زوزه میکشد. بعدها، او خواب می‌بیند که نایمریا به [[ایگو]] از [[یاران دلیر|یاران دلیر]] و همراهان او حمله می‌کند و آنها را می کشد.{{رف|یش|3}}&lt;br /&gt;
در طول ارتباط [[اسکین چنجر|وارگی]] او با نایمریا، آریا جسد [[کاتلین استارک|کاتلین استارک]] را در رودخانه پیدا می‌کند. او را به سمت ساحل می‌کشاند و سعی میکند که او را بیدار کند، ولی متوجه می‌شود که او مرده است.{{رف|یش|65}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|از [[براووس|براووس]]، آریا شب ها خواب گرگی(wolf dreams) می‌بیند که در آن سردسته گروه بزرگی از گرگ‌ها در جنگل است.{{رف|ضبک|6}} {{سخ}}&lt;br /&gt;
سپتون [[مریبالد]](Meribald) گزارش میدهد که گله‌ی بزرگی از صدها گرگ، در [[تریدنت]](Trident) پرسه می‌زنند.{{رف|ضبک|25}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
سر [[دانول فری]]، از دسته‌ای از گرگ های بی سابقه در [[ریورلندز]](Riverlands) شکایت دارد و به [[جیمی لنیستر|جیمی]] میگوید که دسته گرگ‌ها، به بار و بنه‌ی کالسکه‌ی او، وقتی که از [[دوقلوها|تویینز]] حرکت می‌کند، حمله می‌کنند.{{رف|ضبک|30}} سر [[درموت]] از رین وود(Rainwood) اطراف [[ریورران]](Riverrun) گشت میزد و گزارش پیدا کردن صدها گرگ که 2 نفر از نگهبانان او را هم کشته اند، داد. یکی از مردان در حال مرگ گفت که این گله توسط &amp;quot; یک گرگ ماده‌ی غول پیکر، دایرولف&amp;quot; ، هدایت می‌شده است.{{رف|ضبک|44}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[گوست]] نایمریا را دید که زیر نور مهتاب، می‌خواند و صدها قوم و خیش خاکستری کوچک او هم، همراه او می‌خوانند. او در تپه‌ای ایستاده بود که گرمتر از [[دیوار|دیوار]] بود و پر از غذا. {{رف|ربا|44}} وقتی آریای نابینا، هویت بث(Beth) را دارد، در خواب گرگی، آسمان شب وستروس را می‌بیند. در طول این خواب، اولین بارش برف در ریورلندز را می‌بیند و اینکه از زمان شروع آن برف، صید بسیار نایاب شده بود. نایمریا و گروهش، ضیافتی با چوپان، سگ هایش و گله‌ی او، ترتیب داده بودند. یعضی از اقوام خاکستری کوچک نایمریا، از انسان‌ها می‌ترسیدند، حتی انسان‌های مُرده؛ ولی گوشت او، گوشت بود و انسان‌ها صید.{{رف|ربا|45}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد نایمریا ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما مجبور شدیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من بهش گفتم که فرار کن، برو آزاد باش، که دیگه نمی‌خوامت!. گرگهای دیگه‌ای بودند که او باهاشون بازی کنه، ما صدای زوزه‌ی اونا رو شنیدیم، و جوری گفت که جنگل پر از بازی ـه، خب آهویی رو باید شکار کنه. فقط بازهم داشت دنبال ما می‌اومد که ما نهایت تصمیم گرفتیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من دوبار بهش زدم. اون یه ناله‌ای کرد و به من نگاه کرد و من احساس خیلی شرمندگی می‌کردم، ولی کار درستی بود، مگه نه؟ ملکه اون رو میکشت.{{رف|بتت|22}} |[[آریا استارک|آریا استارک]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]] بعد از فراری دادن نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{الگو:موجودات}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria_(direwolf)]]&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Nymeria&amp;diff=11336</id>
		<title>Nymeria</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Nymeria&amp;diff=11336"/>
		<updated>2014-06-21T11:09:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: تغییرمسیر به نایمریا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[نایمریا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11335</id>
		<title>نايمريا (دايرولف)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%B1%D9%8A%D8%A7_(%D8%AF%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%81)&amp;diff=11335"/>
		<updated>2014-06-21T11:07:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: صفحه‌ای جدید حاوی «{{اطلاعات اشخاص | نام_شخصیت = نایمریا | تصویر          = [[پرونده:Nymeria_by_daaria.jpg‏|راست|3...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = نایمریا&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Nymeria_by_daaria.jpg‏|راست|350px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = [[آریا استارک|آریا استارک]] در حال خداحافظی با نایمریا، اثری از داریا&lt;br /&gt;
| القاب          =&lt;br /&gt;
| عنوان          =&lt;br /&gt;
| خاندان     =&lt;br /&gt;
| نژاد           = دایرولف&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد    = 298AC در [[شمال|شمال]]&lt;br /&gt;
| کتابها          =[[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](به طریق وارگ، حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](به طریق وارگ، حضور دارد)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''نامریا''' ، دایرولفی است که به آریا استارک داده شده است. او کمی کوچک تر از برادرانش [[گری ویند]]، [[لیدی]]، [[سامر]]، [[شگی داگ]] و [[گوست]] است. اسم او از نایمریا، ملکه [[روین]] (Rhoyne) آمده است.{{رف|بتت|7}}&lt;br /&gt;
==مشخصات ظاهری==&lt;br /&gt;
نایمریا چشمان طلایی تیره{{رف|بتت|10}} و موهای خاکستری{{رف|بتت|15}} دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
نایمریا همراه برادرانش در کنار جسد مرده مادرشان در برف، توسط [[جان اسنو|جان اسنو]] و [[راب استارک|راب استراک]] پیدا میشود.{{رف|بتت|1}} آریا تا جایی که ممکن است نایمریا را در کنار خود نگهداری میکند، حتی به دایرولف اجازه میدهد که کنار تخت او، روی زمین بخوابد.{{رف|بتت|7}} نایمریا، آریا را در مسیر [[بارانداز_پادشاه|بارانداز پادشاه]](King's Landing) تا جنوب همراهی میکند. وقتی که [[جافری براتیون|جافری براتیون]] و [[سانسا استارک|سانسا]] به طور اتفاقی به شمشیربازی آریا و دوستش [[میکا]]، برخورد میکنند، جافری میکا را به مبارزه میطلبد و مایکا در اینکار، زخم هایی برمیدارد. جافری قصد ترحم کردن را نداشت که باعث شد آریا با چوبی که داشت، به او حمله کند. جافری هم در مقابل با شمشیرش به آریا حمله میکند، و نایمریا ناگهان به جافری پریده و او را گاز میگیرد. بعد از اینکه او را رها کرد، آریا و نایمریا به سرعت میگریزند.{{رف|بتت|15}} به دلیل ترس از کشته شدن نایمریا، آریا و جوری مجبور میشوند که او را فراری بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
آریا در مسیرش به سمت شمال با [[یارن]](Yoren)، صحبتهایی در مورد یک گرگ ماده ی بسیار بزرگ میشنود که سردسته گله ای در حول و حوش [[چشم خدایان]](Gods Eye) است و از انسان ها نمی ترسد. لورد [[ویلیام مووتون]](William Mooton) و پسرانش به قصد شکار او میروند، ولی مجبور میشوند برگردند و در این عملیات، سگ های بسیاری را از دست میدهند.{{رف|نش|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیر ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|آریا در حالیکه به دنبال ریوران است، گله گرگی را میبیند. بزرگترین آنها، وقتی آریا سر آنها فریاد میکشد، زوزه میکشد. بعدها، او خواب میبیند که نایمریا به [[ایگو]] از [[یاران دلیر|یاران دلیر]] و همراهان او حمله میکند و آنها را می کشد.{{رف|یش|3}}&lt;br /&gt;
در طول ارتباط [[اسکین چنجر|وارگی]] او با نایمریا، آریا جسد [[کاتلین استارک|کاتلین استارک]] را در رودخانه پیدا میکند. او را به سمت ساحل میکشاند و سعی میکند که او را بیدار کند، ولی متوجه می شود که او مرده است.{{رف|یش|65}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|از [[براووس|براووس]]، آریا شب ها خواب گرگی(wolf dreams) میبیند که در آن سردسته گروه بزرگی از گرگ ها در جنگل است.{{رف|ضبک|6}} {{سخ}}&lt;br /&gt;
سپتون [[مریبالد]](Meribald) گزارش میدهد که گله ی بزرگی از صدها گرگ، در [[تریدنت]](Trident) پرسه میزنند.{{رف|ضبک|25}}{{سخ}}&lt;br /&gt;
سر [[دانول فری]]، از دسته ای از گرگ های بی سابقه در [[ریورلندز]](Riverlands) شکایت دارد و به [[جیمی لنیستر|جیمی]] میگوید که دسته گرگ ها، به بار و بنه ی کالسکه ی او، وقتی که از [[دوقلوها|تویینز]] حرکت میکند، حمله میکنند.{{رف|ضبک|30}} سر [[درموت]] از رین وود(Rainwood) اطراف [[ریورران]](Riverrun) گشت میزد و گزارش پیدا کردن صدها گرگ که 2 نفر از نگهبانان او را هم کشته اند، داد. یکی از مردان در حال مرگ گفت که این گله توسط &amp;quot; یک گرگ ماده ی غول پیکر، دایرولف&amp;quot; ، هدایت میشده است.{{رف|ضبک|44}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|[[گوست]] نایمریا را دید که زیر نور مهتاب، میخواند و صدها قوم و خیش خاکستری کوچک او هم، همراه او میخوانند. او در تپه ای ایستاده بود که گرمتر از [[دیوار|دیوار]] بود و پر از غذا. {{رف|ربا|44}} وقتی آریای نابینا، هویت بث(Beth) را دارد، در خواب گرگی، آسمان شب وستروس را میبیند. در طول این خواب، اولین بارش برف در ریورلندز را میبیند و اینکه از زمان شروع آن برف، صید بسیار نایاب شده بود. نایمریا و گروهش، ضیافتی با چوپان، سگ هایش و گله ی او، ترتیب داده بودند. یعضی از اقوام خاکستری کوچک نایمریا، از انسان ها میترسیدند، حتی انسان های مُرده؛ ولی گوشت او، گوشت بود و انسان ها صید.{{رف|ربا|45}} }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول هایی در مورد نایمریا ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ما مجبور شدیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من بهش گفتم که فرار کن، برو آزاد باش، که دیگه نمیخوامت!. گرگهای دیگه ای بودند که او باهاشون بازی کنه، ما صدای زوزه ی اونا رو شنیدیم، و جوری گفت که جنگل پر از بازی ـه، خب آهویی رو باید شکار کنه. فقط بازهم داشت دنبال ما می اومد که ما نهایت تصمیم گرفتیم بهش سنگ پرتاب کنیم. من دوبار بهش زدم. اون یه ناله ای کرد و به من نگاه کرد و من احساس خیلی شرمندگی میکردم، ولی کار درستی بود، مگه نه؟ ملکه اون رو میکشت.{{رف|بتت|22}} |[[آریا استارک|آریا استارک]] به [[ادارد استارک|ادارد استارک]] بعد از فراری دادن نایمریا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{الگو:موجودات}}&lt;br /&gt;
[[en:Nymeria_(direwolf)]]&lt;br /&gt;
[[رده:دایرولف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Nymeria_by_daaria.jpg&amp;diff=11331</id>
		<title>پرونده:Nymeria by daaria.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Nymeria_by_daaria.jpg&amp;diff=11331"/>
		<updated>2014-06-21T09:04:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jaqen_H%27ghar.jpg&amp;diff=11324</id>
		<title>پرونده:Jaqen H'ghar.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Jaqen_H%27ghar.jpg&amp;diff=11324"/>
		<updated>2014-06-20T20:18:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Nymeriaa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Nymeriaa</name></author>
	</entry>
</feed>