<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ser+Duncan+The+Tall</id>
	<title>دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://westeros.ir/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ser+Duncan+The+Tall"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Ser_Duncan_The_Tall"/>
	<updated>2026-04-03T20:39:51Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.2</generator>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sansa_snow_Winterfell.jpg&amp;diff=15671</id>
		<title>پرونده:Sansa snow Winterfell.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sansa_snow_Winterfell.jpg&amp;diff=15671"/>
		<updated>2017-10-05T18:55:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* خلاصه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر سانسا استارک]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{FFG}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15670</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15670"/>
		<updated>2017-10-05T16:26:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* ضیافتی برای کلاغ‌ها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پیش پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیب را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شمال نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد با [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاه تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار به [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که توسط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] ، یکی از پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها هم چنین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برای ازدواج با کتلین برندون را به مبارزه طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گردد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، از ربوده شدن خواهرش به دست شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شورش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان دهد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از اعضای [[گارد پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نامعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنتی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین نگرانی تسلی ناپذیری بابت برن داشت و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] او را مسئول اقدام به قتل پسرش برن معرفی کرده بود، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما ند نجات میابد و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را در یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قلعه سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگی راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Stark Lannister Battle.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|پادشاه راب تهاجم موفقیت آمیزی به سرزمین های غربی را فرماندهی می کند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از باقی گذاشتن لرد [[روس بولتون]] در مقام فرماندهی نیروهای شمالی اطراف ترایدنت، پادشاه راب تهاجم موفقیت امیزی به [[سرزمین های غربی]] را فرماندهی میکند و در مقابل پرچم داران لنیستر ها پیروزی های پیوسته ای به دست می اورد. در اقدامی برای یافتن متحد، راب ملازم پدرش [[تیان گریجوی]] و مادرش [[کتلین تالی|کتلین]] را به عنوان نماینده هایش به ترتیب به ملاقات [[بیلون گریجوی]] و [[رنلی براتیون]] می فرستد. هرچند تیان به [[خاندان گریجوی|خانواده اش]] می پیوندد و در [[جنگ پنج پادشاه|تهاجم به شمال]] شرکت می کند، در حالی که پیشرفت مذاکرات سیاسی کتلین پس از کشته شدن رنلی به دست [[سایه قاتل]] [[ملیساندر]] بی اثر می ماند. محافظ سوگند خورده ی رنلی، [[برین از تارث]] خدمت به کتلین را می پذیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا به همراه [[یورن]] و نواموز های نگهبانان شب به شمال سفر می کند، از جمله حرامزاده ی پادشاه رابرت، [[گندری]]، اما گروهشان در روستایی در کنار چشم خدایان مورد تهاجم مردان غربی قرار می گیرد و آریا اسیر می شود. او در [[هرن هال]] جنایات بی شماری مشاهده می کند ولی قوی باقی می ماند، او به واسطه ی قاتلی به نام [[جیکن هگار]] ترتیب قتل تعدادی از افرادی که اورا رنجیده بودند را می دهد و گروهی از اسرای شمالی را ازاد می کند. وقتی قلعه توسط روس بولتون [[غارت هرن هال|تسخیر]] می شود، اریا که هویت اش را مخفی کرده را به عنوان ساقی اش انتخاب می کند، اما اریا به پرچم دار پدرش اعتماد ندارد و وقتی که تصمیم می گیرد قلعه را به [[وارگو هوت]] بدهد از انجا می گریزد. در همین حال سانسا در قلعه سرخ حبس است، کماکان نامزد پادشاه جافری است و از بدرفتاری هایش رنج می برد، اما روابط ضعیفی با [[سندور کلگان]] و [[دانتوس هولارد]] برقرار می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در وینترفل برن از حکومت افتخاری بهره می برد، در حالی که استاد [[لوین]] و سر [[رودریک کسل]] به موضوعاتی مانند [[جشن برداشت]]، وراثت [[خاندان هورن وود]] و جنایات حرامزاده ی بولتون، [[رمسی اسنو]] رسیدگی می کند. با راهنمایی فرزندان [[خاندان رید|رید]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید|میرا]]، برن موهبت [[سبزبینی]] و [[اسکین چنجر]]ی اش را پرورش می دهد. وقتی که سر رودریک کسل شش صد مرد وینترفلی را به همراه نیروهای دیگر برای [[مبارزه در تورهن اسکور|نبرد]] با اهن زاده های تحت فرمان [[دگمر]] کلفت جاو فرماندهی می کند، تیان گریجوی وینترفل را [[تسخیر وینترفل|تصرف می کند]]. پس از برگشت به وینترفل، رودریک و مردانش قصد دارند قلعه را از چنگ تیان رها کنند، اما رمسی به انها خیانت کرده و [[نبرد در وینترفل|تار و مارشان]] می کند. لوین و رودریک به دست نیروهای رمزی به طور مرگباری مجروح می شوند، و تیان در طی [[غارت وینترفل]] اسیر می شود.{{رف|نش|66}} برن و ریکان که تصور می شود به دست تیان کشته شده اند، پس از رفتن [[خاندان بولتون|بولتون ها]] از [[سرداب وینترفل]] خارج می شوند. انها از هم جدا شده و به پناهگاه هایی در شمال دوردست می گریزند.{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنجن کماکان در آنسوی دیوار مفقود است. جان اسنو در یک ماموریت پیش اهنگی در [[گذرگاه اسکرلینگ]] به [[کورین نصفه دست]] می پیوندد، در طی این ماموریت از دستور اعدام [[نیزه بانو]]یی به نام [[ایگریت]] سرپیچی می کند. در راه بازگشت به نزد فرمانده کل [[جور مورمونت]]، ان دو به گروهی از وحشی ها به فرماناهی [[رتل شرت]] برخورد می کنند. جان به دستور کورین به عنوان عامل دوگامه به وحشی ها می پیوندد و برای تثبیت هدفش مجبور به کشتن نصفه دست می شود. ایگریت که حالا با رتل شرت است، برای جان ضمانت می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Robb Stark RW 1.jpg|بندانگشتی|چپ|150px|فری ها راب استارک را به قتل رسانده و سر دایرولفش را به بدنش دوختند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درهم شکستن قوای [[استنیس براتیون]] در [[نبرد بلک واتر]] و متحد شدن [[تایرل]] ها و [[مارتل]] ها با لنیستر ها، قوای متحد استارک-تالی در برابر دشمنان شان در جنوب تنها شده اند، و گریجوی ها نیز شمال را تهدید می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رمسی تیان و [[آهن زاده]] هایش را مقصر کشتار در وینترفل جلوه می دهد.{{رف|یش|35}} اخبار حاکی از مرگ برن و ریکان زمینه ساز دو تصمیم سرنوشت ساز می شوند. کتلین که در اقدامی بی ثمر از سر ناچاری برای تبادل جیمی لنیستر با دخترانش او را ازاد کرده و به همراهی برین راهی بارانداز پادشاه کرده در [[ریورران]] محبوس است. راب از لشکرکشی اش به سرزمین های غربی باز می گردد، در حالی که با [[جین وسترلینگ]]، دختر یکی از پرچم داران پایین رتبه لنیستر ها، که اندوهش را تسکین داده بود ازدواج کرده است. این اتفاق اتحاد خاندان استارک با فری ها را زیر سوال می برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال، لرد [[ریکارد کاراستارک]] دو تن از لنیستر های زندانی را به جای جیمی می کشد و در جواب به دست راب اعدام می شود، که باعث دلسردی یک خاندان پرچمدار وفادار می شود. لرد [[والدر فری]] پیشنهاد راب برای ازدواج یکی از دختران فری با دایی اش لرد [[ادمور تالی]] به جای خود و بخشش تخطی راب از قرار ازدواجش را می پذیرد. راب و کتلین با 3,500 کهنه سرباز شمالی راهی [[دوقلوها]] می شوند تا در مراسم ازدواج شرکت کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برن به همراه [[هودور]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید]] و دایرولفش [[سامر]] به شمال سفر می کند. انها در [[نایت فورت]] با کمک سم تارلی و [[کلدهندز]] از دیوار عبور می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شمال دوردست تر، جان اسنو خود را در دل [[مردم آزاد]] جای می دهد، با [[ایگریت]] وارد رابطه عاشقانه می شود و با [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[منس ریدر]] و سایر رهبران وحشی ها دوست می شود. او با [[استایر]] مگنار [[سرزمین تن|تن]] از دیوار بالا می رود و به موقع برای اماده شدن برای تقابل با یورش به [[کسل بلک]] می گریزد. وقتی یورش صورت می گیرد، و پس از مرگ [[دونال نوی]]، فرماندهی به عهده جان قرار می گیرد. ایگریت در طی مبارزه کشته می شود. وضعیت جان خوب است، تا اینکه رقیب هایش [[جنوس اسلینت]] و [[آلیسر تورن]] سر می رسند و به اتهام شکستن سوگند هایش زندانی اش می کنند. انها جان را زیر پرچم صلح برای کشتن منس ریدر راهی می کنند، اما قبل از به وقوع پیوستن این اتفاق استنیس براتیون از راه می رسد و سپاه وحشی ها را در هم می شکند. پس از [[نبرد کسل بلک|نبرد]]، جان به عنوان [[فرمانده کل نگهبانان شب]] انتخاب می شود، به کمک دخالت های دوستش سم تارلی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامزدی سانسا با پادشاه جافری پس از نامزدی جافری با [[مارجری تایرل]] بر هم می خورد. سانسا کم کم با زنان تایرل در بارانداز پادشاه نشست و برخاست می کند و تقریبا تا نامزدی با [[ویلاس تایرل]] پیش می رود، اما در عوض با [[تیریون لنیستر]] ازدواج می کند؛ هرچند انها هرگز ازدواجشان را با هم خوابگی تکمیل نمی کنند. این زوج بابت [[عروسی بنفش|قتل جافری]] در مراسم ازدواجش ملامت می شوند؛ که در حقیقت توسط پیتر بیلیش و [[اولنا تایرل]] برنامه ریزی شده بود. بیلیش سانسا را به طور قاچاقی از پایتخت خارج می کند و دوستش دانتوس هولارد، که در اصل دست نشانده بیلیش است را می کشد. او سانسا را به [[ایری]] می برد، و در انجا با خاله اش [[لایسا تالی]] ازدواج می کند. لیتل فینگر با معرفی کردن سانسا به عنوان دختر تنی خودش به نام الین او را مخفی می کند. وقتی که لایسا در حالت مستی سانسا را به تلاش برای دزدین پیتر متهم می کند و افشا می کند که در حقیقت انها بودند که [[جان ارن]] را به قتل رساندند، پیتر او را از [[دروازه ماه]] به بیرون پرت می کند.{{رف|یش|80}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا سرزمین های رودخانه را می پیماید، ناخوداگاه وارد ذهن دایرولفش نایمریا می شود و چند تن از مزدوران عضو [[یاران شجاع]] که در تعقیبش هستند را می کشد. او به [[انجمن برادری بدون پرچم]] که نگهبان های وینترفل [[الین]] و [[هاروین]] از اعضای بنیانگذارش هستند می پیوندد. هرچند آریا به دست [[سندور کلگان]] معروف به تازی ربوده می شود، که امیدوار است در عروسی ادمور بابت تحویل اریا سربهایی دریافت کند. راب وارثش را تعیین می کند (گمان می رود جان اسنو، به رغم عهد های نگهبانان شب) و تصمیم می گیرد به شمال لشکرکشی کند تا سرزمین مادری اش را از گریجوی ها پس گرفته و در میان مسیر نیز در عروسی دایی اش در دوقلوها حضور یابد. هرچند، لرد فری با [[تایوین لنیستر]] و روس بولتون خیانت پیشه دسیسه چیده است. راب، کتلین و بسیاری از پرچمداران شان که تحت [[حق مهمان]] بودند در [[عروسی سرخ]] به قتل می رسند.{{رف|یش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با گمان مرگ برن و ریکان، و مفقود بودن سانسا و اریا، خاندان استارک در دید جهانیان منقرض شده است. [[خاندان بولتون]] در مقام [[محافظ شمال]] جایگزین انها می شود. بیشتر مردان رودخانه به صلح پادشاه باز می گردند، و بیشتر لردهای شمالی با اکراه تسلط دردفورت را می پذیرند. تازی در اقدامی برای دریافت سربها از بانو لایسا، اریا را به سمت ایری می برد، اما مورد هجوم [[مردان کوه]] قرار می گیرند و سندور چاقو می خورد. اریا سندور را رها می کند تا بمیرد و با استفاده از سکه اهنی ای که از [[جیکن هگار]] گرفته بود برای عبور از [[دریای باریک]] کابینی در کشتی [[دختر تایتان]] اجاره می کند.{{رف|یش|74}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sansa snow Winterfell.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|سانسا در ایری، در حال ساخت یک قلعه برفی از وینترفل.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سانسا در [[دره]] باقی می ماند، و در انجا نقش مادرانه ای نسبت به پسرخاله اش لرد [[رابرت ارن]] ایفا می کند. لیتل فینگر نقشه دارد که هویت سانسا را افشا کرده و او را به ازدواج وارث رابرت، [[هارولد هاردینگ]] در اورد، و با استفاده از [[شوالیه های دره]] شمال را به نام سانسا بازپس گیرد.{{رف|ضبک|23}}{{رف|ضبک|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا به [[براووس]] می رسد، و در [[خانه سیاه و سفید]] تمریناتش برای تبدیل شدن به یک [[مردان بی چهره|بی چهره]] را اغاز می گند. {{رف|ضبک|6}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریان اب سربازهایی با پوشش رنگ های خاندان استارک را به سواحل [[جزیره ساکت]] می اورد. به گفته [[برادر بزرگتر]]، انها در کنار دشمن هایشان دفن شده اند.{{رف|ضبک|31}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sansa_snow_Winterfell.jpg&amp;diff=15669</id>
		<title>پرونده:Sansa snow Winterfell.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Sansa_snow_Winterfell.jpg&amp;diff=15669"/>
		<updated>2017-10-05T15:48:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:تصاویر سانسا استارک
تصاویر اثر Roman Papsuev&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر سانسا استارک]]&lt;br /&gt;
[[تصاویر اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{FFG}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15668</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15668"/>
		<updated>2017-10-04T14:29:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* یورش شمشیرها */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پیش پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیب را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شمال نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد با [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاه تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار به [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که توسط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] ، یکی از پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها هم چنین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برای ازدواج با کتلین برندون را به مبارزه طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گردد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، از ربوده شدن خواهرش به دست شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شورش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان دهد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از اعضای [[گارد پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نامعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنتی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین نگرانی تسلی ناپذیری بابت برن داشت و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] او را مسئول اقدام به قتل پسرش برن معرفی کرده بود، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما ند نجات میابد و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را در یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قلعه سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگی راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Stark Lannister Battle.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|پادشاه راب تهاجم موفقیت آمیزی به سرزمین های غربی را فرماندهی می کند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از باقی گذاشتن لرد [[روس بولتون]] در مقام فرماندهی نیروهای شمالی اطراف ترایدنت، پادشاه راب تهاجم موفقیت امیزی به [[سرزمین های غربی]] را فرماندهی میکند و در مقابل پرچم داران لنیستر ها پیروزی های پیوسته ای به دست می اورد. در اقدامی برای یافتن متحد، راب ملازم پدرش [[تیان گریجوی]] و مادرش [[کتلین تالی|کتلین]] را به عنوان نماینده هایش به ترتیب به ملاقات [[بیلون گریجوی]] و [[رنلی براتیون]] می فرستد. هرچند تیان به [[خاندان گریجوی|خانواده اش]] می پیوندد و در [[جنگ پنج پادشاه|تهاجم به شمال]] شرکت می کند، در حالی که پیشرفت مذاکرات سیاسی کتلین پس از کشته شدن رنلی به دست [[سایه قاتل]] [[ملیساندر]] بی اثر می ماند. محافظ سوگند خورده ی رنلی، [[برین از تارث]] خدمت به کتلین را می پذیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا به همراه [[یورن]] و نواموز های نگهبانان شب به شمال سفر می کند، از جمله حرامزاده ی پادشاه رابرت، [[گندری]]، اما گروهشان در روستایی در کنار چشم خدایان مورد تهاجم مردان غربی قرار می گیرد و آریا اسیر می شود. او در [[هرن هال]] جنایات بی شماری مشاهده می کند ولی قوی باقی می ماند، او به واسطه ی قاتلی به نام [[جیکن هگار]] ترتیب قتل تعدادی از افرادی که اورا رنجیده بودند را می دهد و گروهی از اسرای شمالی را ازاد می کند. وقتی قلعه توسط روس بولتون [[غارت هرن هال|تسخیر]] می شود، اریا که هویت اش را مخفی کرده را به عنوان ساقی اش انتخاب می کند، اما اریا به پرچم دار پدرش اعتماد ندارد و وقتی که تصمیم می گیرد قلعه را به [[وارگو هوت]] بدهد از انجا می گریزد. در همین حال سانسا در قلعه سرخ حبس است، کماکان نامزد پادشاه جافری است و از بدرفتاری هایش رنج می برد، اما روابط ضعیفی با [[سندور کلگان]] و [[دانتوس هولارد]] برقرار می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در وینترفل برن از حکومت افتخاری بهره می برد، در حالی که استاد [[لوین]] و سر [[رودریک کسل]] به موضوعاتی مانند [[جشن برداشت]]، وراثت [[خاندان هورن وود]] و جنایات حرامزاده ی بولتون، [[رمسی اسنو]] رسیدگی می کند. با راهنمایی فرزندان [[خاندان رید|رید]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید|میرا]]، برن موهبت [[سبزبینی]] و [[اسکین چنجر]]ی اش را پرورش می دهد. وقتی که سر رودریک کسل شش صد مرد وینترفلی را به همراه نیروهای دیگر برای [[مبارزه در تورهن اسکور|نبرد]] با اهن زاده های تحت فرمان [[دگمر]] کلفت جاو فرماندهی می کند، تیان گریجوی وینترفل را [[تسخیر وینترفل|تصرف می کند]]. پس از برگشت به وینترفل، رودریک و مردانش قصد دارند قلعه را از چنگ تیان رها کنند، اما رمسی به انها خیانت کرده و [[نبرد در وینترفل|تار و مارشان]] می کند. لوین و رودریک به دست نیروهای رمزی به طور مرگباری مجروح می شوند، و تیان در طی [[غارت وینترفل]] اسیر می شود.{{رف|نش|66}} برن و ریکان که تصور می شود به دست تیان کشته شده اند، پس از رفتن [[خاندان بولتون|بولتون ها]] از [[سرداب وینترفل]] خارج می شوند. انها از هم جدا شده و به پناهگاه هایی در شمال دوردست می گریزند.{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنجن کماکان در آنسوی دیوار مفقود است. جان اسنو در یک ماموریت پیش اهنگی در [[گذرگاه اسکرلینگ]] به [[کورین نصفه دست]] می پیوندد، در طی این ماموریت از دستور اعدام [[نیزه بانو]]یی به نام [[ایگریت]] سرپیچی می کند. در راه بازگشت به نزد فرمانده کل [[جور مورمونت]]، ان دو به گروهی از وحشی ها به فرماناهی [[رتل شرت]] برخورد می کنند. جان به دستور کورین به عنوان عامل دوگامه به وحشی ها می پیوندد و برای تثبیت هدفش مجبور به کشتن نصفه دست می شود. ایگریت که حالا با رتل شرت است، برای جان ضمانت می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Robb Stark RW 1.jpg|بندانگشتی|چپ|150px|فری ها راب استارک را به قتل رسانده و سر دایرولفش را به بدنش دوختند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درهم شکستن قوای [[استنیس براتیون]] در [[نبرد بلک واتر]] و متحد شدن [[تایرل]] ها و [[مارتل]] ها با لنیستر ها، قوای متحد استارک-تالی در برابر دشمنان شان در جنوب تنها شده اند، و گریجوی ها نیز شمال را تهدید می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رمسی تیان و [[آهن زاده]] هایش را مقصر کشتار در وینترفل جلوه می دهد.{{رف|یش|35}} اخبار حاکی از مرگ برن و ریکان زمینه ساز دو تصمیم سرنوشت ساز می شوند. کتلین که در اقدامی بی ثمر از سر ناچاری برای تبادل جیمی لنیستر با دخترانش او را ازاد کرده و به همراهی برین راهی بارانداز پادشاه کرده در [[ریورران]] محبوس است. راب از لشکرکشی اش به سرزمین های غربی باز می گردد، در حالی که با [[جین وسترلینگ]]، دختر یکی از پرچم داران پایین رتبه لنیستر ها، که اندوهش را تسکین داده بود ازدواج کرده است. این اتفاق اتحاد خاندان استارک با فری ها را زیر سوال می برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال، لرد [[ریکارد کاراستارک]] دو تن از لنیستر های زندانی را به جای جیمی می کشد و در جواب به دست راب اعدام می شود، که باعث دلسردی یک خاندان پرچمدار وفادار می شود. لرد [[والدر فری]] پیشنهاد راب برای ازدواج یکی از دختران فری با دایی اش لرد [[ادمور تالی]] به جای خود و بخشش تخطی راب از قرار ازدواجش را می پذیرد. راب و کتلین با 3,500 کهنه سرباز شمالی راهی [[دوقلوها]] می شوند تا در مراسم ازدواج شرکت کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برن به همراه [[هودور]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید]] و دایرولفش [[سامر]] به شمال سفر می کند. انها در [[نایت فورت]] با کمک سم تارلی و [[کلدهندز]] از دیوار عبور می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شمال دوردست تر، جان اسنو خود را در دل [[مردم آزاد]] جای می دهد، با [[ایگریت]] وارد رابطه عاشقانه می شود و با [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[منس ریدر]] و سایر رهبران وحشی ها دوست می شود. او با [[استایر]] مگنار [[سرزمین تن|تن]] از دیوار بالا می رود و به موقع برای اماده شدن برای تقابل با یورش به [[کسل بلک]] می گریزد. وقتی یورش صورت می گیرد، و پس از مرگ [[دونال نوی]]، فرماندهی به عهده جان قرار می گیرد. ایگریت در طی مبارزه کشته می شود. وضعیت جان خوب است، تا اینکه رقیب هایش [[جنوس اسلینت]] و [[آلیسر تورن]] سر می رسند و به اتهام شکستن سوگند هایش زندانی اش می کنند. انها جان را زیر پرچم صلح برای کشتن منس ریدر راهی می کنند، اما قبل از به وقوع پیوستن این اتفاق استنیس براتیون از راه می رسد و سپاه وحشی ها را در هم می شکند. پس از [[نبرد کسل بلک|نبرد]]، جان به عنوان [[فرمانده کل نگهبانان شب]] انتخاب می شود، به کمک دخالت های دوستش سم تارلی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامزدی سانسا با پادشاه جافری پس از نامزدی جافری با [[مارجری تایرل]] بر هم می خورد. سانسا کم کم با زنان تایرل در بارانداز پادشاه نشست و برخاست می کند و تقریبا تا نامزدی با [[ویلاس تایرل]] پیش می رود، اما در عوض با [[تیریون لنیستر]] ازدواج می کند؛ هرچند انها هرگز ازدواجشان را با هم خوابگی تکمیل نمی کنند. این زوج بابت [[عروسی بنفش|قتل جافری]] در مراسم ازدواجش ملامت می شوند؛ که در حقیقت توسط پیتر بیلیش و [[اولنا تایرل]] برنامه ریزی شده بود. بیلیش سانسا را به طور قاچاقی از پایتخت خارج می کند و دوستش دانتوس هولارد، که در اصل دست نشانده بیلیش است را می کشد. او سانسا را به [[ایری]] می برد، و در انجا با خاله اش [[لایسا تالی]] ازدواج می کند. لیتل فینگر با معرفی کردن سانسا به عنوان دختر تنی خودش به نام الین او را مخفی می کند. وقتی که لایسا در حالت مستی سانسا را به تلاش برای دزدین پیتر متهم می کند و افشا می کند که در حقیقت انها بودند که [[جان ارن]] را به قتل رساندند، پیتر او را از [[دروازه ماه]] به بیرون پرت می کند.{{رف|یش|80}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا سرزمین های رودخانه را می پیماید، ناخوداگاه وارد ذهن دایرولفش نایمریا می شود و چند تن از مزدوران عضو [[یاران شجاع]] که در تعقیبش هستند را می کشد. او به [[انجمن برادری بدون پرچم]] که نگهبان های وینترفل [[الین]] و [[هاروین]] از اعضای بنیانگذارش هستند می پیوندد. هرچند آریا به دست [[سندور کلگان]] معروف به تازی ربوده می شود، که امیدوار است در عروسی ادمور بابت تحویل اریا سربهایی دریافت کند. راب وارثش را تعیین می کند (گمان می رود جان اسنو، به رغم عهد های نگهبانان شب) و تصمیم می گیرد به شمال لشکرکشی کند تا سرزمین مادری اش را از گریجوی ها پس گرفته و در میان مسیر نیز در عروسی دایی اش در دوقلوها حضور یابد. هرچند، لرد فری با [[تایوین لنیستر]] و روس بولتون خیانت پیشه دسیسه چیده است. راب، کتلین و بسیاری از پرچمداران شان که تحت [[حق مهمان]] بودند در [[عروسی سرخ]] به قتل می رسند.{{رف|یش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با گمان مرگ برن و ریکان، و مفقود بودن سانسا و اریا، خاندان استارک در دید جهانیان منقرض شده است. [[خاندان بولتون]] در مقام [[محافظ شمال]] جایگزین انها می شود. بیشتر مردان رودخانه به صلح پادشاه باز می گردند، و بیشتر لردهای شمالی با اکراه تسلط دردفورت را می پذیرند. تازی در اقدامی برای دریافت سربها از بانو لایسا، اریا را به سمت ایری می برد، اما مورد هجوم [[مردان کوه]] قرار می گیرند و سندور چاقو می خورد. اریا سندور را رها می کند تا بمیرد و با استفاده از سکه اهنی ای که از [[جیکن هگار]] گرفته بود برای عبور از [[دریای باریک]] کابینی در کشتی [[دختر تایتان]] اجاره می کند.{{رف|یش|74}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%84&amp;diff=15667</id>
		<title>مارتل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%84&amp;diff=15667"/>
		<updated>2017-10-04T09:52:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[خاندان مارتل]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15666</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15666"/>
		<updated>2017-10-03T11:37:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پیش پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیب را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شمال نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد با [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاه تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار به [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که توسط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] ، یکی از پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها هم چنین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برای ازدواج با کتلین برندون را به مبارزه طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گردد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، از ربوده شدن خواهرش به دست شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شورش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان دهد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از اعضای [[گارد پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نامعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنتی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین نگرانی تسلی ناپذیری بابت برن داشت و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] او را مسئول اقدام به قتل پسرش برن معرفی کرده بود، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما ند نجات میابد و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را در یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قلعه سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگی راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Stark Lannister Battle.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|پادشاه راب تهاجم موفقیت آمیزی به سرزمین های غربی را فرماندهی می کند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از باقی گذاشتن لرد [[روس بولتون]] در مقام فرماندهی نیروهای شمالی اطراف ترایدنت، پادشاه راب تهاجم موفقیت امیزی به [[سرزمین های غربی]] را فرماندهی میکند و در مقابل پرچم داران لنیستر ها پیروزی های پیوسته ای به دست می اورد. در اقدامی برای یافتن متحد، راب ملازم پدرش [[تیان گریجوی]] و مادرش [[کتلین تالی|کتلین]] را به عنوان نماینده هایش به ترتیب به ملاقات [[بیلون گریجوی]] و [[رنلی براتیون]] می فرستد. هرچند تیان به [[خاندان گریجوی|خانواده اش]] می پیوندد و در [[جنگ پنج پادشاه|تهاجم به شمال]] شرکت می کند، در حالی که پیشرفت مذاکرات سیاسی کتلین پس از کشته شدن رنلی به دست [[سایه قاتل]] [[ملیساندر]] بی اثر می ماند. محافظ سوگند خورده ی رنلی، [[برین از تارث]] خدمت به کتلین را می پذیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا به همراه [[یورن]] و نواموز های نگهبانان شب به شمال سفر می کند، از جمله حرامزاده ی پادشاه رابرت، [[گندری]]، اما گروهشان در روستایی در کنار چشم خدایان مورد تهاجم مردان غربی قرار می گیرد و آریا اسیر می شود. او در [[هرن هال]] جنایات بی شماری مشاهده می کند ولی قوی باقی می ماند، او به واسطه ی قاتلی به نام [[جیکن هگار]] ترتیب قتل تعدادی از افرادی که اورا رنجیده بودند را می دهد و گروهی از اسرای شمالی را ازاد می کند. وقتی قلعه توسط روس بولتون [[غارت هرن هال|تسخیر]] می شود، اریا که هویت اش را مخفی کرده را به عنوان ساقی اش انتخاب می کند، اما اریا به پرچم دار پدرش اعتماد ندارد و وقتی که تصمیم می گیرد قلعه را به [[وارگو هوت]] بدهد از انجا می گریزد. در همین حال سانسا در قلعه سرخ حبس است، کماکان نامزد پادشاه جافری است و از بدرفتاری هایش رنج می برد، اما روابط ضعیفی با [[سندور کلگان]] و [[دانتوس هولارد]] برقرار می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در وینترفل برن از حکومت افتخاری بهره می برد، در حالی که استاد [[لوین]] و سر [[رودریک کسل]] به موضوعاتی مانند [[جشن برداشت]]، وراثت [[خاندان هورن وود]] و جنایات حرامزاده ی بولتون، [[رمسی اسنو]] رسیدگی می کند. با راهنمایی فرزندان [[خاندان رید|رید]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید|میرا]]، برن موهبت [[سبزبینی]] و [[اسکین چنجر]]ی اش را پرورش می دهد. وقتی که سر رودریک کسل شش صد مرد وینترفلی را به همراه نیروهای دیگر برای [[مبارزه در تورهن اسکور|نبرد]] با اهن زاده های تحت فرمان [[دگمر]] کلفت جاو فرماندهی می کند، تیان گریجوی وینترفل را [[تسخیر وینترفل|تصرف می کند]]. پس از برگشت به وینترفل، رودریک و مردانش قصد دارند قلعه را از چنگ تیان رها کنند، اما رمسی به انها خیانت کرده و [[نبرد در وینترفل|تار و مارشان]] می کند. لوین و رودریک به دست نیروهای رمزی به طور مرگباری مجروح می شوند، و تیان در طی [[غارت وینترفل]] اسیر می شود.{{رف|نش|66}} برن و ریکان که تصور می شود به دست تیان کشته شده اند، پس از رفتن [[خاندان بولتون|بولتون ها]] از [[سرداب وینترفل]] خارج می شوند. انها از هم جدا شده و به پناهگاه هایی در شمال دوردست می گریزند.{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنجن کماکان در آنسوی دیوار مفقود است. جان اسنو در یک ماموریت پیش اهنگی در [[گذرگاه اسکرلینگ]] به [[کورین نصفه دست]] می پیوندد، در طی این ماموریت از دستور اعدام [[نیزه بانو]]یی به نام [[ایگریت]] سرپیچی می کند. در راه بازگشت به نزد فرمانده کل [[جور مورمونت]]، ان دو به گروهی از وحشی ها به فرماناهی [[رتل شرت]] برخورد می کنند. جان به دستور کورین به عنوان عامل دوگامه به وحشی ها می پیوندد و برای تثبیت هدفش مجبور به کشتن نصفه دست می شود. ایگریت که حالا با رتل شرت است، برای جان ضمانت می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robb_Stark_RW_1.jpg&amp;diff=15665</id>
		<title>پرونده:Robb Stark RW 1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Robb_Stark_RW_1.jpg&amp;diff=15665"/>
		<updated>2017-10-03T11:37:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:تصاویر راب استارک
رده:تصاویر عروسی سرخ&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر راب استارک]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر عروسی سرخ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{Unknown}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stark_Lannister_Battle.jpg&amp;diff=15664</id>
		<title>پرونده:Stark Lannister Battle.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stark_Lannister_Battle.jpg&amp;diff=15664"/>
		<updated>2017-09-28T16:18:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{FFG}}&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر راب استارک]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر گری ویند]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر اثر Tomasz Jedruszek]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15663</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15663"/>
		<updated>2017-09-28T16:16:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* نزاع شاهان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پیش پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیب را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شمال نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد با [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاه تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار به [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که توسط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] ، یکی از پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها هم چنین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برای ازدواج با کتلین برندون را به مبارزه طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گردد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، از ربوده شدن خواهرش به دست شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شورش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان دهد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از اعضای [[گارد پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نامعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنتی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین نگرانی تسلی ناپذیری بابت برن داشت و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] او را مسئول اقدام به قتل پسرش برن معرفی کرده بود، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما ند نجات میابد و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را در یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قلعه سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگی راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Stark Lannister Battle.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|پادشاه راب تهاجم موفقیت آمیزی به سرزمین های غربی را فرماندهی می کند.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از باقی گذاشتن لرد [[روس بولتون]] در مقام فرماندهی نیروهای شمالی اطراف ترایدنت، پادشاه راب تهاجم موفقیت امیزی به [[سرزمین های غربی]] را فرماندهی میکند و در مقابل پرچم داران لنیستر ها پیروزی های پیوسته ای به دست می اورد. در اقدامی برای یافتن متحد، راب ملازم پدرش [[تیان گریجوی]] و مادرش [[کتلین تالی|کتلین]] را به عنوان نماینده هایش به ترتیب به ملاقات [[بیلون گریجوی]] و [[رنلی براتیون]] می فرستد. هرچند تیان به [[خاندان گریجوی|خانواده اش]] می پیوندد و در [[جنگ پنج پادشاه|تهاجم به شمال]] شرکت می کند، در حالی که پیشرفت مذاکرات سیاسی کتلین پس از کشته شدن رنلی به دست [[سایه قاتل]] [[ملیساندر]] بی اثر می ماند. محافظ سوگند خورده ی رنلی، [[برین از تارث]] خدمت به کتلین را می پذیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آریا به همراه [[یورن]] و نواموز های نگهبانان شب به شمال سفر می کند، از جمله حرامزاده ی پادشاه رابرت، [[گندری]]، اما گروهشان در روستایی در کنار چشم خدایان مورد تهاجم مردان غربی قرار می گیرد و آریا اسیر می شود. او در [[هرن هال]] جنایات بی شماری مشاهده می کند ولی قوی باقی می ماند، او به واسطه ی قاتلی به نام [[جیکن هگار]] ترتیب قتل تعدادی از افرادی که اورا رنجیده بودند را می دهد و گروهی از اسرای شمالی را ازاد می کند. وقتی قلعه توسط روس بولتون [[غارت هرن هال|تسخیر]] می شود، اریا که هویت اش را مخفی کرده را به عنوان ساقی اش انتخاب می کند، اما اریا به پرچم دار پدرش اعتماد ندارد و وقتی که تصمیم می گیرد قلعه را به [[وارگو هوت]] بدهد از انجا می گریزد. در همین حال سانسا در قلعه سرخ حبس است، کماکان نامزد پادشاه جافری است و از بدرفتاری هایش رنج می برد، اما روابط ضعیفی با [[سندور کلگان]] و [[دانتوس هولارد]] برقرار می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در وینترفل برن از حکومت افتخاری بهره می برد، در حالی که استاد [[لوین]] و سر [[رودریک کسل]] به موضوعاتی مانند [[جشن برداشت]]، وراثت [[خاندان هورن وود]] و جنایات حرامزاده ی بولتون، [[رمسی اسنو]] رسیدگی می کند. با راهنمایی فرزندان [[خاندان رید|رید]]، [[جوجن رید|جوجن]] و [[میرا رید|میرا]]، برن موهبت [[سبزبینی]] و [[اسکین چنجر]]ی اش را پرورش می دهد. وقتی که سر رودریک کسل شش صد مرد وینترفلی را به همراه نیروهای دیگر برای [[مبارزه در تورهن اسکور|نبرد]] با اهن زاده های تحت فرمان [[دگمر]] کلفت جاو فرماندهی می کند، تیان گریجوی وینترفل را [[تسخیر وینترفل|تصرف می کند]]. پس از برگشت به وینترفل، رودریک و مردانش قصد دارند قلعه را از چنگ تیان رها کنند، اما رمسی به انها خیانت کرده و [[نبرد در وینترفل|تار و مارشان]] می کند. لوین و رودریک به دست نیروهای رمزی به طور مرگباری مجروح می شوند، و تیان در طی [[غارت وینترفل]] اسیر می شود.{{رف|نش|66}} برن و ریکان که تصور می شود به دست تیان کشته شده اند، پس از رفتن [[خاندان بولتون|بولتون ها]] از [[سرداب وینترفل]] خارج می شوند. انها از هم جدا شده و به پناهگاه هایی در شمال دوردست می گریزند.{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنجن کماکان در آنسوی دیوار مفقود است. جان اسنو در یک ماموریت پیش اهنگی در [[گذرگاه اسکرلینگ]] به [[کورین نصفه دست]] می پیوندد، در طی این ماموریت از دستور اعدام [[نیزه بانو]]یی به نام [[ایگریت]] سرپیچی می کند. در راه بازگشت به نزد فرمانده کل [[جور مورمونت]]، ان دو به گروهی از وحشی ها به فرماناهی [[رتل شرت]] برخورد می کنند. جان به دستور کورین به عنوان عامل دوگامه به وحشی ها می پیوندد و برای تثبیت هدفش مجبور به کشتن نصفه دست می شود. ایگریت که حالا با رتل شرت است، برای جان ضمانت می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stark_Lannister_Battle.jpg&amp;diff=15662</id>
		<title>پرونده:Stark Lannister Battle.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stark_Lannister_Battle.jpg&amp;diff=15662"/>
		<updated>2017-09-28T14:20:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: {{FFG}}
رده:تاویر راب استارک
رده:تصاویر گری ویند
رده:تصاویر اثر Tomasz Jedruszek&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{FFG}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاویر راب استارک]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر گری ویند]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر اثر Tomasz Jedruszek]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15661</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15661"/>
		<updated>2017-09-28T11:36:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پیش پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیب را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شمال نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد با [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاه تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار به [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که توسط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] ، یکی از پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها هم چنین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برای ازدواج با کتلین برندون را به مبارزه طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گردد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، از ربوده شدن خواهرش به دست شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شورش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان دهد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از اعضای [[گارد پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نامعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنتی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین نگرانی تسلی ناپذیری بابت برن داشت و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] او را مسئول اقدام به قتل پسرش برن معرفی کرده بود، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما ند نجات میابد و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را در یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قلعه سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگی راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%B2&amp;diff=15657</id>
		<title>اورانه واترز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%B2&amp;diff=15657"/>
		<updated>2017-09-21T20:49:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[اورین واترز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Aurane_Waters&amp;diff=15656</id>
		<title>Aurane Waters</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Aurane_Waters&amp;diff=15656"/>
		<updated>2017-09-21T20:40:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[اورین واترز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%B2&amp;diff=15655</id>
		<title>اورین واترز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%B2&amp;diff=15655"/>
		<updated>2017-09-21T20:38:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: صفحه ایجاد و تکمیل شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:Velaryon Bastard.png|50px|راست]]  [[پرونده:House Velaryon.PNG|50px|چپ]]اورین واترز{{سخ}}Aurane Waters&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Nacho Molina Aurane Waters.jpg|بندانگشتی|وسط|250px|]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = اورین واترز اثر Nacho Molina&lt;br /&gt;
| القاب          = حرامزاده ی دریفت مارک&lt;br /&gt;
| عنوان          = [[دریاسالار اعظم]]([[ارباب کشتی ها]]){{سخ}}لرد{{رف|ضبک|39}}{{سخ}}[[ارباب آب ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;[[آریان 1 (بادهای زمستانی)]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
| خاندان     =[[خاندان ولاریون]]&lt;br /&gt;
| نژاد           = [[والریا|والریایی]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[سرزمین های سلطنتی]]&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  = [[سال 277 پس از فتح|277]] یا [[سال 278 پس از فتح|278]] پس از فتح{{رف|ضبک|16}}&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = &lt;br /&gt;
| کتابها          = [[نزاع شاهان]](حضور دارد){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](ضمیمه شده){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](حضور دارد){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =&lt;br /&gt;
| سریال      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اورین واترز''' مشهور به '''حرامزاده ی دریفت مارک''' ، حرام زاده ای از خاندان ولاریون است.{{رف|یش|ضمیمه}} وی برادر ناتنی [[مانفرد ولاریون]] ، [[لرد جذر و مد]] و [[ارباب دریفت مارک]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]: اورین واترز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شخصیت و ظاهر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اورین لاغر اندام و خوش قیافه است، با چشمانی سبز-خاکستری و موهایی نقره ای-طلایی. در چانه اش شکافی وجود دارد و ریش می گزارد.{{رف|ضبک|17}} ظاهر او [[سرسی لنیستر]] را به یاد [[ریگار تارگرین]] می اندازد، هرچند که چهره ی آئورین باریک تر است.{{رف|ضبک|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویدادهای اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اورین یکی از اعضای [[خاندان ولاریون]] است و در طی [[جنگ پنج پادشاه]] در جبهه [[استنیس براتیون]] می جنگد. پس از [[نبرد بلک واتر]] اورین اسیر شده و در مقابل پادشاه [[جافری براتیون]] اول زانو می زند.{{رف|نش|65}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اورین بابت جنگیدن در جناح استنیس بخشیده می شود و علاقه ملکه نایب سلطنت، [[سرسی لنیستر]] ، که باور دارد اورین به او تمایل دارد، را به دست می اورد. سرسی او را به مقام دریاسالار اعظم، سابقا معروف به [[ارباب کشتی ها]]، می رساند و جایگاهی در [[شورای کوچک]] پادشاه [[تامن براتیون]] اول برای او تدارک می بیند. از انجا که بیشتر [[ناوگان سلطنتی]] در بلک واتر نابود شده است، اورین بودجه ای برای ساخت [[درومند های سرسی|ناوگان]] کوچکی از کشتی ها جنگی دریافت می کند.{{رف|ضبک|17}} استاد اعظم [[پایسل]] با برنامه ی اورین برای دادن فرماندهی کشتی ها به افراد جوان در عوض کارازموده های بلک واتر مخالفت می کند.{{رف|ضبک|24}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اورین به سرسی اطلاع می دهد که سِر [[لوراس تایرل]] در طی [[محاصره دراگون استون]] مجروح شده است.{{رف|ضبک|36}} سرسی فکر می کند اورین به دراگون استون چشم دارد، زیرا هرچند که با نشستن در شورای کوچک لقب [[لرد]] را به دست اورده است، اما لقبش شامل مسندی نیست، اما سرسی فکر می کند [[رازبی]] برای او مناسب تر است.{{رف|ضبک|39}} به دلیل افزایش نا ارامی در [[بارانداز پادشاه]] پس از دستگیری ملکه [[مارجری تایرل]]، اورین به ملکه سرسی می گوید که برای حفظ صلح و احتمالا پیش گیری از ازاد شدن مارجری توسط پدرش لرد [[میس تایرل]] کشتی هایش را در [[بلک واتر راش]] به اب می اندازد. در طی زندانی شدن توسط [[مذهب هفت]]، [[کایبورن]] با سرسی ملاقات می کند و به او می گوید که پس از دستگیری اش لرد واترز به همراه کشتی ها از پایتخت گریخته است.{{رف|ضبک|43}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بادهای زمستانی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|به گفته [[والنا تولند]] ، دزد دریایی جدیدی با کشتی های جنگی سه عرشه ای در [[ژرف شکنجه گر]] خود را پادشاه نامیده و به خودش لقب [[لرد آب ها]] را داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[آریان 1 (بادهای زمستانی)]]&amp;lt;/ref&amp;gt; توضیحات با کشتی های جدید ناوگان پادشاه تامن مطابقت دارد.}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''جیمی''': حرف پخش شده که قصد داری اورین واترز رو به مقام ارباب کشتی ها برسونی.&lt;br /&gt;
{{سخ}}'''سرسی''': کسی داشته خبرچینی منو می کرده؟ واترز برای مقام کاملا مناسبه، اون نصف عمرشو روی عرشه گذرونده.&lt;br /&gt;
{{سخ}}'''جیمی''': نصف عمرش؟ اون نمی تونه بیشتر از بیست سال داشته باشه.&lt;br /&gt;
{{سخ}}'''سرسی''': بیست و دو، خب که چی؟ وقتی که ایریس تارگرین پدر رو دست خودش کرد حتی بیست و یک سالش هم نبود. دیگه وقتشه که تامن به جای این پیرمردهای چروکیده مردای جوان اطرافش داشته باشه. اورین قوی و نیرومنده.&lt;br /&gt;
{{سخ}}'''جیمی''': پکستر ردوین انتخاب بهتریه. اون بزرگترین ناوگان وستروس رو فرماندهی می کنه. اورین واترز می تونه یه کرجی رو فرماندهی کنه، ولی فقط اگه یکی براش بخری.{{رف|ضبک|16}}&lt;br /&gt;
|[[سرسی لنیستر]] و [[جیمی لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یاداشت ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Aurane Waters]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شورای کوچک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان ولاریون]]&lt;br /&gt;
[[رده:دریاسالار ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:حرام زادگان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های سرزمین های سلطنتی]]&lt;br /&gt;
[[رده:ارباب کشتی ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:دزد دریایی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Velaryon_Bastard.png&amp;diff=15654</id>
		<title>پرونده:Velaryon Bastard.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Velaryon_Bastard.png&amp;diff=15654"/>
		<updated>2017-09-21T08:28:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:تصاویر نشان خانوان ها&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر نشان خانوان ها]]&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{self permission}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=The_Lands_of_Ice_and_Fire&amp;diff=15647</id>
		<title>The Lands of Ice and Fire</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=The_Lands_of_Ice_and_Fire&amp;diff=15647"/>
		<updated>2017-09-12T19:19:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[سرزمین های یخ و آتش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4&amp;diff=15646</id>
		<title>سرزمین های یخ و آتش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DB%8C%D8%AE_%D9%88_%D8%A2%D8%AA%D8%B4&amp;diff=15646"/>
		<updated>2017-09-12T19:17:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: صفحه ایجاد و تکمیل شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان          = سرزمین های یخ و آتش&lt;br /&gt;
| عنوان_اصلی    = (The Lands of Ice and Fire)&lt;br /&gt;
| مترجم    = &lt;br /&gt;
| تصویر         =  [[پرونده:The Lands of Ice and Fire cover.jpg|بندانگشتی|وسط|250px|]]&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر =  &lt;br /&gt;
| نویسنده        = &lt;br /&gt;
| تصویرگر   = جاناتان رابرتز (Jonathan Roberts)&lt;br /&gt;
| طراح_جلد  = &lt;br /&gt;
| کشور       = &lt;br /&gt;
| زبان      = انگلیسی&lt;br /&gt;
| مجموعه        = &lt;br /&gt;
| موضوع       = مجموعه گردآوری شده&lt;br /&gt;
| ژانر         = &lt;br /&gt;
| ناشر     = انتشارات هارپزکالینز(بریتانیا){{سخ}}کتب بانتام(ایالات متحده آمریکا)&lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر  = &lt;br /&gt;
| تاریخ_نشر_انگلیسی = 30 اکتبر 2012&lt;br /&gt;
| نوع    = &lt;br /&gt;
| تعداد_صفحات         = 12 پوستر&lt;br /&gt;
| شابک          = ISBN 0345538544&lt;br /&gt;
| کتاب_قبلی   = &lt;br /&gt;
| کتاب_بعدی   = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرزمین های یخ و آتش''' مجموعه ی گردآوری شده 12 نقشه از دنیای [[نغمه ای از یخ و آتش]] ، از [[وستروس]] تا [[آشایی]] است. این نقشه ها توسط جاناتان رابرتز از گروه [http://fantasticmaps.wordpress.com/ Fantastic Maps] تصویر گری شده است. این مجموعه در 30 اکتبر 2012 توسط کتب بانتام در آمریکا و در 8 نوامبر 2012 توسط انتشارات هارپرکالینز در بریتانیا منتشر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.randomhouse.ca/catalog/display.pperl?isbn=9780345538543 Random House]:توضیحات محصول&amp;lt;/ref&amp;gt; شش عدد از نقشه ها در به روز رسانی تاریخ 20 سپتامبر 2013 نرم افزار [[دنیایی از یخ و آتش]] حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محتویات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده نقشه حاضر شامل: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه کاملی از [[دنیای شناخته شده]] از [[وستروس]] تا [[آشایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه کاملی از وستروس شامل شمال و جنوب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه [[دریای دوتراکی]] و [[برهوت سرخ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محیط [[کارث]] و سرزمین های [[شرق دوردست]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یک نقشه سیاحتی که مسیر سفرهای تمام شخصیت های مهم را نشان می دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از غرب شامل وستروس، [[شهرهای آزاد]] و [[جزایر تابستان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از [[ایسوس]] مرکزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از [[بارانداز پادشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از شهر [[براووس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از سرزمین های [[آنسوی دیوار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه ای از محیط شهرهای آزاد، غرب ایسوس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نقشه محیط [[خلیج برده داران]] ، شامل [[والریا]] و شمال [[سوتوریوس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از مکان هایی که در نقشه ها نشان داده شده قبلا در مجموعه کتاب ها اشاره ای به انها نشده است، از جمله:&amp;lt;ref&amp;gt;http://grrm.livejournal.com/297016.html&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قاره [[آلتوس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شهرهای مردان بی خون]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[هزار جزیره]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دشت های جوگوس نای]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[پنج دژ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شهر استخوان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سرزمین شرایکز]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دریای بزرگ ماسه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[برهوت خاکستری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ماسه زار آدم خوار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[تپه های زوزه کش]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دریای خونین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[اقلیم جوگوین]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شهر مردان بالدار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شهر مخروبه [[استیگای]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شهر تاجر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ویس جینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ویس کوسار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[کال]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[کداث]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[موسووی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[پادشاهی های ایفکورون]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[پادشاهی سارنور]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دریای کوچک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[دریای مسموم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ژرف خشک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[کوهستان استخوان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه جاده از کوهستان استخوان می گذرند که کارث و دریای دوتراکی را به سرزمین های ناشناس و جذاب در شرق متصل می کنند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[جاده فولاد]]&lt;br /&gt;
* [[جاده استخوان]]&lt;br /&gt;
* [[جاده ماسه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|ایده این بود که کاری بیرون بدیم که نشون دهنده سرزمین ها و دریاهایی که... که یک [[استاد]] [[سیتادل]] ممکنه ازش اگاه باشه، و با اینکه اطلاعات یک استاد راجب [[آشایی]] بیشتر از اطلاعات یک راهب قرون وسطایی راجب کاتای هست، مسافت یک فاکتور باقی می مونه و بعد از یک نقطه مشخص، افسانه ها و اساطیر مورد ظن قرار می گیرند. اینجا [[شهر مردان بالدار|مردان بالدار]] قرار داشته باشند، و غیره.&amp;lt;ref&amp;gt;http://grrm.livejournal.com/297016.html&amp;lt;/ref&amp;gt;|[[جرج آر. آر. مارتین]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها == &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{آثار مارتین}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب ها]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:The Lands of Ice and Fire]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_Lands_of_Ice_and_Fire_cover.jpg&amp;diff=15645</id>
		<title>پرونده:The Lands of Ice and Fire cover.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:The_Lands_of_Ice_and_Fire_cover.jpg&amp;diff=15645"/>
		<updated>2017-09-12T17:35:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:تصاویر جلد کتاب
{{Book cover}}&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر جلد کتاب]]&lt;br /&gt;
{{Book cover}}&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{Non-free book cover}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%DB%8C&amp;diff=15636</id>
		<title>یی تی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%DB%8C&amp;diff=15636"/>
		<updated>2017-09-12T10:33:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Yi Ti.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|یی تی(Yi Ti) در شرق کوهستان استخوان و غرب سرزمین های سایه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''یی تی''' منطقه و کشوری در [[ایسوس]] است که در شرق [[کارث]] و [[کوهستان استخوان]] قرار دارد و از جنوب به [[دریای یشم]] متصل است. جزایر [[لنگ]] و [[جزیره شلاق]] در دریای یشم در نزدیکی یی تی قرار دارند. [[دریای بزرگ ماسه]] ، [[دریای کوچک]] و [[دریای خونین]] در شمال یی تی قرار دارند. رودخانه بزرگی از دریای خونین سرچشمه می گیرد، از میان یی تی به سمت جنوب می گذرد و به دریای یشم می ریزد. [[کوهستان سحرگاه]] ، [[سرزمین های سایه]] و [[آشایی]] در شرق یی تی قرار دارند.{{رف|سیا|شرق}} در [[زبان مشترک]] چیزهایی که مربوط یا متعلق به یی تی هستند را ییتیش می نامند.{{رف|دیا|یی تی}}{{رف|دیا|لنگ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلمروی تمدن ییتیش مشهور به [[امپراطوری طلایی یی تی]]{{رف|دیا|استخوان ها و ورایش}} است که بنا بر افسانه ها وارث [[امپراطوری بزرگ سحر]] می باشد. استاد [[یاندل]] حدس می زند که تمدن ییتیش با [[قلمروی ملکه های ماهی گیر|قلمروی]] [[ملکه های ماهی گیر]] هم دوره بوده است، در صورتی که روحانی های ییتیش پافشاری می کنند که اولین شهرهای انسان ها در سواحل دریای یشم پدید آمدند و ادعای رقیب هایشان [[گیسکاری]] ها و [[سارنوری]] ها را رد کرده و لاف های بچه ها و وحشی ها می دانند.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیرامون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[لوماس لانگستریدر]] یی تی را اینطور توصیف می کند: &amp;quot;سرزمین هزار خدا و صد شاهزاده، تحت حاکمیت یک خدا-امپراطور.&amp;quot; البته قدرت [[خدا-امپراطور]] نزول کرده و اکنون بیرون از دیوار های شهرش قدرتی ندارد. شاهزاده ها بر قلمرو هایشان هر گونه صلاح بدانند حکومت می کنند، همانند راهزن ها، روحانی-شاهان، ساحرها، جنگ سالار ها، ژنرال های امپراطوری و مالیات گیر های خارج از قلمرویشان.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرزمین یی تی دارای زمین های زراعی سرسبز متراکم و یک جنگل انبوه پوشیده از سبزه است.{{رف|سیا|شرق}} شایعه است که [[باسیلیسک]] ها در جنگل های یی تی پرسه می زنند.{{رف|بتت|23}} شهر های شناخته شده در یی تی شامل [[یین]] و [[جینکی]] در سواحل دریای یشم، و [[تیکوی]] در شمال دوردست و نزدیکی [[دریای بزرگ ماسه]] هستند. شهر [[آساباد]] در سرحدات غربی یی تی و نزدیک [[کوهستان استخوان]] و [[دروازه های یشم]] قرار دارد. جاده ی تجاری ای از آساباد به یین در امتداد ساحل دریای یشم قرار دارد.{{رف|سیا|شرق}} [[پنج قلعه]] از مرزهای شمال شرقی امپراطوری محافظت می کنند.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یی تی توسط یک خدا-امپراطور حکومت می شود، اما قدرت واقعی در حکومت های متعدد شاهزاده سالار قرار دارد. یی تی پایتخت های باستانی بسیاری داشته است، از جمله تیکوی.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شیر شب]] از خدایان یی تی است. یکی از صادرات گسترده شان زعفران است.{{رف|نش|40}} یی تی همچنین برای شرابش نیز مشهور است.{{رف|ربا|1}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مردم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم یی تی چشمانی روشن دارند و کلاه هایی با دم میمون بر سر می گزارند.{{رف|بتت|54}} مردم قسمت شمالی جزیره [[لنگ]] در دریای یشم ییتیش هستند، در حالی که در قسمت جنوبی جزیره [[لنگی]] ها ساکن هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقداری از ثروت عظیم [[کورلیس ولاریون]] که در طی [[نه سفر دریایی]] اش به دست اورد از یی تی بود.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: جیهیریس اول}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دنریس تارگرین]] به یاد می اورد که [[باسیلیسک]] ها در جنگل های یی تی فراوان اند.{{رف|بتت|23}} در بازار غربی [[ویس دوتراک]] دنی تاجر پارچه ی چاقی از یی تی را می بیند که با یک [[پنتوس]]ی بر سر قیمت رنگی سبز چانه می زند، و دم میمون کلاهش با تکان دادن سرش به عقب و جلو می چرخد.{{رف|بتت|54}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از سوخته شدن کال [[دروگو]] در پشته ی تشییع اش سر [[جورا مورمونت]] به دنریس التماس می کند که با او به شرق بیاید، به [[کارث]] و یی تی، به [[دریای یشم]] و [[آشایی]] در جوار سایه، تا عجایبی را ببیند که تا کنون دیده نشده.{{رف|بتت|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[کارث]] [[زارو زوان داکسوس]] تلاش می کند [[دنریس تارگرین]]  را قانع کند تا او را در سفر تفریحی اش به دریای یشم همراهی کند. او به دنریس پیشنهاد می دهد که در اطراف یی تی به دنبال شهر رویایی شاعر ها گردش کنند و شراب خرد را از جمجمه ی مردی مرده بچشند.{{رف|نش|40}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[میرین]] دنریس تارگرین به سر جورا مورمونت یاداوری می کند که پس از مرگ کال دروگو سر جورا از او خواسته بود که با او به یی تی و دریای یشم سفر کند.{{رف|یش|71}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[گارین (یتیم)|گارین]] به [[آریان مارتل]] می گوید که بنا بر گفته ملوانان در [[پلانکی تاون]] ، طاعون خاکستری که احتمالا همان [[گری اسکیل]] است، در یی تی شیوع یافته است.{{رف|ضبک|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[عمارت ایلیریو]] در [[پنتوس]] ، [[تیریون لنیستر]] متوجه می شود که [[ایلیریو موپاتیس|ایلیریو]] شراب هایی از شرق افسانه ای در انبارش دارد، و یکی از ان ها از یی تی است.{{رف|ربا|1}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{مناطق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Yi Ti]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:یی تی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فرهنگ ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناطق]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان های شرق دور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Yi_Ti&amp;diff=15633</id>
		<title>Yi Ti</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Yi_Ti&amp;diff=15633"/>
		<updated>2017-09-11T17:46:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[یی تی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%DB%8C&amp;diff=15632</id>
		<title>یی تی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DB%8C%DB%8C_%D8%AA%DB%8C&amp;diff=15632"/>
		<updated>2017-09-11T17:44:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: صفحه ایجاد و تکمیل شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Yi Ti.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|یی تی(Yi Ti) در شرق کوهستان استخوان و غرب سرزمین های سایه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''یی تی''' منطقه و کشوری در [[ایسوس]] است که در شرق [[کارث]] و [[کوهستان استخوان]] قرار دارد و از جنوب به [[دریای یشم]] متصل است. جزایر [[لنگ]] و [[جزیره شلاق]] در دریای یشم در نزدیکی یی تی قرار دارند. [[دریای بزرگ ماسه]] ، [[دریای کوچک]] و [[دریای خونین]] در شمال یی تی قرار دارند. رودخانه بزرگی از دریای خونین سرچشمه می گیرد، از میان یی تی به سمت جنوب می گذزد و به دریای یشم می ریزد. [[کوهستان سحرگاه]] ، [[سرزمین های سایه]] و [[آشایی]] در شرق یی تی قرار دارند.{{رف|سیا|شرق}} در [[زبان مشترک]] چیزهایی که مربوط یا متعلق به یی تی هستند را ییتیش می نامند.{{رف|دیا|یی تی}}{{رف|دیا|لنگ}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلمروی تمدن ییتیش مشهور به [[امپراطوری طلایی یی تی]]{{رف|دیا|استخوان ها و ورایش}} است که بنا بر افسانه ها وارث [[امپراطوری بزرگ سحر]] می باشد. استاد [[یاندل]] حدس می زند که تمدن ییتیش با [[قلمروی ملکه های ماهی گیر|قلمروی]] [[ملکه های ماهی گیر]] هم دوره بوده است، در صورتی که روحانی های ییتیش پافشاری می کنند که اولین شهرهای انسان ها در سواحل دریای یشم پدید آمدند و ادعای رقیب هایشان [[گیسکاری]] ها و [[سارنوری]] ها را رد کرده و لاف های بچه ها و وحشی ها می دانند.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیرامون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[لوماس لانگستریدر]] یی تی را اینطور توصیف می کند: &amp;quot;سرزمین هزار خدا و صد شاهزاده، تحت حاکمیت یک خدا-امپراطور.&amp;quot; قدرت [[خدا-امپراطور]] نزول کرده و اکنون بیرون از دیوار های شهرش قدرتی ندارد. شاهزاده ها بر قلمرو هایشان هر گونه صلاح بدانند حکومت می کنند، همانند راهزن ها، روحانی-شاهان، ساحرها، جنگ سالار ها، ژنرال های امپراطوری و مالیات گیر های خارج از قلمرویشان.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرزمین یی تی دارای زمین های زراعی سرسبز متراکم و یک جنگل انبوه پوشیده از سبزه است.{{رف|سیا|شرق}} شایعه است که [[باسیلیسک]] ها در جنگل های یی تی پرسه می زنند.{{رف|بتت|23}} شهر های شناخته شده در یی تی شامل [[یین]] و [[جینکی]] در سواحل دریای یشم، و [[تیکوی]] در شمال دوردست و نزدیکی [[دریای بزرگ ماسه]] هستند. شهر [[آساباد]] در سرحدات غربی یی تی و نزدیک [[کوهستان استخوان]] و [[دروازه های یشم]] قرار دارد. جاده ی تجاری ای از آساباد به یین در امتداد ساحل دریای یشم قرار دارد.{{رف|سیا|شرق}} [[پنج قلعه]] از مرزهای شمال شرقی امپراطوری محافظت می کنند.{{رف|دیا|یی تی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یی تی توسط یک خدا-امپراطور حکومت می شود، اما قدرت واقعی در حکومت های متعدد شاهزاده سالار قرار دارد. یی تی پایتخت های باستانی بسیاری داشته است، از جمله تیکوی.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; [[شیر شب]] از خدایان یی تی است. یکی از صادرات گسترده شان زعفران است.{{رف|نش|40}} یی تی همچنین برای شرابش نیز مشهور است.{{رف|ربا|1}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مردم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم یی تی چشمانی روشن دارند و کلاه هایی با دم میمون بر سر می گزارند.{{رف|بتت|54}} مردم قسمت شمالی جزیره [[لنگ]] در دریای یشم ییتیش هستند، در حالی که در قسمت چنوبی جزیره [[لنگی]] ها ساکن هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقداری از ثروت عظیم [[کورلیس ولاریون]] که در طی [[نه سفر دریایی]] اش به دست اورد از یی تی بود.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: جیهیریس اول}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دنریس تارگرین]] به یاد می اورد که [[باسیلیسک]] ها در جنگل های یی تی فراوان اند.{{رف|بتت|23}} در بازار غربی [[ویس دوتراک]] دنی تاجر پارچه ی چاقی از یی تی را می بیند که با یک [[پنتوس]]ی بر سر قیمت رنگی سبز چانه می زند، و دم میمون کلاهش با تکان دادن سرش به عقب و جلو می چرخد.{{رف|بتت|54}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از سوخته شدن کال [[دروگو]] در پشته ی تشییع اش سر [[جورا مورمونت]] به دنریس التماس می کند که با او به شرق بیاید، به [[کارث]] و یی تی، به [[دریای یشم]] و [[آشایی]] در جوار سایه، تا عجایبی را ببیند که تا کنون دیده نشده.{{رف|بتت|72}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نزاع شاهان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[کارث]] [[زارو زوان داکسوس]] تلاش می کند [[دنریس تارگرین]]  را قانع کند تا او را در سفر تفریحی اش به دریای یشم همراهی کند. او به دنریس پیشنهاد می دهد که در اطراف یی تی به دنبال شهر رویایی شاعر ها گردش کنند و شراب خرد را از جمجمه ی مردی مرده بچشند.{{رف|نش|40}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یورش شمشیرها===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[میرین]] دنریس تارگرین به سر جورا مورمونت یاداوری می کند که پس از مرگ کال دروگو سر جورا از او خواسته بود که با او به یی تی و دریای یشم سفر کند.{{رف|یش|71}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[گارین (یتیم)|گارین]] به [[آریان مارتل]] می گوید که بنا بر گفته ملوانان در [[پلانکی تاون]] ، طاعون خاکستری که احتمالا همان [[گری اسکیل]] است، در یی تی شیوع یافته است.{{رف|ضبک|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[عمارت ایلیریو]] در [[پنتوس]] ، [[تیریون لنیستر]] متوجه می شود که [[ایلیریو موپاتیس|ایلیریو]] شراب هایی از شرق افسانه ای در انبارش دارد، و یکی از ان ها از یی تی است.{{رف|ربا|1}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{مناطق}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Yi Ti]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:یی تی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فرهنگ ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناطق]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان های شرق دور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Yi_Ti.jpg&amp;diff=15631</id>
		<title>پرونده:Yi Ti.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Yi_Ti.jpg&amp;diff=15631"/>
		<updated>2017-09-11T13:05:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:نقشه&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:نقشه]]&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{Unknown}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Stepstones&amp;diff=15630</id>
		<title>Stepstones</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Stepstones&amp;diff=15630"/>
		<updated>2017-09-08T21:00:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[استپ استونز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%BE_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B2&amp;diff=15629</id>
		<title>استپ استونز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%BE_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B2&amp;diff=15629"/>
		<updated>2017-09-08T20:59:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، ترجمه کامل از ویکی انگلیسی.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Stepstones.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|استپ استونز Stepstones]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''استپ استونز''' مجموع جزایری در میان قسمت جنوبی [[دریای باریک]] و قسمت شمال غربی [[دریای تابستان]] است. جزایر در شرق [[دورن]] در [[وستروس]] و غرب [[سرزمین های مورد مناقشه]] در [[ایسوس]] قرار دارند. درست در شمال جزایر، [[تایروش]] قرار دارد.{{رف|سیا}} استپ استونز لانه و کمینگاه [[دزدان دریایی]] است،{{رف|ربا|5}} که اغلب [[لایس]]ی و [[میر]]ی هستند.{{رف|ضبک|29}} آب و هوای جزایر دچار طوفان های مداومی می شوند.{{رف|ضبک|29}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو تا از جزیره ها [[بلاد استون]] و [[گری گالوز]] نامیده شده اند.{{رف|ربا|نقشه شهرهای آزاد}} بعضا تایروش را به عنوان شمالی و شرقی ترین جزیره مجموعه جزایر به حساب می اورند.{{رف|دیا|شهرهای آزاد: دختران ستیزه جو: میر، لیس و تایروش}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر افسانه ها، استپ استونز باقی مانده ای از پلی طبیعی معروف به [[بازوی دورن]] است که زمانی [[ایسوس]] را به [[وستروس]] متصل می کرد. بیش از ده هزار سال پیش [[نخستین انسان ها]] از این پل عبور کرده و به جایی که اکنون به نام [[دورن]] شناخته می شود رسیدند تا تهاجمشان به وستروس را آغاز کنند. گفته می شود که [[سبزبین]] های [[فرزندان جنگل]] با استفاده از جادو پل را شکستند که باعث تبدیلش به مجموعه جزایری معروف به استپ استونز در میان [[بازوی شکسته]] و [[سرزمین های مورد مناقشه]] شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ممالک مستقل والریا]] تایروش را به عنوان پایگاهی نظامی برای کنترل تجارت نزدیک استپ استونز تاسیس کردند.{{رف|دیا|شهرهای آزاد: دختران ستیزه جو: میر، لیس و تایروش}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[برده داری|برده داران]] استپ استونز در دوره ی حکومت پادشاه [[ادریک استارک]] [[کنام گرگ]] در دهانه ی [[وایت نایف]] را تسخیر کردند،{{رف|ربا|29}} دزدان دریایی اهل جزایر همچنین بعضا به شرق [[سرزمین های رودخانه]] و [[دره ی ارن]] حمله می کردند.{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در جزایر معدود [[روینار]]هایی از دوران [[ده هزار کشتی]] [[نایمریا]] زندگی می کنند.{{رف|دیا|تاریخ کهن: ده هزار کشتی}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[میر]] و [[لایس]]، از [[شهرهای آزاد]] به طور مدام درگیر جنگ هایی برای مالکیت استپ استونز بوده اند. در دوره ی [[فتح اگان]] دزدان دریایی [[دماغه خشم]] را مورد تهاجم قرار می دادند.{{رف|دیا|حکومت اژدهایان: فتح}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین بار در طول تاریخ [[هفت پادشاهی]] هم در جنگ هایی برای کنترل استپ استونز شرکت کرده است،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Invasions_of_the_East_and_Rebellions به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله مناقشه ای در اوایل قرن دوم که در ان شاهزاده [[دیمون تارگرین]] با [[اژدها]] یش [[کاراکسس]] ارتشی را در مقابل حکومت [[پادشاهی سه دختران|سه کرسی]] لیس، میر، [[تایروش]] و بعد ها متحدشان [[دورن]] هدایت کرد.{{رف|شوم}} دیمون برای مدت کوتاهی خود را [[پادشاه استپ استونز و دریای باریک]] نامید.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهزاده شریر]]&amp;lt;/ref&amp;gt; [[راکالیو ریندون]] بر پادشاهی دزدان دریایی در جزایر حکومت می کرد، و لرد [[آلیس ولاریون]] پس از کسب پیروزی دریایی یزرگی به مشت بلوطی ملقب شد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}} در طی [[جنگ پادشاهان نه پنی]] [[اتحاد نه تن]] استپ استونز را فتح کردند. نبردی در انجا شکل گرفت که در طی ان [[میلیس بلک فایر اول]] کشته شد و تهدید [[مدعیان بلک فایر]] نیز پایان یافت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: جیهیریس دوم}} فتح دوباره جزایر از طرح های پادشاه [[ایریس تارگرین دوم]] بود که به مرحله اجرا نرسید.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: ایریس دوم}} استپ استونز و [[جزایر باسیلیسک]] اغلب مورد تهاجم [[آهن زاده]] های غارتگر و ملوانان مزدور از [[جزایر آهن]] مثل [[هاروین هوار]]{{رف|دیا|جزایر آن: خون سیاه}} و [[دالتون گریجوی]]{{رف|دیا|جزایر آهن: کراکن سرخ}} قرار گرفته اند. در پانزده سالگی، [[بیلون گریجوی]] به همراه [[داگمر کلفت جاو]] یک تابستان به غارت جزایر پرداخت، در انجا برای اولین بار مردی را کشت و دو زن را به عنوان اولین [[زنان نمکی]] اش را به دست اورد.{{رف|ضبک|1}} وقتی [[لرد دروگر پایک]] ، بیلون، [[یورون گریجوی]] را از جزایر آهن تبعید کرد، [[آشا گریجوی]] در استپ استونز مشغول نزاع با دزدان دریایی لایسی بود.{{رف|ضبک|18}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیره ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبارزه ای در استپ استونز شروع شده است.{{رف|یش|}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر [[اوسمند کتل بلک]] به سر [[جیمی لنیستر]] می گوید که به همراه [[مردان دلاور]] در استپ استونز و [[سرزمین های مورد مناقشه]] جنگیده است، ابتدا برای [[لایس]] و سپس برای [[تایروش]].{{رف|یش|67}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مسیر سفر از [[براووس]] به [[اولد تاون]] خدمه ی [[باد دارچینی]] در استپ استونز از کشتی در برابر دزدان دریایی محافظت می کنند.{{رف|ضبک|35}} یک کشتی جنگی [[ولانتیس]]ی به سختی از کشتی های [[سالادور سان]] ، [[پسر مادر پیر]] و [[والریان]] می گریزد.{{رف|ضبک|34}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دستگیری [[سرسی لنیستر]] توسط [[مذهب هفت]] ، لرد [[آورین واترز]] با [[ناوگان سرسی]] می گریزد. استاد اعظم [[پایسل]] معتقد است آورین قصد دارد در استپ استونز به دزدی دریایی بپردازد.{{رف|ضبک|43}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر [[داووس سی ورث]] به یاد می آورد که سالادور به قصد بازگشتن به استپ استونز با کشتی های باقی مانده اش نهضت [[استنیس براتیون]] را رها کرد.{{رف|ربا|9}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از اعضای [[گروه طلایی]] در استپ استونز پهلو می گیرند.{{رف|ربا|54}}{{رف|ربا|اختتامیه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ناوگان آهنین]] در راه [[خلیج برده داران]] در استپ استونز برای، تفریح، غلات و اب آشامیدنی توقف می کند، سپس [[ویکتاریون گریجوی]] کشتی هایش را به سه دسته تقسیم می کند.{{رف|ربا|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیده شدن کشتی های عجیبی در استپ استونز گزارش می شود.{{رف|ربا|44}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آریا استارک]] آگاه می شود که [[پینتو]] ادعا می کند که زمانی بدنام ترین دزد دریایی استپ استونز بوده است.{{رف|ربا|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بادهای زمستانی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اسپویلر|به گفته [[والنا تولند]] ، دزد دریایی جدیدی با کشتی های جنگی سه عرشه در [[ژرف شکنجه گر]] خود را پادشاه نامیده و به خودش لقب [[لرد آب ها]] را داده است. بعضی خوانتده ها بر این باورند که این شخص ممکن است [[آورین واترز]] باشد. لقبی که به خود داده هم بازی با نام خانوادگی حرام زادگی اش و عنوان سنتی [[خاندان ولاریون|ولاریون]] ها، [[لرد جذر و مد]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[بادهای زمستانی]]: آریانه 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;http://archive.is/2PS7R&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پاییز فصلی مملو از طوفان هاست، و دزدان دریایی لانه هاشون رو در استپ استونز می سازند و برای صید مردان درستکار کمین می کنند.|[[ایلیریو موپاتیس]]به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Stepstones]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{مناطق شهرهای آزاد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جزایر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناطق دریای باریک]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stepstones.jpg&amp;diff=15628</id>
		<title>پرونده:Stepstones.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Stepstones.jpg&amp;diff=15628"/>
		<updated>2017-09-08T17:12:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: {{FFG}}
رده:تصاویر مکان ها&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{FFG}}&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر مکان ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%84&amp;diff=15627</id>
		<title>سیریو فورل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%84&amp;diff=15627"/>
		<updated>2017-09-07T20:07:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = سیریو فورل {{سخ}}Syrio Forel&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Syrio Forel Amok.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|سیریو فورل اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = &lt;br /&gt;
| القاب          = &lt;br /&gt;
| عنوان          = نخستین شمشیر دریاسالار [[براووس]]{{سخ}}رقاص آب&lt;br /&gt;
| خاندان     = &lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[براووس]]ی&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =[[براووس]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  = &lt;br /&gt;
| محل_مرگ =[[بارانداز پادشاه]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = [[سال 298 پس از فتح|298 ب.ف]]&lt;br /&gt;
| کتابها          = [[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](اشاره شده){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](اشاره شده){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[میلتوس یروملو]](Miltos Yeromelou)&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سیریو فورل''' یک [[براوو]] اهل [[براووس]] ، استاد شمشیربازی و [[نخستین شمشیر براووس]] سابق است.{{رف|بتت|50}} در اقتباس تلوزیونی، [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش او توسط میلتوس یروملو بازی می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hbo.com/game-of-thrones/index.html#/game-of-thrones/cast-and-crew.html/eNrjcmbOYC5kzlfPz0lxzEvMqSzJTA5ITE-1S8xN1SzLTEnNh4k65+eVpFaUsEknlpbkF+QkVtqWFJWmcjIysgEhAGCyFzg= لیست بازیگران و عوامل سریال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
:همچنین ببینید: [[:رده:تصاویر سیریو فورل|تصاویر سیریو فورل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیریو جثه ای کوچک و دماغی منقار مانند داشت و کچل بود.{{رف|بتت|22}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که نخستین شمشیر سابق مرد، [[دریاسالار]] [[براووس]] به دنبال سیریو فرستاد. پس از اینکه سیریو را به حضور دریاسالار بردند، از او پرسیده شد گربه ای که روی ران های دریاسالار نشسته، و ادعا می شد از سرزمینی بسیار دور است، چه ویژگی خاصی دارد. سیریو جوابش را با صداقت داد، و گفت که گربه نر هایی مثل این را هزار بار در کوچه های براووس دیده است. به خاطر اینکه حقیقت گربه را دیده بود، اینکه معمولی است و نه خاص و اینکه نر است نه ماده، به عنوان نخستین شمشیر نامیده شد.{{رف|بتت|50}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] سیریو را به خدمت گرفت تا به دخترش [[آریا استارک]] نحوه استفاده از شمشیرش، [[نیدل]] را بیاموزد، با این عقیده که شمشیر باریک مناسب سبک [[رقاص آب]] [[براووس]]ی است. سیریو با شمشیرهای چوبی پر شده از سرب آریا را اموزش می دهد. همینطور به او می آموزد چگونه مثل یک جنگجو فکر و حرکت کند: اینکه هوشمند باشد، با متانت راه برود و ترسش را کنترل کند.{{رف|بتت|22}} سیریو به آریا می آموزد که با بینی، پوست و گوش هایش ببیند، و چشمانش را با پارچه ای سیاه می پوشاند و او را به چرخیدن و پشتک زدن وا می دارد.{{رف|بتت|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[تورنمنت دست]] ، ادارد و خانواده اش در ضیافت هستند. و بالاخره دخترهایش با یکدیگر خوشرو هستند، و [[سانسا استارک|سانسا]] از آریا می پرسد که آموزش رقصش چگونه پیش می رود. آریا با خوشحالی جواب می دهد که تمام بدنش زخم شده، و کبودی زشتی &lt;br /&gt;
روی پایش را نشانش می دهد. سانسا جواب می دهد که آریا باید رقاص افتضاحی باشد. بعدا، وقتی که سانسا مشغول است، ادارد خودش کبودی های آریا را بازرسی می کند، در حالی که روی یک پا ایستاده است، که در این کار پیشرفت کرده بود. از او میپرسد که آیا سیریو زیادی سخت می گیرد، و آریا جواب میدهد که: سیریو میگه هر دردی یک درسه و هر درسی تو رو بهتر میکنه. با وجود اینکه سیریو شهرت فراوانی داشت و سبک براووسی به شمشیر آریا می خورد، ادارد کماکان نگران بود. ادارد پیشنهاد می دهد که [[جوری کسل]] را مامور کند که جای سیریو را بگیرد، یا شخص دیگری را پیدا کند، اما آریا با اطمینان می گوید که آنها را نمی خواهد، و فقط سیریو را می خواهد. ادارد می دانست که هر استاد شمشیر زنی قابل قبولی می تواند قوائد پایه مبارزه با شمشیر را بدون چشم بند و غلتک زدن و روی یک پا راه رفتن به آریا بیاموزد، ولی می داند که نمی شود با او بحث کرد. به او آفرین می گوید و می خواهد که مواظب باشد.{{رف|بتت|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که [[سرسی لنیستر]] دستور می دهد که تمام استارک های درون [[قلعه سرخ]] اسیر و یا کشته شوند، سیریو افراد لنیستر را معطل می کند و به آریا دستور می دهد که فرار کند. تنها با شمشیر چوبی اش، پنج تن از محافظان لنیستر را شکست داده و یا می کشد سپس به سر [[مرین ترانت]] از اعضای [[گارد پادشاه]] حمله می کند. سیریو ضربه های پشت سر هم بی تاثیری را بر صفحه فلزی زره مرین نازل می کند تا اینکه شمشیر چوبی اش دو تکه می شود. آریا از دستور سیریو اطاعت کرده و فرار می کند.{{رف|بتت|50}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها === &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال های واپسین، آریا اغلب حرف های سیریو را به یاد می اورد و می گزارد که در شرایط سخت در اعمالش راهنماییش کنند.{{رف|ضبک|22}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول های سیریو ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پسر یا دختر، تو یه شمشیری، فقط همین.{{رف|بتت|22}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|کلمات دروغ گفتن. چشمام و بازوهام حقیقت رو فریاد زدن، ولی تو نمی دیدی.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردای دیگه قوی تر، سریع تر، جوان تر بودن، چرا سیریو فورل بهترین بود؟ الان بهت می گم چرا. بینایی، بینایی واقعی، اصل موضوع همینه.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|نخستین شمشیر براووس فرار نمی کنه.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقل قول های راجب سیریو ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|سیریو میگه هر دردی یه درسه، و هر درسی تو رو بهتر می کنه.{{رف|بتت|30}}|[[آریا استارک]] به [[ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|تو سریعی، به عنوان یه استاد رقص.{{رف|بتت|50}}|[[مرین ترانت]] به [[سیریو فورل]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هرگز کاری که انتظار دارن رو انجام نده.{{رف|بتت|50}}|تفکرات [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های براووس]]&lt;br /&gt;
[[رده:نخستین شمشیر براووس]]&lt;br /&gt;
[[رده:مستخدمان خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Syrio Forel]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Syrio_Forel&amp;diff=15626</id>
		<title>Syrio Forel</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Syrio_Forel&amp;diff=15626"/>
		<updated>2017-09-07T20:01:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[سیریو فورل]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%84&amp;diff=15625</id>
		<title>سیریو فورل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88_%D9%81%D9%88%D8%B1%D9%84&amp;diff=15625"/>
		<updated>2017-09-07T20:00:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: صفحه ایجاد و تکمیل شد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت = سیریو فورل {{سخ}}Syrio Forel&lt;br /&gt;
| تصویر          = [[پرونده:Syrio Forel Amok.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|سیریو فورل اثر Roman Papsuev]]&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس  = &lt;br /&gt;
| القاب          = &lt;br /&gt;
| عنوان          = نخستین شمشیر دریاسالار [[براووس]]{{سخ}}رقاص آب&lt;br /&gt;
| خاندان     = &lt;br /&gt;
| نژاد           =&lt;br /&gt;
| فرهنگ        =[[براووس]]ی&lt;br /&gt;
| همسر         =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =[[براووس]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد  = &lt;br /&gt;
| محل_مرگ =[[بارانداز پادشاه]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ  = [[سال 298 پس از فتح|298 ب.ف]]&lt;br /&gt;
| کتابها          = [[بازی تاج و تخت]](حضور دارد){{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده){{سخ}}[[یورش شمشیرها]](اشاره شده){{سخ}}[[ضیافتی برای کلاغ ها]](اشاره شده){{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان   =&lt;br /&gt;
| بازیگر      =[[میلتوس یروملو]](Miltos Yeromelou)&lt;br /&gt;
| سریال      = [[سریال بازی تاج و تخت - فصل 1|فصل اول]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سیریو فورل''' یک [[براوو]] اهل [[براووس]] ، استاد شمشیربازی و [[نخستین شمشیر براووس]] سابق است.{{رف|بتت|50}} در اقتباس تلوزیونی، [[سریال بازی تاج و تخت]] نقش او توسط میلتوس یروملو بازی می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hbo.com/game-of-thrones/index.html#/game-of-thrones/cast-and-crew.html/eNrjcmbOYC5kzlfPz0lxzEvMqSzJTA5ITE-1S8xN1SzLTEnNh4k65+eVpFaUsEknlpbkF+QkVtqWFJWmcjIysgEhAGCyFzg= لیست بازیگران و عوامل سریال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ظاهر==&lt;br /&gt;
:همچنین ببینید: [[:رده:تصاویر سیریو فورل|تصاویر سیریو فورل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیریو جثه ای کوچک و دماغی منقار مانند داشت و کچل بود.{{رف|بتت|22}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که نخستین شمشیر سابق مرد، [[دریاسالار]] [[براووس]] به دنبال سیریو فرستاد. پس از اینکه سیریو را به حضور دریاسالار بردند، از او پرسیده شد گربه ای که روی ران های دریاسالار نشسته، و ادعا می شد از سرزمینی بسیار دور است، چه ویژگی خاصی دارد. سیریو جوابش را با صداقت داد، و گفت که گربه نر هایی مثل این را هزار بار در کوچه های براووس دیده است. به خاطر اینکه حقیقت گربه را دیده بود، اینکه معمولی است و نه خاص و اینکه نر است نه ماده، به عنوان نخستین شمشیر نامیده شد.{{رف|بتت|50}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
===بازی تاج و تخت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ادارد استارک]] سیریو را به خدمت گرفت تا به دخترش [[آریا استارک]] نحوه استفاده از شمشیرش، [[نیدل]] را بیاموزد، با این عقیده که شمشیر باریک مناسب سبک [[رقاص آب]] [[براووس]]ی است. سیریو با شمشیرهای چوبی پر شده از سرب آریا را اموزش می دهد. همینطور به او می آموزد چگونه مثل یک جنگجو فکر و حرکت کند: اینکه هوشمند باشد، با متانت راه برود و ترسش را کنترل کند.{{رف|بتت|22}} سیریو به آریا می آموزد که با بینی، پوست و گوش هایش ببیند، و چشمانش را با پارچه ای سیاه می پوشاند و او را به چرخیدن و پشتک زدن وا می دارد.{{رف|بتت|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[تورنمنت دست]] ، ادارد و خانواده اش در ضیافت هستند. و بالاخره دخترهایش با یکدیگر خوشرو هستند، و [[سانسا استارک|سانسا]] از آریا می پرسد که آموزش رقصش چگونه پیش می رود. آریا با خوشحالی جواب می دهد که تمام بدنش زخم شده، و کبودی زشتی &lt;br /&gt;
روی پایش را نشانش می دهد. سانسا جواب می دهد که آریا باید رقاص افتضاحی باشد. بعدا، وقتی که سانسا مشغول است، ادارد خودش کبودی های آریا را بازرسی می کند، در حالی که روی یک پا ایستاده است، که در این کار پیشرفت کرده بود. از او میپرسد که آیا سیریو زیادی سخت می گیرد، و آریا جواب میدهد که: سیریو میگه هر دردی یک درسه و هر درسی تو رو بهتر میکنه. با وجود اینکه سیریو شهرت فراوانی داشت و سبک براووسی به شمشیر آریا می خورد، ادارد کماکان نگران بود. ادارد پیشنهاد می دهد که [[جوری کسل]] را مامور کند که جای سیریو را بگیرد، یا شخص دیگری را پیدا کند، اما آریا با اطمینان می گوید که آنها را نمی خواهد، و فقط سیریو را می خواهد. ادارد می دانست که هر استاد شمشیر زنی قابل قبولی می تواند قوائد پایه مبارزه با شمشیر را بدون چشم بند و غلتک زدن و روی یک پا راه رفتن به آریا بیاموزد، ولی می داند که نمی شود با او بحث کرد. به او آفرین می گوید و می خواهد که مواظب باشد.{{رف|بتت|30}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که [[سرسی لنیستر]] دستور می دهد که تمام استارک های درون [[قلعه سرخ]] اسیر و یا کشته شوند، سیریو افراد لنیستر را معطل می کند و به آریا دستور می دهد که فرار کند. تنها با شمشیر چوبی اش، پنج تن از محافظان لنیستر را شکست داده و یا می کشد سپس به سر [[مرین ترانت]] از اعضای [[گارد پادشاه]] حمله می کند. سیریو ضربه های پشت سر هم بی تاثیری را بر صفحه فلزی زره مرین نازل می کند تا اینکه شمشیر چوبی اش دو تکه می شود. آریا از دستور سیریو اطاعت کرده و فرار می کند.{{رف|بتت|50}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ ها === &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال های واپسین، آریا اغلب حرف های سیریو را به یاد می اورد و می گزارد که در شرایط سخت در اعمالش راهنماییش کنند.{{رف|ضبک|22}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول های سیریو ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|پسر یا دختر، تو یه شمشیری، فقط همین.{{رف|بتت|22}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|کلمات دروغ گفتن. چشمام و بازوهام حقیقت رو فریاد زدن، ولی تو نمی دیدی.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|مردای دیگه قوی تر، سریع تر، جوان تر بودن، چرا سیریو فورل بهترین بود؟ الان بهت می گم چرا. بینایی، بینایی واقعی، اصل موضوع همینه.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|نخستین شمشیر براووس فرار نمی کنه.{{رف|بتت|50}}|[[سیریو فورل]] به [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقل قول های راجب سیریو ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|سیریو میگه هر دردی یه درسه، و هر درسی تو رو بهتر می کنه.{{رف|بتت|30}}|[[آریا استارک]] به [[ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|تو سریعی، به عنوان یه استاد رقص.{{رف|بتت|50}}|[[مرین ترانت]] به [[سیریو فورل]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|هرگز کاری که انتظار دارن رو انجام نده.{{رف|بتت|50}}|تفکرات [[آریا استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های براووس]]&lt;br /&gt;
[[رده:نخستین شمشیر براووس]]&lt;br /&gt;
[[رده:مستخدمان خاندان استارک]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Syrio_Forel_Amok.jpg&amp;diff=15624</id>
		<title>پرونده:Syrio Forel Amok.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Syrio_Forel_Amok.jpg&amp;diff=15624"/>
		<updated>2017-09-07T17:25:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: {{amok}}
رده:تصاویر شخصیت ها
رده:تصاویر سیریو فورل
رده:تصاویر اثر Roman Papsuev&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{amok}}&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر شخصیت ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر سیریو فورل]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر اثر Roman Papsuev]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15623</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15623"/>
		<updated>2017-09-07T17:02:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* بازی تاج و تخت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}} تنها استثنا ها [[برندون استارک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پی پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیبشان را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شما نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد به [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاها تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار در [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که تو سط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] پ ، یکی تز پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها چندین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برندون را به مبارزه برای ازدواج با کتلین طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گرد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، راجب ربوده شدن خواهرش توسط شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شوش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان بخشد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از [[محافظان پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نانعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ned and Ice.jpg|بندانگشتی|چپ|200px|ادارد استارک در حال تمیز کردن شمشیر والریایی اش آیس در جنگل خدایان وینترفل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ [[دست پادشاه]] لرد [[جان ارن]]، پادشاه [[رابرت براتیون]] به [[وینترفل]] سفر می کند تا مقام را به لرد [[ادارد استارک]] پیشنهاد دهد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|4}} نامه ای از [[لایسا ارن]] بیوه ی جان و خواهر [[کتلین تالی|کتلین]] همسر ادارد می رسد که ادعا می کند که [[خاندان لنیستر|لنیسترها]] در مرگ ناگهانی لرد ارن دست داشته اند. به اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست و هم چنین نامزدی دخترشان [[سانسا استارک|سانسا]] با شاهزاده [[جافری براتیون]] را می پذیرد.{{رف|بتت|6}} در طی اقامت مهمانان سلطنی، پسر دوم ادارد [[برن استارک|برن]] تصادفا ملکه [[سرسی لنیستر]] را در حال رابطه جنسی با برادرش سر [[جیمی لنیستر|جیمی]] می بیند.{{رف|بتت|8}} جیمی به امید اینکه رابطه شان را مخفی نگه دارد برن را به قصد کشتنش از پنجره برج به بیرون هل می دهد.{{رف|بتت|8}} برن از سقوط جان سالم به در می برد اما از هوش رفته و چلاق می شود.{{رف|بتت|9}}{{رف|بتت|10}} ادارد با دخترانش سانسا و [[آریا استارک|آریا]] به [[بارانداز پادشاه]] می رود، در حالی که کتلین در کنار پسرانش در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرامزاده ند، [[جان اسنو]] به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به شمال می رود تا به [[نگهبانان شب]] بپیوندد. کتلین از نگرانی اش برای برن تسلی ناپذیر بود و وظایفش به عنوان پیشکار را نادیده می گرفت، تا اینکه سوقصدی به جان برن، که توسط دایرولفش [[سامر]] بی نتیجه ماند، او را به خود آورد. همینطور که برن بیهوش است، شروع می کند به دیدن رویا هایی از یک [[کلاغ سه چشم]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نزدیکی [[گدار یاقوت]] در [[تقاطع ها]] ، آریا از دوستش [[مایکا]] در برابر رفتار خصمانه شاهزاده [[جافری براتیون|جافری]] دفاع می کند، که باعث ناراحتی سانسا می شود. پس از اینکه دایرولف سانسا، [[لیدی]] به جای دایرولف آریا، [[نایمریا (دایرولف)]] که گریخته بود کشته می شود، ناراحتی سانسا تشدید می شود. در بارانداز پادشاه، ادارد پس از اینکه مطلع می شود سلطنت بدهی های سنگینی(مقدار زیادی به [[تایوین لنیستر]]) دارد به شدت خشمگین می شود، بعلاوه اینکه رابرت قصد دارد [[تورنمت دست|تورنمت]] پرخرجی را به افتخار ند تدارک ببیند. پس از پذیرش وظایفش به عنوان دست، ادارد بیست تن از [[محافظان خاندان استارک|محافظان خانوادگی]] اش را مامور می کند که در حفظ نظم بارانداز پادشاه به [[ردا طلایی ها]] کمک کنند. ند در مورد مرگ جان ارن تحقیق می کند و در میابد که او به حرام زاده های پادشاه رسیدگی می کرده است. وقتی رابرت جلسه [[شورای کوچک]] را تشکیل می دهد تا ترتیب مرگ شاهدخت تبعیدی [[دنریس تارگرین]] که با یک [[کال دروگو|کال مقتدر]] دوتراکی ازدواج کرده بود را بدهد، ند از مشارکت در قتل امتناع می ورزد و از مقام دست استعفا می دهد. در تلافی ربوده شدن [[تیریون لنیستر]] توسط کتلین، که برادرخوانده اش [[پیتر بیلیش]] به او گفته بود مسئول اقدام به قتل پسرش برن بوده، مردان لنیستر در خیابان های شهر برای ند کمین می کنند. پای ند می شکند و بهترین مردانش کشته می شوند، اما نجات میاید و رابرت قبل از ترک شهر برای شکار مقام دست را به او باز می گرداند و او را مسئول نشستن بر [[تخت آهنین]] می کند. او در مقام دست مردانی، از جمله بیست تن از افراد خودش را برای بازخواست سر [[گرگور کلگان]] بابت غارت [[سرزمین های رودخانه]] راهی می کند. غارت های گرگور به دستور لرد تایوین لنیستر بوده است، به امید اینکه پس از راهی شدن ادارد برای اجرای عدالت، او را به تله انداخته، اسیر کند و با پسرش تیریون معاوضه کند، ولی از انجا که لرد ادارد مجروح بود نتوانست شخصا اقدام کند. افرادی که فرستاده شدند دچار [[نبرد گدار بازیگر|کمین]] شده و بسیاری کشته می شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[دیوار]] ، جان اسنو در حالی که با تعلیمات خصمانه سر [[آلیسر تورن]] سر می کند، از بزرگان می آموزد و دوستانی مثل [[سمول تارلی]] پیدا می کند. همچنین پس از اینکه جسدهای دو تن از افراد عمویش [[وایت ها|زنده می شوند]] و در [[کسل بلک]] آشوب می کنند، که نشانه ای از وجود شرارتی در [[آنسوی دیوار]] است، جان فرمانده نگهبانان، [[جور مورمونت]] را از کشته شدن به دست [[اوتور|یکی از وایت ها]] نجات می دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ند به همان نتیجه ای رسید که جان ارن قبل از او رسیده بود: که فرزندان ملکه سرسی نه از نطفه رابرت، بلکه حرام زاده هایی هستند که از زنای با محارم دوقلو های لنیستر شکل گرفته اند، و متوجه می شود که این رازی بود که جان ارن به خاطرش به قتل رسید. ند با این حقیقت نزد سرسی می رود و به او هشدار می دهد که از شهر فرار کند، سپس لرد بیلیش را برای به خدمت گرفتن ردا طلایی ها مامور می کند. پس از مرگ رابرت در ثانحه ای در طی شکار، ند با سرسی روبرو می شود و پافشاری می کند که اکنون [[استنیس براتیون]] پادشاه برحق است. بیلیش به ند خیانت می کند، مردانش به دست ردا طلایی های [[جانوس اسلینت]] قتل عام می شوند و ند را درون یکی از [[سلول های سیاه]] می اندازند. سانسا در [[قله سرخ]] گروگان گرفته می شود، اما به لطف [[سیریو فورل]] شمشیرزنی که ند برای آموزش آریا استخدام کرده بود، آریا موفق به گریز می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راب استارک]] پس از شنیدن این اخبار پرجمداران وینترفل را فرا می خواند و به جنوب لشکر می کشد. کتلین ازدواج هایی برای اتحاد با [[خاندان فری]] و کسب اجازه عبور از [[ترایدنت]] تدارک می بیند. راب نیروهای لنیستر مسلط بر [[سرزمین های رودخانه]] را [[جنگ پنج پادشاه|درهم شکسته]] و [[جیمی لنیستر|شاهکش]] را اسیر می کند. ند در ابتدا از نامیدن جافری به عنوان پادشاه حقیقی سر باز می زند اما در نهایت برای تضمین امنیت سانسا قبول می کند. هرچند وقتی که در مقابل مردم حمایتش را اعلام می کند، بچه پادشاه دمدمی مزاج به جای اینکه اجازه دهد ادارد به نگهبانان شب بپیوندد دستور اعدامش را می دهد. لردهای حاضر در شورای جنگ راب در [[ریورران]] او را [[پادشاه شمال]] و ترایدنت می نامند و از قلمروی [[تخت آهنین]] اعلام استقلال می کنند. در همین حال بنجن در [[آنسوی دیوار]] گم شده است، و جان پس از مدت کوتاهی که در اندیشه فرار از نگهبانی و ملحق شدن به برادر ناتنی اش بود، به عنوان بخشی از [[گشت بزرگ]] برای مشخص کردن تقدیرش و هم چنین تهدیدهای [[آدرها]] و [[وحشی ها]] به شمال دیوار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ned_and_Ice.jpg&amp;diff=15622</id>
		<title>پرونده:Ned and Ice.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ned_and_Ice.jpg&amp;diff=15622"/>
		<updated>2017-09-07T12:21:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: رده:تصاویر ادارد استارک رده:تصاویر شخصیت هارده:تصاویر آیس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر ادارد استارک]] [[رده:تصاویر شخصیت ها]][[رده:تصاویر آیس]]&lt;br /&gt;
== اجازه‌نامه ==&lt;br /&gt;
{{artist permission}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15621</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15621"/>
		<updated>2017-09-07T12:07:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* تاریخچه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}} تنها استثنا ها [[برندون استارک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پی پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پادشاهان شمال ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیبشان را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شما نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد به [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاها تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار در [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که تو سط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] پ ، یکی تز پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها چندین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سلسله تارگرین ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورش رابرت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برندون را به مبارزه برای ازدواج با کتلین طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گرد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، راجب ربوده شدن خواهرش توسط شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شوش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان بخشد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از [[محافظان پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نانعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15620</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15620"/>
		<updated>2017-09-07T12:04:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* فرهنگ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صفات ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}} تنها استثنا ها [[برندون استارک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسوم ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پی پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پادشاهان شمال'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیبشان را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شما نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد به [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاها تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار در [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که تو سط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] پ ، یکی تز پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها چندین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلسله تارگرین'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شورش رابرت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برندون را به مبارزه برای ازدواج با کتلین طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گرد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، راجب ربوده شدن خواهرش توسط شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شوش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان بخشد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از [[محافظان پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نانعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15619</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15619"/>
		<updated>2017-09-06T20:39:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: قسمت توضیحات اصلی کاملا به روز و مطابق ویکی انگلیسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]] خاندان استارک{{سخ}}House Stark&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان)}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' یکی از [[خاندان های بزرگ]] [[وستروس]] و مهمترین خاندان [[شمال]] است. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] آن‌ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] و لرد وینترفل حکمرانی می کنند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] ، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشان خاندان [[دایرولف]]ی خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; از معدود شعارهایی است که هشدار اند و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}}چندین تن از [[شخصیت های راوی]] [[نغمه ای از یخ و آتش]] از اعضای خاندان استارک هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال دارند. [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] مکان های احتمالی این خویشاوندان هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی از استارک های کوچک تر به عنوان دست نشانده در قلعه های کوچکی به لردهای وینترفل خدمت می کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/Land_Ownership_and_Marriage_in_Westeros بنا بر گفته مارتین]:&lt;br /&gt;
مالکیت زمین و ازدواج در وستروس، 19 دسامبر 1999 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرهنگ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفات'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ظاهری با چهره ای کشیده، اندامی لاغر، موی قهوه ای تیره و چشمانی خاکستری دارند.{{رف|بتت|13}}{{رف|بتت|15}}{{رف|بتت|40}}{{رف|ربا|12}}{{رف|ربا|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نسل کنونی استارک ها، چند تن از اغصای خانواده (مثل [[آریا استارک|آریا]] و [[برن استارک]]، و [[جان اسنو]]) قابلیت [[وارگ]] کردن و وارد شدن به ذهن [[دایرولف]] هایشان را دارند، که به آنها ویژگی تجربه احساسات دایرولف هایشان{{رف|یش|79}} را می دهد. و دیدن از طریق چشمانشان که بیشتر در حین خوابشان رخ می دهد،{{رف|نش|53}}{{رف|ربا|45}} البته می توانند در بیداری و به اختیار نیز این کار را انجام دهند، وقتی که ازموده تر شده باشند.{{رف|یش|40}}{{رف|ربا|45}} تنها استثنا ها [[برندون استارک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''رسوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک اعضای فوت شده خانواده را طبق سنتشان در [[سرداب وینترفل|سرداب زیر وینترفل]] دفن می کنند.{{رف|نش|69}}{{رف|بتت|50}} برای [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] و [[لرد وینترفل|لردهای وینترفل]] تندیس هایی مشابه ظاهرشان، به شکل نشسته در کنار مقبره شان تراشیده می شود، در حالی که برای اعضای معمولی چنین نیست.{{رف|بتت|66}} تنها استثنا ها [[برندون استارک|برندون]] و [[لیانا استارک]] هستند که به دستور برادرشان، لرد [[ادارد استارک]] تندیس هایی دریافت کرده اند.{{رف|بتت|66}} تندیس های پادشاهان و لرد ها گرگ های سنگی ای پی پاهایشان،{{رف|یش|35}}{{رف|بتت|50}} و شمشیرهایی بر روی ران هایشان دارند،{{رف|بتت|50}} که گفته می شود ارواح مردگان را محفوظ در مقبره شان در آرامش نگاه می دارند.{{رف|ربا|41}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک مرسوما از [[خدایان قدیم]] پیروی می کنند.{{رف|بتت|53}}{{رف|بتت|57}}{{رف|بتت|70}}{{رف|نش|43}} در پی ازدواج [[ادارد استارک]] با [[کتلین تالی]] که پیرو [[مذهب هفت]] بود، به افتخار مذهب هفت سپت کوچکی در [[وینترفل]] ساخته شد.{{رف|بتت|2}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها همواره از دوستان [[نگهبانان شب]] بوده اند.{{رف|بتت|66}} چهار تن از جوان ترین مردانی که به عنوان [[فرمانده نگهبانان شب]] رسیده اند، از جمله [[اوسریک استارک]]، از برادران، پسران و یا [[حرامزاده ها]]ی [[پادشاهان شمال]] بوده اند.{{رف|ضبک|5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پادشاهان شمال'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها خاندانی باستانی از راسته [[نخستین انسان ها]] هستند.{{رف|بتت|1}} خاندان استارک توسط [[برندون معمار]] تاسیس شد. شخصیتی افسانه ای که در [[عصر قهرمانان]] می زیست. گفته می شود برندون معمار جایگاه خاندان استارک، [[وینترفل]] را بنا نهاده است، همینطور [[دیوار]] را.{{رف|بتت|24}} استارک ها پس از عصر قهرمانان برای هشت هزار سال{{رف|نش|21}} [[پادشاهان زمستان]] بوده اند، احتمالا برندون معمار اولین آنها بوده است. [[شاه شب]] ، سیزدهمین [[فرمانده نگهبانان شب|فرمانده کل]] منتخب نگهبانان شب یک استارک اظهار شده است.{{رف|یش|56}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک های قدیم رفته رفته شاهان رقیبشان را شکست دادند، مثل [[پادشاهان پشته]] در جنوبشان و [[پادشاهان سرخ]] در شرقشان.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} برای چندین هزاره، استارک ها پادشاهان بی رقیب شما نبودند. هرچند رقیبان اصلی آنها، پادشاهان سرخ [[خاندان بولتون]] از [[درد فورت]] ، حدود هزار سال پیش سوگند وفاداری خوردند و و سنت پوست کندن شان را کنار گزاشتند. در همین حال، پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون راند و در دهانه اش [[کنام گرگ]] را بنا نهاد. این قلعه اغلب به پسران و نوه های پادشاه شمال اعطا می شد؛ یکی از همین زیر شاخه ها، [[خاندان گری استارک|گری استارک ها]] پس از متحد شدن با بولتون ها بر علیه استارک ها منقرض شدند.{{رف|ربا|29}} پسر پادشاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]] ، [[پادشاه مرداب]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد، بدین وسیله [[نک]] را با حاکمیت [[خاندان رید]] به قلمروی وینترفل افزود.{{رف|بتت|66}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که [[اندال ها]] تلاش کردند شمال را فتح کنند، پادشاه [[تیان استارک]] با خاندان بولتون هم پیمان شد و [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد، سپس ناوگانی تجهیز کرد و به [[اندالوس]] بادبان کشید و در آنجا با سوزاندن روستاها و کشتن صدها تن انتقام گرفت. وی بعدها [[سه خواهران]] را فتح کرد و به نبرد به [[آهن زاده]] ها پرداخت، آنها را از [[دماغه کراکن]] و [[جزیره خرس]] بیرون راند و [[راووس هوار]] را کشت. بعدها هردوی این ها مکان دوباره و این بار توسط [[لورون گریجوی]] اشغال شد، و پادشاه [[رودریک استارک]] پس از مرگ لورون [[جزیره خرس]] را بازپس گرفت. گفته می شود وی جزیره را در یک مسابقه کشتی پیروز شد، هرچند بعضی محققان به حقیقت این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}}{{رف|بتت|66}} پسرها و نوه های رودریک نیز دماغه کراکن را پس گرفتند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} پادشاها تیان شورشی در [[ریلز]] را نیز سرکوب کرد و در برابر [[وحشی ها]] به نگهبانان شب یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان استارک قصد فتح سه خواهران را کردند، که باعث آغاز مناقشه ای بین استارک ها و [[خاندان ارن|ارن]] های [[دره]] شد، شروع این مناقشه از آنجا بود که [[مردان خواهر]] که در [[تجاوز به سه خواهران]] از استارک ها شکست خورده بودند، از [[ماتوس ارن دوم]] [[پادشاه کوهستان و دره]] درخواست کمک کردند. این مناقشه که به [[جنگ آنسوی آب]] معروف است هزار سال طول کشید، که در این زمان استارک ها سه بار در [[فینگرز]] قدم گزاشتند.{{رف|دیا|دره}}{{رف|ربا|9}} در طول حکومت صد ساله پادشاه [[ادریک استارک]] ، [[کنام گرگ]] که تو سط [[خاندان ارن]] به اتش کشیده شده بود به دست دزدان دریایی [[استپ استونز]] اشغال شد. نتیجه ی ادریک، &lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون چشم یخی]] کنام گرگ را بازپس گرفت.{{رف|ربا|29}} پس از هزار سال جنگ، ارن ها پیروز شده و از آن پس بر سه خواهران حکومت می کنند.{{رف|دیا|دره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چندین قرن پیش از [[فتح اگان]] و در دوران حکومت [[پرسیون گاردنر سوم]] [[پادشاه ریچ]] ، [[خاندان مندرلی]] توسط لرد [[لوریمار پیک]] از [[مندر]] تبعید شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای اطلاعات بیشتر مقاله [[خاندان مندرلی]] را مطالعه کنید&amp;lt;/ref&amp;gt;{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}} استارک ها ورود مندرلی ها به شمال را پذیرا شدند، سوگند وفاداری آنهارا پذیرفتند و کنام گرگ و زمین های اطرافش را به آنها بخشیدند که به بنا شدن [[وایت هاربر]] انجامید.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}{{رف|ربا|19}}&amp;lt;ref&amp;gt;د[[نیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود سال 700 ق.ف، [[کارلون استارک]] پ ، یکی تز پسران کوچک تر وینترفل در سرکوب لردی شورشی کمک کرد. به عنوان پاداش، زمین هایی دریافت کرد که در آن دژی بنا نهاد و نامش را کارلز هولد. با گزشت زمان، نام دژ به [[کارهولد]] تغییر کرد و نوادگان کارل به [[خاندان کار استارک]] مشهور شدند.{{رف|یش|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه [[برندون استارک (کشتی ساز)|برندون کشتی ساز]] قصد بادبان کشیدن به آنسوی [[دریای غروب]] کرد، اما هرگز باز نگشت. پسرش که همانند پدرش [[برندون استارک (سوزاننده)|برندون]] نام داشت، در عذای پدرش ناوگان شمالی را به آتش کشید.{{رف|بتت|7}} شمال از آن پس ناوگانی نداشته است.{{رف|نش|16}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک ها چندین در دفع چندی از تهاجم های بزرگ [[وحشی ها]] نقش داشته اند، مانند زمانی در سه هزار سال پیش که به همراه پرچم دارشان [[خاندان آمبر|آمبر]] ها، برادران، [[گندل]] و [[گورن]] که [[پادشاه آنسوی دیوار|پادشاهان آنسوی دیوار]] بودند را شکست دادند.{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} گفته می شود که [[بائل]] آوازخوان از دختر دوشیزه [[برندون استارک (بی دختر)|برندون بی دختر]] صاحب پسری شده است. بعدها بائل به دست پسر خودش کشته شد، ناآگاه از این حقیقت که بائل پدرش است.{{رف|نش|51}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سلسله تارگرین'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین پادشاه شمال [[تورهن استارک]] بود که در طی [[جنگ فتح]] تسلیم [[اگان تارگرین اول]]شد و به ''شاهی که زانو زد'' معروف شد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظان شمال]] به نیابت از [[ارباب هفت پادشاهی|اربابان هفت پادشاهی]] در شمال حکومت می کنند.{{رف|بتت|ضمیمه}} ملکه [[رینیس تارگرین]] در عملی برای پیوند قلمرو تازه تشکیل شده ترتیب ازدواج دختر تورهن با [[لرد ایری]] ، [[رانل ارن]] را داد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}}{{رف|دیا|دره: خاندان ارن}} در [[سیتادل]] نامه هایی وجود دارد که اظهار می کنند تورهن پس از اعتراض فراوان این پیوند را پذیرفت، و اینکه پسرانش از شرکت در مراسم ازدواج سر باز زدند.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسران تورهن با حکومت [[خاندان تارگرین]] موافق نبودند. بعضی از شوریدن و برافراشتن پرچم استارک حرف می زدند،{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} اما اینکه شورشی رخ داد یا نه نامعلوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[جیهریس تارگرین اول]] ، لرد استارک&amp;lt;ref&amp;gt;در چاپ های اولیه [[دنیای یخ و آتش]]اظهار شده که لرد [[الارد استارک]] به اجبار هدیه جدید را بخشیده است، هرچند در چاپ های بعدی این عبارت با جمله ''استارک ها خوشحال بودند'' جایگزین شد، و مشخص نیست که منظور کدام یک از استارک هاست&amp;lt;/ref&amp;gt; زمینی را به [[نگهبانان شب]] بخشید که به [[هدیه جدید]] مشهور شد. هرچند در دوران کنونی گفته می شود که لرد استارک با خوشحالی این کار را انجام داد، اما در حقیقت پادشاه جیهریس و ملکه [[آلیسان تارگرین|آلیسان]] او را مجبور کرده بودند. برادر لرد استارک نامه هایی به [[سیتادل]] فرستاد و درخواست نمونه هایی مخالف بخشش اجباری ملک کرد. همچنین در آن زمان گفته می شد که استارک ها از جدایی اجباری زمین هایشان ناراحت بودند، و [[استاد یاندل]] بر این باور است که این اتفاق ممکن است دلیل حمایت لرد [[الارد استارک]] از ادعای [[لینور ولاریون]] در برابر ادعای شاهزاده [[ویسریس تارگرین اول|ویسریس تارگرین]] در [[شورای بزرگ سال 101 پس از فتح]] باشد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 129 پس از فتح|129 ب.ف]] و در شروع [[رقص اژدهایان]] شاهزاده [[جاکریس ولاریون]] حمایت لرد [[کرگان استارک]] را برای مادرش [[رینیرا تارگرین]] به دست اورد که به [[معاهده یخ و آتش]] مشهور شد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} هرچند که شمال دورافتاده تر از آن بود که نفوذ چندانی در جنگ داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[شاهدخت و ملکه]]&amp;lt;/ref&amp;gt; کرگان در ارسال نیروهایش تعلل کرد، به این دلیل که میخواست قبل از شروع زمستان تمام مردان ممکن برای دروی محصول را در اختیار داشته باشد.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان دوم}} پس از شروع زمستان کرگان ارتش بزرگی از مردان بی فرزند، بی خانمان، مجرد، پیر و پسران جوان تر را به [[بارانداز پادشاه]] هدایت کرد. هرچند او پس از مسموم شدن [[اگان تارگرین دوم]] به آنجا رسید، و با اینکه میخواست لردهایی که از اگان دوم پشتیبانی کرده بودند را تنبیه کند، لرد [[کورلیس ولاریون]] از پیش زاغ هایی با پیشنها صلح راهی کرده بود. در حین انتظار برای جواب ها، کرگان قدرت را در دربار به دست گرفت و تمام کسانی که در مرگ اگان دوم دخیل بودند را دستگیر کرد. پادشاه جوان، [[اگان تارگرین سوم]] ترغیب شده بود که کرگان را [[دست پادشاه]] بنامد، با اینکه کرگان تنها یک روز، که به [[ساعت گرگ]] مشهور شد، در آن مقام خدمت کرد بیست و یک تن از بیست و دو زندانی اش را محاکمه کرد. تنها کسی که از محاکمه عفو شد لرد کورلیس بود؛ پادشاه اگان سوم کورلیس را بخشید و عناوینش را به او باز گرداند، و وقتی که [[آلیسان بلک وود]] پیشنهاد کرد که با کرگان ازدواج کند با بخشش موافقت کرد. کرگان روز بعد به شمال بازگشت.{{رف|دیا|پادشاهان تارگرین: اگان سوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارث کرگان، [[ریکان استارک (پسر کرگان)|ریکان]] در طی حکومت [[دیرون تارگرین اول]] در [[فتح دورن]] جنگید. و در یکی از نبردهای پایانی در بیرون [[سان اسپیر]] مرد.{{رف|دیا|شمال: لردهای وینترفل}} پسر کوچک تر کرگان، لرد [[بارتوگان استارک]] در دوران حکومت پادشاه [[دیرون تارگرین دوم]] در شورش [[اسکاگوس|اسکاگوسی]] ها مرد.{{رف|دیا|شمال: سنگ زاده های اسکاگوس}} در ابتدای حکومت [[ایریس تارگرین اول|ایریس اول]] ، نوه ی کرگان، لرد [[برون استارک]] نیروهایی برای نبرد با لرد [[دیگون گریجوی]] جمع آوری کرد.{{رف|شم}} وی در نبرد به شدت مرگباری زخمی شد، و در حالی که زخم هایش به آرامی او را از پا در می آوردند، همسرش و تعدادی از بیوه های استارک های دیگر بر سر وراثت در کشمکش بودند، زیرا که وارث های احتمالی زیادی وجود داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1408/ بوسکون: قسمت یک]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1409/ بوسکون: قسمت دو]:به گفته مارتین. 17 فبریه 2006&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 226 پس از فتح|226 ب.ف]] [[پادشاه آنسوی دیوار]] [[ریمون|ریمون ریش سرخ]] تهاجم [[وحشی ها]] را رهبری کرد. در سواحل [[لانگ لیک]] لرد [[ویلیام استارک]] از وینترفل و لرد [[هارموند آمبر]] از [[لست هارث]] با نیروی وحشی ها روبرو شدند. لرد ویلیام استارک به دست ریمون کشته شد. برادر کوچک ترش، [[آرتوس استارک]] با کشتن ریمون انتقامش را گرفت.{{رف|ربا|7}}{{رف|دیا|دیوار و آنسویش: وحشی ها}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شورش رابرت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] به اصرار استادش، [[والیس فلاورز|والیس]] به منظور افزایش متحدان [[جنوب ور]]ش برآمد.{{رف|ربا|37}} او پسر دومش [[ادارد استارک|ادارد]] را در هشت سالگی به [[ایری]] فرستاد تا نزد لرد [[جان ارن]] پرورش یابد. در آنجا ادارد با [[رابرت براتیون]] که تحت قیومیت لرد ارن بود دوست شد.{{رف|بتت|2}}{{رف|بتت|6}} ریکارد وارثش [[برندون استارک|برندون]] را با [[کتلین تالی]] دختر لرد [[هاستر تالی]] از [[ریورران]] و تنها دخترش [[لیانا استارک|لیانا]] را با لرد [[استورمز اند]] رابرت نامزد کرد.{{رف|بتت|4}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: سال بهار دروغین}} چهار فرزند ریکارد در [[تورنمنت هارن هال]] در سال [[سال 281 پس از فتح|281 ب.ف]] حضور داشتند، و در آنجا [[هاولند رید]] را ملاقات کردند. پس از پیروزی در رقابت سواری با نیزه، شاهزاده [[ریگار تارگرین]] از کنار کنار همسرش، شاهدخت [[الیا مارتل]] گذشت و لیانا را به عنوان [[ملکه عشق و زیبایی]] اش تاج گزاری کرد.{{رف|بتت|58}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال [[سال 282 پس از فتح|282 ب.ف]] برندون در ریورران بود که تاریخ ازدواجش با کتلین تالی اعلام شد. [[پیتر بیلیش]] که تحت قیومیت لرد هاستر بوده و برای سالها عاشق کتلین بوده است، برندون را به مبارزه برای ازدواج با کتلین طلبید. برندون پیروز شد.{{رف|بتت|40}}{{رف|بتت|18}}{{رف|بتت|29}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیای از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از مبارزه برندون ریورران را ترک کرد و به عروس آینده اش قول داد که به زودی باز می گرد.{{رف|بتت|40}} هرچند برندون در راه بازگشتش به ریورران، راجب ربوده شدن خواهرش توسط شاهزاده ریگار مطلع شد، و به سمت بارانداز پادشاه راند، که در آنجا به دستور ایریس دوم به جرم تهدید کردن شاهزاده سلطنتی دستگیر شد. ریکارد که به همراه مهمان های عروسی در راه ریورران بود، به پایتخت فراخوانده شد تا برای جرم برندون جوابگو باشد. برندون و ریکارد به دستور ایریس دوم اعدام شدند؛ ریکارد زنده سوزانده شد، در حالی که برندون در تلاش برای نجات پدرش خود را خفه کرد.{{رف|بتت|53}}{{رف|نش|5}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[دنیایی از یخ و آتش]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از اعدام ها، ایریس سرهای ادارد استارک و رابرت براتیون را از قیم سابقشان جان ارن طلب کرد. هرچند لرد ایری آن را رد کرده و پرچم هایش را به نشانه شوش برافراشت.{{رف|بتت|2}}{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}} این اقدام به عنوان آغاز [[شورش رابرت]] دیده می شود.{{رف|دیا|سقوط اژدهایان: شورش رابرت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی جنگ، ادارد به شمال سفر کرد تا پرچمدارانش را فرا بخواند.{{رف|ربا|9}} او به جنوب لشکر کشید و پیروزی بزرگی در [[نبرد ناقوس ها]] به دست آورد و دوستش رابرت را نجات داد.{{رف|نش|29}} سپس به ریورران رفته و در آنجا با ازدواج با کتلین تالی به عنوان بخشی از اتحاد با [[خاندان تالی]] برای اوردن آنها به زیر پرچم شورشی ها نامزدی برادرش را خود تکمیل کرد.{{رف|بتت|6}}{{رف|یش|2}} به عنوان یکی از فرماندهان اصلی جنگ، ند پس از [[نبرد ترایدنت]] فرماندهی ارتش شورشی را به عهده گرفت و باقی مانده ارتش ریگار را تا [[بارانداز پادشاه]] دنبال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند پس از [[غارت بارانداز پادشاه]] به دست لرد [[تایوین لنیستر]] به شهر رسید و ایریس را مرده و [[جیمی لنیستر]] را نشسته بر [[تخت آهنین]] یافت.{{رف|بتت|12}} پس از اینکه رابرت حمایت [[خاندان لنیستر]] را پذیرفت و از قتل [[الیا مارتل|همسر]] ، [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر کوچکش]] و [[اگان تارگرین (پسر ریگار)|پسر نوزادش]] چشم پوشی کرد ند با او مشاجره ای داشت. روز بعد ادارد به جنوب تاخت تا [[محاصره استورمز اند]] را پایان بخشد.{{رف|بتت|12}} پس از آن، ند و شش همراهش برای پس گرفتن لیانا به سمت قلعه ای که ریگار [[برج شادی]] نامیده بود رفتند.{{رف|بتت|39}} آنها با سه تن از [[محافظان پادشاه]] مستقر شده [[مبارزه در برج شادی|درگیر]] شدند که همه به جز ند و هاولند رید کشته شدند.{{رف|بتت|39}} ادارد لیانا را در تختی در حال مرگ یافت، در حالی که به گلبرگ های رز پژمرده و سیاهی که در دستانش بود چنگ می زد.{{رف|بتت|4}} لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی دهد، که محتویات آن نانعلوم است، ولی از آن پس ادارد را آزار می دهد.{{رف|بتت|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادارد به همراه پسر حرامزاده اش، جان اسنو، بازگشت.{{رف|بتت|6}} که گفته می شود مادرش [[وایلا]] نام دارد.{{رف|بتت|12}} در حالی که کتلین پس از رسیدن از ریورران پسر حلال زاده اش، [[راب استارک|راب]] را به او پیشکش کرد. ند جسد لیانا را در [[سرداب وینترفل]] و در کنار پدر و برادرش به خاک سپرد.{{رف|بتت|4}} برادر کوچک تر ادارد، [[بنجن استارک|بنجن]] چند ماه پس از بازگشت ند از جنگ به [[نگهبانان شب]] ملحق شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/ConQuest_Kansas_City_MO_May_27_294 به گفته مارتین]&amp;lt;/ref&amp;gt; او که [[گشتی]] ای قابل بود در نهایت به مقام [[گشتی ارشد]] رسید.{{رف|بتت|19}} ادارد در سال [[سال 289 پس از فتح|289 ب.ف]] در [[شورش گریجوی]] جنگید و [[تیان گریجوی|تیان]] ، پسر لرد [[بیلون گریجوی]] را با خود به وینترفل برد تا به عنوان گروگان وفاداری [[لرد جزایر آهن]] را تضمین کند.{{رف|بتت|4}} از آن پس ادارد به نام رابرت بر [[شمال]] حکومت کرده است و فاصله اش را از جماعت فتنه گر بارانداز پادشاه حفظ می کند.{{رف|بتت|8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84&amp;diff=15618</id>
		<title>پادشاهان شمال</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84&amp;diff=15618"/>
		<updated>2017-09-06T09:37:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[پادشاه شمال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=15617</id>
		<title>پادشاهان زمستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=15617"/>
		<updated>2017-09-06T09:34:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[پادشاه شمال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15616</id>
		<title>خاندان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15616"/>
		<updated>2017-09-06T07:25:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در حال ترجمه|[[کاربر:Ser Duncan The Tall|Ser Duncan The Tall]] ([[بحث کاربر:Ser Duncan The Tall|بحث]])}}&lt;br /&gt;
{{خاندان &lt;br /&gt;
| نام_خاندان 	=[[پرونده:House Stark.PNG|چپ|50px]] خاندان استارک House Stark [[پرونده:House Stark.PNG|راست|50px]]&lt;br /&gt;
| تصویر         = [[پرونده:House Stark.PNG|200px]]&lt;br /&gt;
| توضیح_نصویر = &lt;br /&gt;
| نشان 	= [[دایرولف]] خاکستری بر روی زمینه سفید یخی&lt;br /&gt;
| شعار		= ''Winter is coming''{{سخ}}زمستان در راه است&lt;br /&gt;
| جایگاه		= [[وینترفل]] (سابقا)&lt;br /&gt;
| لرد_فعلی 	= [[برن استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| منطقه 	= [[شمال]]&lt;br /&gt;
| عنوان		= [[پادشاه شمال]] (سابقا){{سخ}}[[پادشاه ترایدنت]](سابقا){{سخ}}[[لرد وینترفل]] (سابقا){{سخ}}[[محافظ شمال]](سابقا)&lt;br /&gt;
| وارث		= [[ریکان استارک]] (مفقود)&lt;br /&gt;
| لرد_بالا_دست 	= [[خاندان براتیون از بارانداز پادشاه]](بازی تاج و تخت){{سخ}}{{اسپویلر|[[خاندان بولتون]](رقصی با اژدهایان}}&lt;br /&gt;
| سلاح_اجدادی  =    [[آیس]] (نابود شده)&lt;br /&gt;
| شاخه_ها 	= [[خاندان گری استارک]]{{سخ}}[[خاندان کار استارک]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_شکل_گیری 	= [[عصر قهرمانان]]&lt;br /&gt;
| بنیانگذار 	=[[برندون معمار]]&lt;br /&gt;
| تاریخ_انقراض 	=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''خاندان استارک''' (House Stark) یکی از بزرگترین خاندان‌های [[وستروس]] (Westeros) و مهمترین خاندان [[شمال]] (North) است؛ و بسیاری از خاندان‌های کوچک تر به این خاندان سوگند وفاداری خورده‌اند. در روزگار قدیم آن‌ها به عنوان [[شاه شمال|شاهان زمستان]] (Kings of Winter) حکمرانی می کردند؛ اما از زمان [[جنگ فتح|فتوحات تارگرین‌ها]] (Targaryen Conquest) آن‌ها [[محافظ شمال|محافظین شمال]] (Wardens of the North) شده‌اند. جایگاه آن‌ها، [[وینترفل]] (Winterfell)، دژی کهن است که به استحکامش مشهور است. نشان خاندان [[دایرولف]]ی (Direwolf) خاکستری در زمینه‌ی سفید است، و شعار خاندان &amp;quot;زمستان در راه است&amp;quot; (Winter is coming) از معدود شعارهایی است که هشدار است و نه خودستایی.{{رف|بتت|1}} اعضای خاندان غالباً اندامی لاغر و صورتی کشیده دارند، با موهای قهوه‌ای تیره و چشمان خاکستری. تعداد زیادی از شخصیت‌های اصلی و راوی داستان از این خاندان هستند. به جز [[خاندان کاراستارک|کاراستارک‌های]] [[کارهولد]]، استارک‌ها اقوام دوری در نقاط مختلف شمال، بخصوص در [[وایت هاربر]] و [[بارو تاون]] دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.westeros.org/Citadel/SSM/Entry/1239/ چنین گفت مارتین]: خاندان استارک، 10 ژوئن 2003&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استارک‌ها خاندان باستانی هستند و ریشه‌یشان به [[برندون معمار]] می‌رسد، قهرمانی اساطیری از [[عصر قهرمانان]] که وینترفل و [[دیوار]] را هزاران سال پیش بنا کرد. ریشه‌ی استارک‌ها به [[نخستین انسان ها]] بازمی‌گردد{{رف|بتت|1}} و هنوز بسیاری از رسومات آن‌ها را اجرا می‌کنند و [[خدایان قدیم]] جنگل را می‌پرستند. استارک‌ها چندین هزار سال، احتمالاً از دوران برندون معمار، [[پادشاه شمال|پادشاهان زمستان]] بوده‌اند. از آن جا که برندون دیوار را تأسیس کرد، استارک‌ها همواره دوست [[نگهبانان شب]] بوده‌اند و هزاران سال دیوار را اداره کرده‌اند. گفته می‌شود [[پادشاه شب]]، سیزدهمین [[لرد فرمانده نگهبانان شب]] در کنار اصالت‌های احتمالی بسیاری که در موردش حدس زده می‌شود، یک استارک بوده است. استارک‌ها همچنین کمک کردند تا جلوی چندین یورش مهم [[وحشی ها]] گرفته شود، از جمله زمانی که آن‌ها و پرچمدارشان، [[خاندان آمبر|آمبر‌ها]] (Umber)، [[پادشاه آن سوی دیوار]] را شکست دادند. آن‌ها بر دو برادر به نام‌های [[گندل]] و [[گورن]] چیره شدند و همین طور [[بائل|بائل آوازه خوان]]، شخصیتی بیشتر افسانه‌ای تا تاریخی را که طبق افسانه‌های شمال دیوار هم پدر یک استارک شده و هم با همان استارک جنگیده و کشته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای چندین هزار سال استارک‌ها پادشاه بلا منازع شمال نبوده‌اند، اما رقیب اصلیشان، [[خاندان بولتون|بولتون‌های]] [[دردفورت]] حدود یک هزار سال پیش به آن‌ها سوگند وفاداری خوردند و به روش پوست کندنشان خاتمه دادند. در همین زمان پادشاه [[جان استارک]] دزدان دریایی را از [[وایت نایف]] بیرون کرد و [[کنام گرگ]] (Wolf's Den) را در دهانه‌ی این رود ساخته شد. این دژ و شهری که اطراف آن ساخته شد، [[وایت هاربر]]، برای سالیان طولانی خانه‌ی پسران و نوه‌های پادشاهان شمال و دیگر پرچمداران استارک‌ها بود تا آن که نهایتاً به [[خاندان مندرلی|مندرلی ها]]، خاندانی تبعیدی از [[ریچ]] داده شد. پسر شاه جان، [[ریکارد استارک (پادشاه)|ریکارد]]، [[پادشاه باتلاق]] را شکست داد و با دخترش ازدواج کرد و [[نک]] را که [[خاندان رید]] بر آن حکومت می‌کردند، به زیر فرمان [[وینترفل]] درآورد. [[خاندان کاراستارک]] زمانی تأسیس شد که [[کارلان استارک]]، برادر شاه وقت یک لرد شورشی را سرکوب کرد و در همان منطقه دژ [[کارهولد]] را ساخت. در نهایت [[جزیره خرس]] نیز زمانی به مورمونت‌ها رسید که شاه [[رودریک استارک]] آن را در یک مبارزه‌ی کشتی از یک [[آهن زاده]] برد. نزاع استارک‌ها با [[خاندان ارن|ارن‌های]] [[دره]] بر سر [[سه خواهران]] به واگذاری این جزایر منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوای کاراستارک‌ها، خاندان استارک در سایر نقاط شمال، از جمله [[بارو تاون]] و [[وایت هاربر]] نیز خویشاوندانی احتمالی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شاه شمال [[تورهن استارک]] (Torhen Stark) بود، که در پایان [[جنگ فتح]] (War of Conquest) در برابر [[اگان فاتح]] (Aegon the Conquerer) زانو زد. از آن زمان استارک ها به عنوان [[محافظ شمال|محافظین شمال]] به [[هفت پادشاهی]] (Seven Kingdoms) خدمت می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدود سال 213AL خاندان استارک با مشکل در وراثت رو به رو شد. چندین لرد وینترفل در جنگ هایی علیه شورشی های [[اسکاگوس]]ی (Skagosi)، [[ریمون رد بیرد]] (Raymon Redbeard) شاه وحشی‌ها و خطرات دیگر کشته شدند، از این رو [[برون استارک]] (Beron Stark) لرد وینترفل شد. بعد از زخمی مهلک که او در مبارزه علیه [[دیگان گریجوی]] (Dagon Greyjoy) و [[آهن زاده|آهن زادگانش]] برداشت، همسر او و چهار زن تازه بیوه شده‌ی دیگر خاندان بر سر آن که فرزندشان به حکومت برسد به نزاع پرداختند. از میان ده فرزند استارک موجود در آن زمان، چندین وارث احتمالی وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیشینه‌ی اخیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[ریکارد استارک]] (Rickard Stark) و استادش، والیس فلوورز (Walys Flowers) به منظور افزایش متحدانشان در جنوب وارث لرد ریکارد، [[برندون استارک]] (Brandon Stark) را با [[کتلین تالی]] (Catelyn Tully) از [[ریورران]] (Riverrun) نامزد کردند. [[پتایر بیلیش]] (Petyr Baelish) ملقب به &amp;quot;لیتل فینگر&amp;quot; (Littlefinger) پسری تحت قیومیت [[هاستر تالی|پدر کتلین]] عاشق کتلین بود و به خاطر او برندون را به دوئل دعوت کرد. برندون مبارزه را برد اما برای رضایت کتلین از کشتن او صرف نظر کرد. در همین زمان، [[لیانا استارک]] (Lyanna Stark) نامز لرد [[رابرت براتیون]] (Robert Baratheon) شد، که از دور شیفته‌ی او بود. با این وجود لیانا چندان عشق پر حرارتی به رابرت نداشت و از شیوه‌ی زندگی عیاشانه‌‌ی او آگاه بود. پرنس [[ریگار تارگرین]] (Rhaegar Targaryen) بعد از پیروزی در تورنومنت [[هارن هال]] (Harrenhall) با بی توجه به همسرش [[الیا مارتل]] (Elia Martell) پرنسس [[دورن]]ی (Dornish)، لیانا را ملکه‌ی عشق و زیبایی نام گذاری کرد. طبیعت دقیق رابطه‌ی ریگار و لیانا کاملاً مشخص نیست ولی کمی بعد او به همراه ریگار ناپدید شد و رابرت و برندون معتقد بودند که لیانا برخلاف میلش ربوده شده است. برندون در راه رفتن به ریورران برای ازدواج با کتلین بود که این خبر را شنید. او و چهار همراهش به [[بارانداز پادشاه]] (King's Landing) رفتند و خواستار بازگشت خواهرشان شدند، اما هم او و هم پدرش لرد ریکارد به دستور شاه دیوانه، [[ایریس تارگرین دوم]] (Aerys II Targaryen) کشته شدند. ایریس سپس از [[جان ارن]] (Jon Arryn) [[لرد ایری]] (Eyrie) خواست که [[ادارد استارک]] (Eddard Stark)، پسر دوم لرد ریکارد و [[رابرت براتیون]] (Robert Barartheon) را که هر دو تحت قیومیتش بودند را سر ببرد. جان ارن امتناع کرد و این امر موجب آغاز [[قیام رابرت|جنگی بزرگ]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طی نبرد، لرد ادارد استارک به خاطر احترام گذاشتن به تعهد نامزدی برادرش برندون با کتلین تالی ازدواج کرد و [[هاستر تالی]] (Hoster Tully) نیز به جرگه‌ی شورشیان پیوست. ادارد از سران اصلی شورشیان بود، ولی زمانی که رابرت کمک خیانت آمیز [[خاندان لنیستر]] (House Lannister) را پذیرفت و به خاطر نفرتش از ریگار از قتل بی رحمانه‌ی [[الیا مارتل|همسر]]، [[اگان تارگرین|پسر]] و [[رینیس تارگرین (دختر ریگار)|دختر]] ریگار چشم پوشی کرد با او به مشکل برخورد. او و شش همراهش برای بازپس گرفتن لیانا به برجی که ریگار آن را [[برج شادی]] (Tower of Joy) می نامید رفت. آن‌ها با سه تا از اعضای [[گارد پادشاه]] (Kingsguard) جنگیدند، و این جنگ منجر به مرگ آن سه و تمام هماهان ادارد به جز [[هاولند رید]] (Howland Reed) شد. ادارد لیانا را در بستری از خون و حلقه‌ای پژمرده از رز آبی در حال مرگ یافت. لیانا ادارد را مجبور کرد که به او قولی بدهد که محتوایش نامعلوم است، اما برای ادامه‌ی زندگی ادارد او را تحت تسخیر خودش قرار داد. او موقع مرگ شانزده ساله بود و در سرداب وینترفل و در کنار برندون و لرد ریکارد دفن شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند و رابرت به هنگام غم مشترکشان آشتی کردند ولی ند از دربار رابرت، شاه جدید به علت ازدواجش با [[سرسی لنیستر]] (Cersei Lannister) و اجازه دادن به [[جیمی لنیستر]] (Jaime Lannister) برای ماندن در مقام گارد پادشاه، آن هم بعد از کشتن اربابش ایریس دوری گزید. ند در موقع برگشتش از جنگ پسر قانونی و وارث تازه به دنیا آمده‌اش [[راب استارک|راب]] (Rob) را دید، اما او به همراه خود نوزادی به نام [[جان اسنو]] (Jon Snow) را داشت که آن را پسر حرام زاده‌ی خود معرفی کرد. شش سال بعد ند به برادر خوانده‌اش، رابرت کمک می کند تا [[قیام گریجوی|قیام]][[ بیلون گریجوی]] (Balom Greyjoy) را در هم بشکند. ند [[تیان گریجوی]] (Theon Greyjoy) پسر بیلون را به عنوان گروگان به وینترفل می برد. پسر جوان‌تر لرد ریکارد، [[بنجن استارک]] (Benjen Stark) به نگهبانان شب می پیوندد و تبدیل به گشتی ارشد می شود. ند بر شمال تحت نام رابرت حکومت می کند و از دربار آلوده به دسیسه‌ی لنیستری فاصله می گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حوادث اخیر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازی تاج و تخت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پادشاه رابرت براتیون از وینترفل دیدن می کند تا به لرد ادارد استارک مقام [[دست پادشاه]] (Hand of the King) را که به تازگی با مرگ پدر خوانده شان لرد جان ارن خالی شده است، پیشنهاد دهد. یک نامه از طرف [[لایسا تالی|لایسا ارن]] (Lysa Arryn)، بیوه ی جان و خواهر [[کتلین]] زن ادارد به آن ها می رسد که در آن ادعا شده [[خاندان لنیستر|لنیستر ها]] پشت مرگ ناگهانی جان ارن بوده اند. با اصرار کتلین، ند با اکراه مقام دست پادشاه و نامزدی دخترش [[سانسا استارک|سانسا]] (Sansa) و پرنس [[جافری براتیون|جافری]] (Joffrey) را می پذیرد. در طی اقامت سلطنتی در وینترفل پسر دوم ند، [[برن]] (Bran) ملکه سرسی لنیستر را در حین رابطه ی جنسی با برادرش سر [[جیمی]] (Jaime) می بیند. جیمی او را از برج می اندازد به امید آن که افتادنش باعث مرگش شود، اما او زنده می ماند هر چند به اغما می رود و فلج می شود. ند به همراه دخترانش سانسا و [[آریا]] (Arya) به بارانداز پادشاه می رود، و کتلین به همراه پسرانشان در وینترفل می ماند. در همین حال پسر حرام زاده ی ند، جان اسنو به همراه عمویش [[بنجن استارک|بنجن]] به نگهبانان شب می پیوندد. کتلین تسلی ناپذیر از غمش برای برن به وظایفش در مقام کارگزار وینترفل بی اعتنایی می کند. اقدامی برای قتل برن صورت می گیرد که [[سامر]] (Saummer) [[دایرولف]] (Direwolf) برن آن را خنثی می کند. این اتفاق کتلین را به واقعیت باز می گرداند. برن در اغما خواب هایی از [[کلاغ سه چشم]] (three-eyed crow) می بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جاده ی شاهی]] (Kingsroad)، آریا از دوستش [[مایکاه]] (Mycah) در برابر تهاجم پرنس جافری براتیون دفاع می کند. دایرولف او [[نایمریا (دایرولف)|نایمریا]] (Nymeria) جافریی را زمین زده و او را مختصرا زخمی می کند. آریا برای جلوگیری از کشته شدن، نایمریا را فراری می دهد. سانسا که شاهد نزاع آریا و جافری بوده در جلوی پادشاه به دروغ ادعا می کند که چیزی ندیده است. به درخواست ملکه پادشاه دستور می دهد که دایرولف سانسا [[لیدی (دایرولف)|لیدی]] (Lady) به جای نایمریای فرار کشته شود. در بازانداز پادشاه ادارد از این که در می یابد تخت سلطنتی به شدت مقروض است (عمدتا به [[تایوین لنیستر]]) و پادشاه قصد دارد [[تورنومنت دست پادشاه|تورنومنتی پر هزینه]] را به افتخار او برگزار کند خشمگین می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتلین به پایتخت می رود تا خبر اقدام به قتل برن را به ادارد برساند در آن جا [[پتایر بیلیش]] دوست کودکی و خواستگار کتلین ادعا می کند که خنجری را که با آن به جنب برن سو قصد شده، مدتی قبل به [[تیریون لنیستر]] (Tyrion Lannister) باخته است. در بازگشت از بارانداز پادشاه، کتلین تیریون را در مهمانخانه ای در [[سرزمین های رودخانه]] (Riverlands) می بیند و دستگیر می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ند در حین بررسی مرگ جان ارن پی می برد که او به دنبال فرزندان حرام زاده ی شاه بوده است. زمانی که رابرت [[شورای کوچک]] (Small Cunsil) را برای ترتیب دادن مرگ [[دنریس تارگرین]] (Daenerys Targaryen) که به همسری [[دروگو|یک کال دوتراکی قدرتمند]] در آمده است تشکیل می دهد، ند حاضر نمی شود از قتل چشم پوشی کند و استعفا می دهد. در خیابان های پایتخت مردان لنیستری به خاطر دستگیری تیریون به او حمله می کنند. پای ند می شکند و بهترین افرادش کشته می شوند، اما ند زنده می ماند و رابرت او را دوباره به مقام دست پادشاه بر می گرداند، سپس به شکار رفته و ند را بر روی تخت آهنین ترک می کند. ند مردانی را به سراغ [[گرگور کلگان]] (Gregor Clegane) می فرستد تا او را کشته و حملاتش را در سرزمین های رودخانه متوقف کنند. حملات گرگور به فرمان لرد تایوین انجام می گیرد، از آن جا که ادارد زخمی شده نمی تواند در میدان حاضر شود، پس آن ها نمی توانند او را دستگیر کرده و با [[تیریون]] مبادله کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نزاع شاهان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یورش شمشیرها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ضیافتی برای کلاغ‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رقصی با اژدهایان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان استارک در انتهای سده‌ی سوم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شجره نامه استارک}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهالی خانه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای تاریخی خاندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاندان‌های سوگند خورده ==&lt;br /&gt;
*{{نشان|Reed|کوچک}}'''[[خاندان رید]]''' از [[گری واتر واچ]]. [[میرا رید|میرا]] و [[جوجن رید]] به همراه [[برن ایتارک|برن]], [[سامر]] و [[هودور]] [[آنسوی دیوار]] هستند.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Glover|کوچک}}'''[[خاندان گلاور]]''' از [[دیپ وود موت]]. {{اسپویلر|با [[استنیس براتیون]] برعلیه [[خاندان بولتون]] متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Mormont|کوچک}}'''[[خاندان مورمونت]]''' از [[جزیره خرس]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Umber|کوچک}}'''[[خاندان آمبر]]''' از [[لست هارث]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Manderly|کوچک}}'''[[خاندان مندرلی]]''' از [[وایت هاربر]]. [[وایمن مندرلی]] [[داووس سی ورث]] را برای یافتن [[ریکان استارک|لرد بالادست]]ش به [[اسکاگوس]] فرستاده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Unknown|کوچک}}'''[[خاندان فلینت از کوهستان|خاندان فلینت]]''' از [[قبایل کوهنشین شمالی]]. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Wull|کوچک}}'''[[خاندان وول]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Norrey|کوچک}}'''[[خاندان نوری]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Liddle|کوچک}}'''[[خاندان لیدل]]''' از قبایل کوهنشین شمالی. {{اسپویلر|با استنیس براتیون علیه خاندان بولتون متحد شده‌اند.}}&lt;br /&gt;
*{{نشان|Tully|کوچک}}'''[[خاندان تالی]]''' از [[ریورران]]. هنگامی که راب خود را پادشاه شمال و [[پادشاه ترایدنت|ترایدنت]] نامید، سوگند وفاداری خوردند. هم‌اکنون تخت آهنین آن‌ها را از عناوین و زمین‌هایشان خلع کرده است.&lt;br /&gt;
*{{نشان|Westerling|کوچک}}'''[[خاندان وسترلینگ]]''' از [[صخره]]. پس از ازدواج راب با [[جین وسترلینگ]] به او ملحق شدند. هم‌اکنون به صلح پادشاه بازگشته‌اند و مشمول بخشش سلطنتی شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل‌قول‌ها ==&lt;br /&gt;
{{نقل قول|زمستونا سخته، ولی استارکا همیشه از پسش برمی‌آن.{{رف|بتت|4}}|[[ادارد استارک]]، به [[رابرت براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''تیریون:''' شما استارکا رو سخت می‌شه کشت.&amp;lt;br /&amp;gt;'''راب:''' شما [[خاندان لنیستر|لنیسترا]] هم بهتره اینو یادتون بمونه.{{رف|بتت|24}}|[[راب استارک]]، به [[تیریون لنیستر]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استارکا برای انتخاب کسایی که بهشون خدمت می‌کنن به دنبال شجاعت و وفاداری و صداقتن.{{رف|بتت|42}}|[[تیریون لنیستر]]، به [[بران]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|'''لیدل:''' وقتی که یه استارک تو [[وینترفل]] بود، یه دوشیزه می‌تونست با لباس روز نام‌گذاریش تو [[جاده شاهی]] راه بره و بهش تعرضی نشه، مسافرا می‌تونستن تو هر مسافرخونه و قلعه‌ای آتیش و نون و نمک پیدا کنن. اما حالا شبا سردتره، و درها بسته‌ان...وقتی یه استارک تو وینترفل بود اوضاع فرق می‌کرد. اما [[ادراد استارک|گرگ پیر]] مرده و [[راب استارک|گرگ جوان]]م به جنوب رفته بازی تاج و تخت رو بازی کنه، و همه اون چیزی که برای ما باقی مونده اشباحن.&amp;lt;br /&amp;gt;'''جوجن:''' گرگ‌ها دوباره برمی‌گردن.{{رف|یش|24}}|یک [[خاندان لیدل|لیدل]] به [[جوجن رید]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[جزیره خرس]] هیچ پادشاهی جز [[پادشاه شمال]] نمی‌شناسه و اونم اسمش استارکه.{{رف|ربا|3}}|[[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|استاد [[تئومور]]، بهشون بگو! هزار سال پیش از [[جنگ فتح|فتح]]، پیمانی بسته شد، سوگندی در [[ولفز دن]] در پیشگاه [[خدایان قدیم]] و [[مذهب هفت|جدید]] خورده شد. وقتی که ما از درد بستوه اومده بودیم و دوستی نداشتیم، از خونه‌هامون تعقیب شدیم و از جونمون می‌ترسیدیم، گرگ‌ها ما رو گرفتن و از ما در مقابل دشمنامون حفاظت کردن. [[وایت هاربر|این شهر]] روی زمین‌هایی که اونا به ما دادن ساخته شد. در عوض ما سوگند خوردیم همیشه مردان اون‌ها باشیم. مردان استارک!{{رف|ربا|19}}|[[وایلا مندرلی]]، به [[شورای مردماهی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و یادداشت‌ها ==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:خاندان های شمال]][[رده:خاندان های اشرافی]][[رده:مقالات با گفته های بدون منبع]]&lt;br /&gt;
{{خاندان های شمال}}&lt;br /&gt;
{{در حال ترجمه|[[کاربر:Lily Snow|Lily Snow]] ([[بحث کاربر:Lily Snow|بحث]])}}&lt;br /&gt;
[[en:House Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D8%B3&amp;diff=15615</id>
		<title>جزیره خرس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D8%B3&amp;diff=15615"/>
		<updated>2017-09-05T18:35:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: /* تاریخچه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bear_Island.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|جزیره خرس Bear Island &amp;quot;© FFG&amp;quot;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: Bear_Island_North.png|بندانگشتی|چپ|250px|نقشه شمال و موقعیت جزیره خرس]]&lt;br /&gt;
'''جزیره خرس''' جزیره ای دورافتاده در [[شمال]] و منزل [[خاندان مورمونت]] است. جزیره در [[خلیج یخ]] در جنوب [[ساحل یخ زده]] و شمال [[دیپوودمات]] قرار دارد.{{رف|سیا|وستروس}} مورمونت ها در [[دژ مورمونت]] سکونت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جغرافیا==&lt;br /&gt;
درخت های بلوط پیچ خورده کهنه، کاج های بلند، بوته های گل خاردار، سنگ های خاکستری پوشیده از خزه و تپه های شیب دار سرشار از نهر در جزیره خرس فراوان اند.{{رف|نش|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد بر منبعی نیمه معتبر، [[خاندان هوار]] به نشانه مالکیت اسبق خود بر جزیره خرس درخت سبزی را به نشان خانوادگی خود افزودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مردم==&lt;br /&gt;
جدا از تعداد کمی زارع، سایر ساکنان جزیره خرس در امتداد ساحل زندگی می کنند و به ماهی گیری می پردازند.{{رف|نش|12}} در گذشته ها که [[مردم آزاد]] از [[ساحل یخ زده]] و [[آهن زاده]] ها به جزیره خرس یورش می بردند، زمانی که مردان در حال ماهی گیری بودند، دفاع جزیره بر عهده زنان بود. این مهم باعث شکل گیری [[زنان سلحشور|فرهنگ سلحشوری]] در میان زنان شد.{{رف|یش|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
'''مردان آهن و شمالی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شمال]] و [[جزایر آهن]] برای مدتی طولانی در حال نزاع برای مالکیت جزیره خرس بوده اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}} {{رف|دیا|جزایر آهن}} هزاران سال پیش،&amp;lt;ref&amp;gt;ممکن است که پادشاه شب یک وودفوت بوده باشد&amp;lt;/ref&amp;gt; [[خاندان وودفوت]] بر جزیره خرس حکومت می کردند، پیش از فتح جزیره به دست [[آهن زاده]] ها.{{رف|یش|56}} مردان آهن دوران باستان [[دریای غروب]] را از جزیره خرس و [[ساحل یخ زده]] تا [[آربور]] در جنوب کنترل می کردند.{{رف|دیا|جزایر آهن}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راووس هوار]]، پسر [[پادشاه جزایر آهن]] [[هریاگ هوار]]، از جزیره خرس به عنوان پایگاهی برای هدایت غارت هایش استفاده می کرد. [[تیان استارک]]، یکی از [[پادشاه شمال|پادشاهان شمال]] آهن زاده ها را از جزیره خرس بیرون راند و شخصا راووس را کشت.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[لورون گریجوی]] پادشاه چوب آب اورده جزیره خرس را بازپس گرفت، اما پس از مرگ کراکن پیر جزیره دوباره از اختیار آهن زاده ها خارج شد. گفته می شود پادشاه [[رودریک استارک]] جزیره را در یک مسابقه کشتی گیری پیروز شد و آنرا به [[خاندان مورمونت]] بخشید،{{رف|بتت|66}} هرچند چندی از محققان به واقعیت داشتن این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}} احتمالا این اتفاق در قرن پس از تهاجم [[پادشاه صخره]]،[[جرولد لنیستر]] به [[جزایر آهن]] رخ داد، زمانی که پادشاهان چوب آب اورده ضعیف تر بیشتر تصرفات آهن زاده ها در غرب [[وستروس]] را از دست دادند.{{رف|دیا|جزایر آهن: تاج های چوب آب اورده}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جورا مورمونت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[جور مورمونت]] به [[نگهبانان شب]] پیوست تا پسرش [[جورا مورمونت]] بتواند بر جزیره خرس حکومت کند. جورا در کنار همسرش [[لاینیس های تاور]] بر جزیره حکومت می کرد. اما همسرش عقیده داشت جزیره ای دورافتاده مکان مناسبی برای یک [[خاندان های تاور|های تاور]] از [[اولد تاون]] نیست. پس از اینکه آشکار شد جورا برای حمایت پرخرجی های همسرش شکارچیان غیرقانونی را به [[برده داری|بردگی]] می فروخته،{{رف|یش|12}} لرد ارشد شمال [[ادارد استارک]]، به جزیره خرس رفت تا جورا را اعدام کرده یا مجبور به سیاه پوشیدن کند. هرچند قبل از رسیدن ند به آنجا، جورای رسوا شده کشتی ای اختیار کرده و به همراه همسرش به سمت تبعیدش بادبان کشیده بود.{{رف|بتت|12}} پس از آن جزیره خرس به خواهر جور، بانو [[میگ مورمونت]] رسید.{{رف|بتت|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بازی تاج و تخت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانو [[میگ مورمونت]] نیروهای جزیره خرس را جمع آوری کرده و آنها را در راه پیوستن به ارتش [[راب استارک]] هدایت می کند.{{رف|بتت|53}} سه تن از دخترانش او را همراهی می کنند، [[دیسی مورمونت|دیسی]] ، [[لایرا مورمونت|لایرا]] و [[جورل مورمونت|جورل]].{{رف|ربا|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نزاع شاهان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دنریس تارگرین]] قصد دارد که جزیره خرس را به شوالیه ی تبعیدی، سر [[جورا مورمونت]] برگرداند، در صورتی که [[تخت آهنین]] را به دست آورد.{{رف|نش|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیرها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پادشاه شمال]] راب، میگ را برای پیدا کردن لرد [[هاولند رید]] به [[نک]] می فرستد. در صورت اسیر شدن، میگ ادعا می کند که در حال بازگشت به جزیره خرس بوده است.{{رف|یش|45}} وارث جزیره خرس، دیسی، در [[عروسی سرخ]] در کنار راب کشته می شود.{{رف|یش|51}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[استاد ایمون]] برای درخواست کمک جهت دفاع از [[کسل بلک]] در برابر حمله [[وحشی ها]]، [[زاغ|زاغی]] را به جزیره خرس می فرستد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''رقصی با اژدهایان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی پادشاه [[استنیس براتیون]] از شمالی ها طلب بیعت می کند، کوچک ترین دختر میگ، [[لیانا مورمونت]] ده ساله، بر حمایت جزیره خرس از [[خاندان استارک]] تاکید می کند.{{رف|ربا|3}} هرچند وارث جدید جزیره خرس، [[آلیسان مورمونت]] پس از [[نبرد دیپوودمات]] و شکست کشتی های بلند [[آشا گریجوی]] به ارتش استنیس می پیوندد.{{رف|ربا|35}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[خاندان مورمونت|مورمونت]] های جزیره خرس خاندانی کهن، سرافراز و شریف بودند، اما زمین هایشان سرد و دوردست و بی حاصل بود.|تفکرات [[ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس زیبا اما دور افتاده است.|[[جورا مورمونت]] به [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس از خرس و درخت غنیه، ولی از هرچیز دیگه ای فقیر.|[[جورا مورمونت]] به [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|وقتی سر [[جورا مورمونت|جورا]] راجب جزیره خرس صحبت می کرد اشتیاق را در صدای او شنیده بود. اون هیچوقت نمی تونه منو داشته باشه، ولی یه روز می تونم خونه و شرفشو بهش برگردونم.|تفکرات [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس پادشاهی نمی شناسد جز [[پادشاه شمال]]، که [[خاندان استارک|استارک]] نام دارد|نامه [[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آشا: زنان مورمونت هم همه مبارز هستن. {{سخ}}آلیسان: ما چیزی هستیم که شما ازمون ساختین. در جزیره خرس هر بچه ای یاد میگیره که از [[آهن زاده|کراکن]] هایی که از دریا بیرون میان بترسه.{{رف|ربا|42}}|[[آشا گریجوی]] و [[آلیسان مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{منطقه ی شمال}}&lt;br /&gt;
[[en:Bear Island]]&lt;br /&gt;
[[رده:جزایر]] [[رده:خاندان مورمونت]] [[رده:خاندان هوار]] [[رده:مکان های شمال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15614</id>
		<title>تیان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15614"/>
		<updated>2017-09-05T12:11:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] تیان استارک Theon Stark[[پرونده:House Stark.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر =&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس =&lt;br /&gt;
| القاب = گرگ گرسنه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[پادشاه شمال]]&lt;br /&gt;
| خاندان =[[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ =[[شمالی]]&lt;br /&gt;
| همسر =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد =&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ =&lt;br /&gt;
| کتابها =[[بازی تاج و تخت]](اشاره شده) {{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده) {{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده) {{سخ}}[[دنیای یخ و آتش]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان =&lt;br /&gt;
| بازیگر =&lt;br /&gt;
| سریال =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تیان استارک''' مشهور به '''گرگ گرسنه''' ، [[پادشاه شمال]] و بزرگ [[خاندان استارک]] بود {{رف|نش|69}}. [[تیان گریجوی]] به هم نام بودنش با وی اشاره می کند{{رف|ربا|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
در سرداب وینترفل مجسمه ی سنگی تاج داری از تیان وجود دارد که او را لاغر، با موی بلند و ریشی باریک نشان می دهد. او به دلیل ظاهر نحیفش و جنگ های مداومی که [[شمال]] در دوران حکومتش در انها دخیل بود به گرگ گرسنه ملقب شد.{{رف|بتت|66}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
پادشاه تیان از [[شمال]] در برابر [[تهاجم اندال ها]] دفاع کرد. تیان با کمک [[خاندان بولتون]] جنگ سالار اندال، [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد. سپس پادشاه زمستان پیکر آرگوس را مانند مجسمه ای به دماغه کشتی اش نصب کرد و به سمت سواحل [[اندالوس]] در آنسوی [[دریای باریک]] بادبان کشید. تیان روستاهای اندال ها را به اتش کشید، صدها تن را کشت و سه خانه برجی و یک سپت مستحکم شده را تسخیر کرد. پادشاه سر های قربانیانش را به نیزه زد و برای ترساندن مهاجمان بعدی انها را در سواحلش به نمایش گزاشت.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها تیان [[سه خواهران]] در [[بایت]] را فتح کرد و ارتشی در [[فینگرز]] پیاده کرد؛ احتمالا در حین [[جنگ آنسوی آب]]. وی همچنین شورشی های [[ریلز]] را سرکوب کرد و به [[نگهبانان شب]] برای تحمیل شکستی سهمگین بر [[وحشی ها]]ی [[آنسوی دیوار]] یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هریاگ هوار]] [[پادشاه جزایر آهن]]، ناوگانی از کشتی های بلند [[آهن زاده]] ها را به سمت سواحل غربی شمال برد، [[استونی شور]] را فتح کرد و [[جنگل گرگ ها]] را به آتش کشید. پسر هریاگ، [[راووس هوار|راووس متجاوز]] از [[جزیره خرس]] به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده می کرد. تیان در نهایت راووس را کشت، و آهن زاده ها را از سواحلش بیرون راند، از جمله جزیره خرس و [[دماغه کراکن]].{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]] [[رده:نجیب زادگان]] [[رده:شخصیت های شمال]] [[رده:شخصیت های نخستین انسان ها در حین تهاجم اندال ها]] [[رده:پادشاهان شمال]] [[رده:حکام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Theon Stark]]&lt;br /&gt;
[[it:Theon Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15613</id>
		<title>تیان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15613"/>
		<updated>2017-09-05T12:10:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] تیان استارک Theon Stark[[پرونده:House Stark.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر =&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس =&lt;br /&gt;
| القاب = گرگ گرسنه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[پادشاه شمال]]&lt;br /&gt;
| خاندان =[[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ =[[شمالی]]&lt;br /&gt;
| همسر =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد =&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ =&lt;br /&gt;
| کتابها =[[بازی تاج و تخت]](اشاره شده) {{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده) {{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده) {{سخ}}[[دنیای یخ و آتش]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان =&lt;br /&gt;
| بازیگر =&lt;br /&gt;
| سریال =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تیان استارک''' مشهور به '''گرگ گرسنه''' ، [[پادشاه شمال]] و بزرگ [[خاندان استارک]] بود {{رف|نش|69}}. [[تیان گریجوی]] به هم نام بودنش با وی اشاره می کند{{رف|ربا|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
در سرداب وینترفل مجسمه ی سنگی تاج داری از تیان وجود دارد که او را لاغر، با موی بلند و ریشی باریک نشان می دهد. او به دلیل ظاهر نحیفش و جنگ های مداومی که [[شمال]] در دوران حکومتش در انها دخیل بود به گرگ گرسنه ملقب شد.{{رف|بتت|66}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
پادشاه تیان از [[شمال]] در برابر [[تهاجم اندال ها]] دفاع کرد. تیان با کمک [[خاندان بولتون]] جنگ سالار اندال، [[آرگوس هفت ستاره]] را در [[نبرد ویپینگ واتر]] شکست داد. سپس پادشاه زمستان پیکر آرگوس را مانند مجسمه ای به دماغه کشتی اش نصب کرد و به سمت سواحل [[اندالوس]] در آنسوی [[دریای باریک]] بادبان کشید. تیان روستاهای اندال ها را به اتش کشید، صدها تن را کشت و سه خانه برجی و یک سپت مستحکم شده را تسخیر کرد. پادشاه سر های قربانیانش را به نیزه زد و برای ترساندن مهاجمان بعدی انها را در سواحلش به نمایش گزاشت.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها تیان [[سه خواهران]] در [[بایت]] را فتح کرد و ارتشی در [[فینگرز]] پیاده کرد؛ احتمالا در حین [[جنگ آنسوی آب]]. وی همچنین شورشی های [[ریلز]] را سرکوب کرد و به [[نگهبانان شب]] برای تحمیل شکستی سهمگین بر [[وحشی ها]]ی [[آنسوی دیوار]] یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هریاگ هوار]] [[پادشاه جزایر آهن]]، ناوگانی از کشتی های بلند [[آهن زاده]] ها را به سمت سواحل غربی شمال برد، [[استونی شور]] را فتح کرد و [[جنگل گرگ ها]] را به آتش کشید. پسر هریاگ، [[راووس هوار|راووس متجاوز]] از [[جزیره خرس]] به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده می کرد. تیان در نهایت راووس را کشت، و آهن زاده ها را از سواحلش بیرون راند، از جمله جزیره خرس و [[دماغه کراکن]].{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]] [[رده:نجیب زادگان]] [[رده:شخصیت های شمال]] [[رده:پادشاهان]] [[رده:شخصیت های نخستین انسان ها در حین تهاجم اندال ها]] [[رده:پادشاهان شمال]] [[رده:حکام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[en:Theon Stark]]&lt;br /&gt;
[[it:Theon Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Bear_Island&amp;diff=15612</id>
		<title>Bear Island</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=Bear_Island&amp;diff=15612"/>
		<updated>2017-09-05T11:50:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، اضافه کردن تغییر مسیر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[جزیره خرس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D8%B3&amp;diff=15611</id>
		<title>جزیره خرس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AE%D8%B1%D8%B3&amp;diff=15611"/>
		<updated>2017-09-05T11:46:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ایجاد صفحه، ترجمه کامل از ویکی انگلیسی.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Bear_Island.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|جزیره خرس Bear Island &amp;quot;© FFG&amp;quot;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده: Bear_Island_North.png|بندانگشتی|چپ|250px|نقشه شمال و موقعیت جزیره خرس]]&lt;br /&gt;
'''جزیره خرس''' جزیره ای دورافتاده در [[شمال]] و منزل [[خاندان مورمونت]] است. جزیره در [[خلیج یخ]] در جنوب [[ساحل یخ زده]] و شمال [[دیپوودمات]] قرار دارد.{{رف|سیا|وستروس}} مورمونت ها در [[دژ مورمونت]] سکونت دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جغرافیا==&lt;br /&gt;
درخت های بلوط پیچ خورده کهنه، کاج های بلند، بوته های گل خاردار، سنگ های خاکستری پوشیده از خزه و تپه های شیب دار سرشار از نهر در جزیره خرس فراوان اند.{{رف|نش|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با استناد بر منبعی نیمه معتبر، [[خاندان هوار]] به نشانه مالکیت اسبق خود بر جزیره خرس درخت سبزی را به نشان خانوادگی خود افزودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مردم==&lt;br /&gt;
جدا از تعداد کمی زارع، سایر ساکنان جزیره خرس در امتداد ساحل زندگی می کنند و به ماهی گیری می پردازند.{{رف|نش|12}} در گذشته ها که [[مردم آزاد]] از [[ساحل یخ زده]] و [[آهن زاده]] ها به جزیره خرس یورش می بردند، زمانی که مردان در حال ماهی گیری بودند، دفاع جزیره بر عهده زنان بود. این مهم باعث شکل گیری [[زنان سلحشور|فرهنگ سلحشوری]] در میان زنان شد.{{رف|یش|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
'''مردان آهن و شمالی ها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شمال]] و [[جزایر آهن]] برای مدتی طولانی در حال نزاع برای مالکیت جزیره خرس بوده اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}} {{رف|دیا|جزایر آهن}} هزاران سال پیش،&amp;lt;ref&amp;gt;ممکن است که پادشاه شب یک وودفوت بوده باشد&amp;lt;/ref&amp;gt; [[خاندان وودفوت]] بر جزیره خرس حکومت می کردند، پیش از فتح جزیره به دست [[آهن زاده]] ها.{{رف|یش|56}} مردان آهن دوران باستان [[دریای غروب]] را از جزیره خرس و [[ساحل یخ زده]] تا [[آربور]] در جنوب کنترل می کردند.{{رف|دیا|جزایر آهن}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راووس هوار]]، پسر [[پادشاه جزایر آهن]] [[هریاگ هوار]]، از جزیره خرس به عنوان پایگاهی برای هدایت غارت هایش استفاده می کرد. [[تیان استارک]]، یکی از [[پادشاه شمال|پادشاهان شمال]] آهن زاده ها را از جزیره خرس بیرون راند و شخصا راووس را کشت.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[لورون گریجوی]] پادشاه چوب آب اورده جزیره خرس را بازپس گرفت، اما پس از مرگ کراکن پیر جزیره دوباره از اختیار آهن زاده ها خارج شد. گفته می شود پادشاه [[رودریک استارک]] جزیره را در یک مسابقه کشتی گیری پیروز شد و آنرا به [[خاندان مورمونت]] بخشید،{{رف|بتت|66}} هرچند چندی از محققان به واقعیت داشتن این داستان مشکوک اند.{{رف|دیا|شمال: قبایل کوهستانی}} احتمالا این اتفاق در قرن پس از تهاجم [[پادشاه صخره]]،[[جرولد لنیستر]] به [[جزایر آهن]] رخ داد، زمانی که پادشاهان چوب آب اورده ضعیف تر بیشتر تصرفات آهن زاده ها در غرب [[وستروس]] را از دست دادند.{{رف|دیا|جزایر آهن: تاج های چوب آب اورده}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جورا مورمونت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد [[جور مورمونت]] به [[نگهبانان شب]] پیوست تا پسرش [[جورا مورمونت]] بتواند بر جزیره خرس حکومت کند. جورا در کنار همسرش [[لاینیس های تاور]] بر جزیره حکومت می کرد. اما همسرش عقیده داشت جزیره ای دورافتاده مکان مناسبی برای یک [[خاندان های تاور|های تاور]] از [[اولدتاون]] نیست. پس از اینکه آشکار شد جورا برای حمایت پرخرجی های همسرش شکارچیان غیرقانونی را به [[برده داری|بردگی]] می فروخته،{{رف|یش|12}} لرد ارشد شمال [[ادارد استارک]]، به جزیره خرس رفت تا جورا را اعدام کرده یا مجبور به سیاه پوشیدن کند. هرچند قبل از رسیدن ند به آنجا، جورای رسوا شده کشتی ای اختیار کرده و به همراه همسرش به سمت تبعیدش بادبان کشیده بود.{{رف|بتت|12}} پس از آن جزیره خرس به خواهر جور، بانو [[میگ مورمونت]] رسید.{{رف|بتت|21}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اتفاقات اخیر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بازی تاج و تخت'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانو [[میگ مورمونت]] نیروهای جزیره خرس را جمع آوری کرده و آنها را در راه پیوستن به ارتش [[راب استارک]] هدایت می کند.{{رف|بتت|53}} سه تن از دخترانش او را همراهی می کنند، [[دیسی مورمونت|دیسی]] ، [[لایرا مورمونت|لایرا]] و [[جورل مورمونت|جورل]].{{رف|ربا|42}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نزاع شاهان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دنریس تارگرین]] قصد دارد که جزیره خرس را به شوالیه ی تبعیدی، سر [[جورا مورمونت]] برگرداند، در صورتی که [[تخت آهنین]] را به دست آورد.{{رف|نش|12}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''یورش شمشیرها'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پادشاه شمال]] راب، میگ را برای پیدا کردن لرد [[هاولند رید]] به [[نک]] می فرستد. در صورت اسیر شدن، میگ ادعا می کند که در حال بازگشت به جزیره خرس بوده است.{{رف|یش|45}} وارث جزیره خرس، دیسی، در [[عروسی سرخ]] در کنار راب کشته می شود.{{رف|یش|51}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[استاد ایمون]] برای درخواست کمک جهت دفاع از [[کسل بلک]] در برابر حمله [[وحشی ها]]، [[زاغ|زاغی]] را به جزیره خرس می فرستد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''رقصی با اژدهایان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی پادشاه [[استنیس براتیون]] از شمالی ها طلب بیعت می کند، کوچک ترین دختر میگ، [[لیانا مورمونت]] ده ساله، بر حمایت جزیره خرس از [[خاندان استارک]] تاکید می کند.{{رف|ربا|3}} هرچند وارث جدید جزیره خرس، [[آلیسان مورمونت]] پس از [[نبرد دیپوودمات]] و شکست کشتی های بلند [[آشا گریجوی]] به ارتش استنیس می پیوندد.{{رف|ربا|35}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نقل قول ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|[[خاندان مورمونت|مورمونت]] های جزیره خرس خاندانی کهن، سرافراز و شریف بودند، اما زمین هایشان سرد و دوردست و بی حاصل بود.|تفکرات [[ادارد استارک]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس زیبا اما دور افتاده است.|[[جورا مورمونت]] به [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس از خرس و درخت غنیه، ولی از هرچیز دیگه ای فقیر.|[[جورا مورمونت]] به [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|وقتی سر [[جورا مورمونت|جورا]] راجب جزیره خرس صحبت می کرد اشتیاق را در صدای او شنیده بود. اون هیچوقت نمی تونه منو داشته باشه، ولی یه روز می تونم خونه و شرفشو بهش برگردونم.|تفکرات [[دنریس تارگرین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|جزیره خرس پادشاهی نمی شناسد جز [[پادشاه شمال]]، که [[خاندان استارک|استارک]] نام دارد|نامه [[لیانا مورمونت]] به [[استنیس براتیون]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{نقل قول|آشا: زنان مورمونت هم همه مبارز هستن. {{سخ}}آلیسان: ما چیزی هستیم که شما ازمون ساختین. در جزیره خرس هر بچه ای یاد میگیره که از [[آهن زاده|کراکن]] هایی که از دریا بیرون میان بترسه.{{رف|ربا|42}}|[[آشا گریجوی]] و [[آلیسان مورمونت]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
{{منطقه ی شمال}}&lt;br /&gt;
[[en:Bear Island]]&lt;br /&gt;
[[رده:جزایر]] [[رده:خاندان مورمونت]] [[رده:خاندان هوار]] [[رده:مکان های شمال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ser_Duncan_The_Tall&amp;diff=15610</id>
		<title>کاربر:Ser Duncan The Tall</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ser_Duncan_The_Tall&amp;diff=15610"/>
		<updated>2017-09-05T11:44:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: خنثی‌سازی ویرایش 15609 توسط Ser Duncan The Tall (بحث)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:اعضا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ser_Duncan_The_Tall&amp;diff=15609</id>
		<title>کاربر:Ser Duncan The Tall</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Ser_Duncan_The_Tall&amp;diff=15609"/>
		<updated>2017-09-05T11:43:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:اعضا]]&lt;br /&gt;
[[رده:مکان های شمال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island_North.png&amp;diff=15608</id>
		<title>پرونده:Bear Island North.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island_North.png&amp;diff=15608"/>
		<updated>2017-09-05T07:53:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: موقعیت جزیره خرس در نقشه شمال 
رده:نقشه
رده:تصاویر نقشه ها&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;موقعیت جزیره خرس در نقشه شمال &lt;br /&gt;
[[رده:نقشه]]&lt;br /&gt;
[[رده:تصاویر نقشه ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island.jpg&amp;diff=15607</id>
		<title>پرونده:Bear Island.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island.jpg&amp;diff=15607"/>
		<updated>2017-09-05T07:19:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{FFG}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island.jpg&amp;diff=15606</id>
		<title>پرونده:Bear Island.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Bear_Island.jpg&amp;diff=15606"/>
		<updated>2017-09-05T06:40:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: جزیره خرس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جزیره خرس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15604</id>
		<title>تیان استارک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://westeros.ir/wiki/index.php?title=%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%A9&amp;diff=15604"/>
		<updated>2017-09-04T12:29:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ser Duncan The Tall: ویرایش تاریخچه، اضافه کردن قسمت شخصیت و ظاهر.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{اطلاعات اشخاص&lt;br /&gt;
| نام_شخصیت =[[پرونده:House Stark.PNG|50px|راست]] تیان استارک [[پرونده:House Stark.PNG|50px|چپ]]&lt;br /&gt;
| تصویر =&lt;br /&gt;
| توضیح_عکس =&lt;br /&gt;
| القاب = گرگ گرسنه&lt;br /&gt;
| عنوان = [[پادشاه شمال]]&lt;br /&gt;
| خاندان =[[خاندان استارک]]&lt;br /&gt;
| فرهنگ =[[شمالی]]&lt;br /&gt;
| همسر =&lt;br /&gt;
| محل_تولد =&lt;br /&gt;
| تاریخ_تولد =&lt;br /&gt;
| محل_مرگ =&lt;br /&gt;
| تاریخ_مرگ =&lt;br /&gt;
| کتابها =[[بازی تاج و تخت]](اشاره شده) {{سخ}}[[نزاع شاهان]](اشاره شده) {{سخ}}[[رقصی با اژدهایان]](اشاره شده) {{سخ}}[[دنیای یخ و آتش]](اشاره شده)&lt;br /&gt;
| نشان =&lt;br /&gt;
| بازیگر =&lt;br /&gt;
| سریال =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
'''تیان استارک''' مشهور به '''گرگ گرسنه''' ، [[پادشاه شمال]] و بزرگ [[خاندان استارک]] بود {{رف|نش|69}}. [[تیان گریجوی]] به هم نام بودنش با وی اشاره می کند{{رف|ربا|41}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شخصیت و ظاهر==&lt;br /&gt;
در سرداب وینترفل مجسمه ی سنگی تاج داری از تیان وجود دارد که او را لاغر، با موی بلند و ریشی باریک نشان می دهد. او به دلیل ظاهر نحیفش و جنگ های مداومی که [[شمال]] در دوران حکومتش در انها دخیل بود به گرگ گرسنه ملقب شد.{{رف|بتت|66}}{{رف|نش|69}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه==&lt;br /&gt;
پادشاه تیان از [[شمال]] در برابر تهاجم اندال ها دفاع کرد. تیان با کمک [[خاندان بولتون]] جنگ سالار اندال، ارگوس سون استار (Argos Sevenstar) را در نبرد ویپینگ واتر(Weeping Water) شکست داد. سپس پادشاه زمستان پیکر ارگوس را مانند مجسمه ای به دماغه کشتی اش نصب کرد و به سمت سواحل [[اندالوس]] در انسوی [[دریای باریک]] بادبان کشید. تیان روستاهای اندال ها را به اتش کشید، صدها تن را کشت و سه خانه برجی و یک سپت مستحکم شده را تسخیر کرد. پادشاه سر های قربانیانش را به نیزه زد و برای ترساندن مهاجمان بعدی انها را در سواحلش به نمایش گزاشت.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها تیان جزایر سیسترز در بایت را فتح کرد و ارتشی در فینگر پیاده کرد؛ احتمالا در حین جنگ انسوی دریا. وی همچنین شورشی های ریلز را سرکوب کرد و به [[نگهبانان شب]] برای تحمیل شکستی سهمگین بر [[وحشی ها]]ی [[آنسوی دیوار]] یاری رساند.{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هریاگ هوار]] پادشاه جزایر اهن، ناوگانی از کشتی های بلند [[آهن زاده]] ها را به سمت سواحل غربی شمال برد، [[استونی شور]] را فتح کرد و [[جنگل گرگ ها]] را به آتش کشید. پسر هریاگ، [[راووس متجاوز]] از [[جزیره خرس]] به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده می کرد. تیان در نهایت راووس را کشت، و آهن زاده ها را از سواحلش بیرون راند، از جمله جزیره خرس و [[دماغه کراکن]].{{رف|دیا|شمال: پادشاهان زمستان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع و یادداشت ها==&lt;br /&gt;
{{منابع|2}}&lt;br /&gt;
[[رده:خاندان استارک]][[رده:نجیب زادگان]][[رده:شخصیت های شمال]][[رده:پادشاهان]]&lt;br /&gt;
[[en:Theon Stark]]&lt;br /&gt;
[[it:Theon Stark]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ser Duncan The Tall</name></author>
	</entry>
</feed>